تبليغاتX
حاج آقا مسئلةٌ
حاج آقا مسئلةٌ
یه دفه روشو برگردوند و گفت : می فهمید دارید چی میخونید؟
                        خیلی برام جالب بود . تا حالا دقت نکرده بودم.......

بعد از نماز ظهر و عصر ، جاتون خالی پشت سر یکی از بزرگان داشتیم نماز میخوندیم. بعد از نماز عصر یه دفه روشو برگردوند و گفت : می فهمید دارید چی میخونید ؟ همه به هم نگاهی کردند و.........

یه ریش سفیدی از لابه لای جمعیت گفت : برا خاطره ثوابشه که می خونیم . یه نفر دیگه گفت : آخه تو این دعا دقیقا دست روی درد و دل ما گذاشته و خواسته های ما رو از خدا در خواست کرده  . اون یکی گفت:......

حاج آقا یه دستی به ریشهای سپیدش کشید و گفت :

در یکی از ماههای مبارک رمضان ، یکی از علاقمندان و منتظران حقیقی حضرت حجت (علیه السلام) به خدمت ایشان تشرف پیدا کرد . نماز را پشت سر حضرت اقامه نمود . تعقیبات ماه مبارک را حضرت با آن صوت دلربای خویش می خواندند تا رسیدند به دعای اللهم ادخل علی اهل القبور السرور ، اللهم اغن کل فقیر ، اللهم اشبع کل جائع .........

ایشان می گوید : همین که حضرت رسیدند به این فقره از دعا : اللهم رد کل غریب ، اللهم فک کل اسیر  روی مبارکشان را به من کردند و فرمودند : می دانی غریب و اسیر کیست؟

عرض کردم : آقاجان شما بفرمایید؟ حضرت فرمودند : غریب عالم منم .  همه دست نیازشان به سمت من است ولی حقیقتا به من روی نیاورده اند .منظور از اسیر منم . اگر یوسف اسیر چاه شد ، من اسیر زمان شدم ، تا خدا اذن دهد و از این اسارت زمانه خارج شوم و............

همین طور که این اهل دل داشت این تشرف را نقل میکرد ، شرمنده شدم  . پیش خودم گفتم : به راستی که غریب عالم حضرته .درسته جمکران زیاد میریم .دعای ندبه زیاد می خونیم و....... ولی چقدر از این اعمال فقط به خاطر خود حضرته ؟؟، چند بار حضرت را به خاطر خودشان صدایش کردیم نه برای رفع حوائجمون.

یه کم که فکر کردم ، دیدم اصلا این دعا همش به حضرت بر میگرده . یعنی میشه گفت: دعای فرج حضرته. من بعضی هاشو میگم شما ببینید این طورنیست .اگه این طور بود بیاییم از این به بعد در خواندن این دعا ، با حضور قلب بیشتری برای حضرت دعا کنیم ، چرا که فرج حضرت ، گشایش درکارهای خود ماست .

 چه زمانی همه فقیرها ، غنی می شوند (اللهم اغن کل فقیر). کی تمومه گرسنه ها سیر می شوند(اللهم اشبع کل جائع) . کدوم موقع فرج و آسایش در زندگی به واسطه رفع گرفتاریها حاصل می شود (اللهم فرج عن کل مکروب) ، کدوم لحظه است که حال تک تک من و شما به بهترین وجه تغییر میکند(اللهم غیر سوئ حالنا الی احسن الحال ) و..............

خدا کند که تا شب قدر ، تک تک ما بتوانیم با درک حضورش در تمامی زندگیمان ، کمی از غریبی خودمان را در نزد حضرت بکاهیم و تبسمی بر لبان زیبایش بنشانیم.    

 

|+| نوشته شده توسط حجة الاسلام محسن کریمی در یکشنبه هشتم شهریور 1388 ساعت 15:59 |

------------------- مگه من چه تحفه ایَم ، که این قدر برایم حریم قائل می شی. --------------------
                                                

                                               با سلام خدمت شما دوستان عزیز  

یادم میاد   توی هنرستان خیلی روش حساب باز کرده بودم . هر وقت یه گناهی انجام می شد ، پیش خودم می گفتم :اگه ازم روز قیامت بپرسن چرا گناه کردی ، میگم خوب کارای خوب هم انجام دادم (به یه عبارتی کم در هم) .

تا اینکه ، یکی از روزها ، دلمون هوای خدا رو کرده بود . رفتم به جلسه اخلاق یکی از خوبان اصفهان. (حضرت آیه الله ناصری).

اما عجب روزی بود . با حرفاش زد همه کاسه ، کوزه ها را شکست . کلی به خودم و اعمال خودم می نازیدم . می گفتم اگه دروغ گفتم ، خوب به دیگری هم کمک کردم ، اگه پشت سر کسی حرف زدم ، خوب نمازهامو خوندم ، اگه نگاهم و یا فکرم به جایی که نباید متوجه می شد ، رفته ، خوب روزه هم خیلی گرفتم.اگه...... و حساب و کتاب می کردم و خودمو معاف می کردم و حتی برخی مواقع طلبکار هم می شدم.

ولی تا حدیثو خوند ، انگار یه آب یخ ریخت رو سرم. گفت :در روز قیامت هر کسی سه تا پرونده داره . یکی : پرونده نعمتهایی که خدا به هر کدوممون داده . دوم: پرونده اعمال خوبی که انجام داده ایم. سوم :پرونده اعمال زشت و ناپسند.

پرونده اول را باز می کنن و خطاب به بنده می گویند :خوب در دنیا این نعمتها(چشم ، گوش، بدن سالم، ....مواهب طبیعی و....) را بهت دادیم ، چه کردی ؟ بنده کمی فکر می کنه و با کلی ادعا میگه من این اعمال عبادی (نماز و روزه و... ) را انجام دادم و کلی خوبی (پرونده اعمال خوب) کردم. خطاب می رسه: هر چند توی نماز و روزه هات و بسیاری از اعمال خوبت ، به فکر ما نبودی ولی این پرونده در عوض  پرونده نعمتهایی که بهت دادیم . ولی حالا پرونده سوم را میارن جلو . میگن خوب اینا چیه ؟ دروغ ، نگاه بیجا ، خشم بر پدر و مادر و........ اینجاست که دیگه بنده کم میاره. اینجاست که تا اون لحظه کلی ادعا کرده ولی حالا می بینه دستش خالیه و هیچ جوابی نداره.....

تا این حرفا رو این عالم اخلاق می زد ، گفتم خاک بر سرم ، اینا همه برا خودم فلسفه بافی کرده بودم ، خودم را طلبکار می دونستم ، در حالیکه هیچی برای ارائه به خالق مهربانم ندارم. دیگه از خودم ناامید شده بودم .

 اين عالم اخلاق هم همين طور كه داشت نقل مي كرد ،اشك از چشمانش سرازير بود . گفت : ولي آقايون ، خانوما ، يه وقت نااميد نشينا . خودش گفته بازم بيا ، مي بخشمت. اصلا جايي ديگه نداريم كه بخواهيم بريم ، هر جا بريم ، آخرش به خودش مي رسيم. اين قدر مهربونه كه ميگه : هنگامي كه بنده گهنكارم به طرفم باز مي گرده ، به ملائكه مباهات مي كنم ، كه ديديد دوباره بنده ام برگشت. آخه خدا جون مگه من چه تحفه اي هستم ، كه اين قدر برايم حريم قائل مي شي .

خداجون بزار از صميم قلب بگم : دوست دارم  .

|+| نوشته شده توسط حجة الاسلام محسن کریمی در شنبه هفتم اردیبهشت 1387 ساعت 23:49 |

**برای حفظ سلامتی معنوی خویش، سعی کنیم تو زندگیمون ، پامونو از گلیممون درازتر نکنیم.**
                  با سلام و تبریک مجدد سال نو دسته گلخدمت تک تک شما دوستان و بزرگواران

بدون مقدمه

همین طور که وارد خیابون شدم ، دیدم یه آقا پسری سوار موتور ، گوشه خیابون ایستاده ، و جوری وانمود می کرد که یعنی منتظرم 105. اومدم از مغازه سوپری ، کالاهای مورد نیازی که وزیر جنگ ( شما بخونید همسرم) تلفن زدن را خریداری کنم .

بعد از خرید دیدم ، این آقا پسر به دختر خانمی که داشت از کنار خیابون رد می شد ، یه عنایتی فرمودwhistling . بعدم سوار موتور شد و رفت به دنبال سوژه love struck.

دیدم این طوری که نمی شه I don't know. پیش خودم گفتم: برسم بهش و بگم :عزیز دل برادر ، اینکه رسمش نیست.Nono اگه قرار باشه ، هر کسی به دختر مردم نگاه از روی هوس و کلام آلوده تحویل بده ، باید منتظر باشه ، مادر و خواهر و در آینده دختر خودش هم از این مقوله ها در امون نمونه  Ph34r2 و .......

اینها تو ذهنم داشت می گذشت ، که دیدم ، آقا پسره داره به من نگاه می کنهItshot و فهمیده که رفتم تو کوکش . ازدور یه ژست حق به جانبی گرفت 70و اخمشو برد تو همو  یه چیزایی زیر زبونی داشت می گفت . دو سه قدمی که به طرفش برداشتم ، سوار موتور شد و یه نیش گاز زد و کُرکُریم شیطانی می خوند.

کمی که دور شد با ماشین رفتم تا بهش رسیدم ( مشغول مورد عنایت قرار دادن یه نفر دیگه ای بودتعجب.) تا پیاده شدم ، رنگ از رخسارش پریده بود 59. گفتم خدا وکیلی خجالت نمی کشی علاف و تلاف ، هر دفه ای به یه نفر یه چیزی میگی . دیدم اصلا تو این وادیا نیستWhistle . می گفت جامعه بد شده ، همه همین طور شدند . یه کم که حرفاشو زد ، دیدم باید با حرفام یه سطل آب رو سرش خالی کنم تا از این حالت گیجیUpsidedwnsmiley در بیاد ، بهش گفتم :خوب خودت چطوری؟ راستی از مادر و خواهرت چه خبر ؟ خوب هستند؟ ......

یه دفه گفت What: خواهر و مادر من؟ به شما چه؟ ببین داری چی میگی؟... 

بهش گفتم : چی شد خواهر و مادر تو محترمند ولی خواهر و مادر دیگران باید از لب تیغ حرفای زشت تو بگذرند و بد نیست. اگه واقعا این قدر برات خونوادت مهمّند ، خوب دیگران نیز خونوادشون براشون مهمند.

گفت مگه این خواهر شماست ؟ گفتم این شعرو تا حالا نخوندی : بنی آدم اعضای یکدیگرند.....گفت:حاج آقا اصلا شمارو تو یه قبر می زارن ، منم تو یه قبر . شما خوب ، ما هم بد Cigar.دیگه برا چی به ما گیر میدین؟  گفتم درست می گی . شما می تونی الان بری خود کشی کنی یا اینکه سرتو محکم بزنی تو دیوار عصبانییا اینکه یه چاقو برداری دست خودتو ببری. چون حق خودته . ولی الان داری به حقوق دیگران لطمه می زنی . پاتو از گلیم خودت بیشتر دراز کردی . وقتی وارد اجتماع شدی فقط تو تنها نیستی ، بلکه باید حقوق همه رو در نظر بگیری . مثله اینکه سوار یه قایق بشی ، بعد شروع کنی سر جای خودتو سوراخ کنی و بگی دیگران حق ندارن چیزی بگن ، چون  من سر جای خودمو دارم سوراخ می کنم......

بهش گفتم : تو الان میری ولی یه کم فکر کن Question، ببین فرق ما با یه حیوان که عقل نداره چیه61؟ اگه میگی همه جامعه بد شدند که من خودم این حرفتو قبول ندارم ، آیا منم باید بد بشم ، آیا مهم این نیست که انسانیت ماها حفظ بشه ، حالا هر کجا که باشیم ؟ این چند صباح هم می گذره ، آیا خدا ما را برای همین آفریده بود Oof؟ خیلیا به مانند یوسف یا اصحاب کهف یا زن فرعون ویا....بودند که انسانیت خودشونو حفظ کردند ، آیا اونا نمی تونستند به هوس بوس 2خودشون اعتنا کنند و هرزگی انجام بدهند؟ اما هر چی بود گذشت . زلیخا گذشت ، یوسف نیز گذشت . فرعون گذشت ، آسیه همسر فرعون نیز گذشت . اصحاب کهف گذشتند و اونایی هم که می خواستند حق حیات اینا رو بگیرند که چرا خدا پرستند نیز گذشت. ما نیز هم می گذریم اما بیا جوری زندگی کنیم که بمانیم نه اینکه تمام شویم.

-----------------------

تبصره ۱: این مطالب فقط پیرامون آقا پسرها نیست، بلکه دختر خانم هایی، که متوجه نوع بیرون اومدن و پوششون نیستن نیز هست .

تبصره۲: خدا در درون تک تک ما یه پلیس نامحسوس گذارده به نام نفس لوامه.به اخطارهاش توجه کنیم.

تبصره ۳: اگه می خوایم شخصیت موفقی داشته باشیم ، باید انسانیت خودمون تقویت کنیم نه حیوانیت خودمونو . و در طول تاریخ اونایی موفق بودند که خویشتن را حفظ نمودند نه یله و رها.

 خدایا خودت ،دستگیری کن از این بنده ات تا بتوانیم در مسیرت گام برداریم و به توی مهربان نزدیک گردیم . الهی لاحول لی و لا قوه الاّ بقدرتک .103

|+| نوشته شده توسط حجة الاسلام محسن کریمی در سه شنبه بیستم فروردین 1387 ساعت 0:35 |

عنوان نذاشتم تا عاشق تر ها بخونن....

سلام خدمت همه شما رفقای عزیز.

یه بحث مفصلی داشتیم. دیدم اگه نقل کنم شاید مورد استفاده همه قرار بگیره. آخه این موضوع از مقوله هایی است که دغدغه  تک تک ماهاست .و متاسفانه برخی نیز برای رسیدن به آن به نا کجابادها سر در می آورند.

می گفت حاج آقا :خدا وکیلی خسته شدیم . بابا هر چی بیشتر دست و پا زدیم ، به عوض اینکه راهی برامون پیدا بشه و ما هم آدم با صفایی بشیم و سر و سری با خدای مهربون داشته باشیم ، بیشتر دور شدیم و .............ببین یه نفر مثله رسول ترک پیدا می شه تو تهرون که همه ازش حساب می بردند ، اصلا هر جا دعوا میشده و یکه بزن می خواستن ، رسول را صداش می زدند ولی یه دفه تحولی براش رخ می ده که اصلا از این رو به اون رو میشه و به جایی می رسه که با سوز درونش ، یه بیت شعر تو مجلس  آقا ابی عبد الله می خونده و آتیش به هستی مخاطبانش می زده  ولی ما.........

خوب که حرفاشو زد ، دیدم همون پرسشیه که مدتی ذهن خودم را به خودش مشغول کرده بود  تا اینکه یه زمانی خدمت یکی از بزرگان اصفهان ،حاج آقای معمار منتظرین رسیدم و در اون مجلس فهمیدم که چرا در زندگیه من ، سر و کله خستگی پیدا شده و از لحظه لحظه زندگیم لذت نمی برم.

شروع کردم با این جوون صحبت کردن ، دیدم اونایی که اطراف ما نشسته بودنو گفتگوی ما را زیر نظرشون داشتند ، خودشون را به صورت نامحسوس نزدیک ما کردند ،ما هم اول شیطونیمون گل کرد ، عمدا با تن صدای آروم صحبت می کردم تا اینکه یه نفرشون گفت : حاجی ما رو گرفتی........

 بهشون گفتم : ببینید یه زمانی انسان خودش می خواد به تنهایی حرکت کنه ، باید خیلی زحمت بکشه ، آخرش هم معلوم نیست درست به مقصد برسه یا نه. ولی یه زمانی انسان دستش را میده به یه بزرگتری که هم راه را خوب بلده ، هم می دونه از روی دلسوزی از کمترین محبتی برای انسان ، دریغ نمیکنه...

گفت :خوب حالا چه ربطی داره به بحث ما.

گفتم :بسیاری از مواقع ماها خودمون خواستیم با یه برنامه ریزی به اوج قله معنویت برسیم در حالیکه نه مقصد را خوب بلد بودیم ، نه راه را خوب می شناختیم ، تازه خودمون را هم خوب نمی شناختیم.اینجا بود که خدا مضطر بودن من را که دید ، حجتش را برایم فرستاد. بهم گفت: او هم خودت را به خودت می شناسونه ، هم مقصد را که قرب به منه را چشیده و درک کرده و هم راه را خوب بلده .

درسته، اشکال ما اینه که ، در خونه اهل بیت میریم ، ولی آیا خدا وکیلی  از همون ابتدا به مانند یه عبد میریم ، یا اینکه همه کارها را که کردیم و به بن بست برخوردیم ،تازه به یاد اماممون می افتیم .البته اینو بگم اونا دست ماها رو می گیرن و کمک می کنن . تک تک ماها هم اینو درک کرده ایم.

در این جور نوع رابطه ها نباید انتظار داشت ،  آنچه که نصیب خوبان خداست ، که سر و سری  با امام خویش دارند و از لذت انس ، جانشان شیرین گردیده ، نصیب ما نیز گردد ، چرا که آنان از همون ابتدا تمسک به اهل بیت می نمایند و هر چه که امر فرمودند را از صمیم قلب می پذیرند نه اینکه به مانند برخی از ماها ، هر جا به نفعمون باشه را می گیریم و مابقی را رها می کنیم.

گفتم : ببینید جناب حر ، تا کربلا هم اومده ولی تا اون زمانی که تسلیم محض حضرت نشده ، هنوز مَحرم نشده و لذا در لشکر یزید قرار داره ولی اون لحظه ای که دلو یه دله کرد و دلشو به تعبیر من حسینیه ابی عبد الله کرد ، خود ابا عبد الله دلتنگش شدند .به راستی چند نفره ما دلمون را یه دله کردیم . (طوری نیست بزار بهت بگم  الان که دارم می نویسم اشکم جاریه  ) ، به راستی چند نفرمون دلمون حسینیه ابی عبد الله شده ، که انتظار .....

 می خوام هر چه دلم خواست را انجام بدم، بعد راه پیدا کنم . بابا تا حالاش هم خیلی بهمون لطف کردند .بین خودمون و خدا ، ببینیم چقدر اهل بیت را در نظر داشتیم که حالا توقع داریم....

اما می دونید برا چی به اینجا رسیدیم .؟ برای اینکه باور نکردیم    اونا می تونن دستمون را بگیرن . حتی برخی مواقع دستمون را از دستشون رها کردیم ولی خیلی زود زمین خوردیم، دوباره زیر بغلهامو نو گرفتند و بلند کردن و مهمتر از اون اینه که اصلا به رویمون هم نیاوردند.

ببینید رفقا ، باید راست و حسینی بیایم ببینیم می خوایم چیکار بکنیم .

  راه حل چیه ؟؟. یکی اینکه خودمون حرکت کنیم و دست و پا بزنیم تا شاید برسیم . دوم راهی آسانتر و در عین حال مطمئن تر اینکه خودمون را به حضرات معصومین بسپاریم تا آنها ما را به مقصد رسانند .

یه مثال براتون بزنم تا کمی ذهنتون از آشفتگی رهایی پیدا کنه.

یه موقعی شما می خواین از یه رودخانه عبور کنید . دوتا راه دارید . یکی اینکه به آب بزنید و شناکنان حرکت کنید تا به منزل مقصود برسید. در این نوع رفتن خیلی آفات وجود دارد از جمله خستگی بدن ، برخی مواقع هم یکی دو قولوب آب می خوریم ، آخرش هم معلوم نیست سالم برسیم یا خیر. دومین راه اینه که سوار کشتی و یا قایقی بشیم .نه خستگی داره ،نه آب خوردن ، به سلامت نیز به منزل مقصود می رسید .

آیا تا حالا به این حدیث فکر کردید که فرموده اند : ان الحسین مصباح الهدی و سفینه النجاه.

امام حسین(علیه السلام) نوری است که ما خستگان را به سمت خویش فرا میخونه و دست تک تک مارا میگیره و سوار بر کشتی هدایت می کنه . هنوز هم صدای حضرت بلنده : هل من ناصر ینصرنی ...آیا کسی هست تا دستش را به دست منه ابی عبد الله برسونه و ........

حالا انتخاب با خود ماهاست . خود برویم یا اینکه خود را به امام خویش بسپاریم . جناب حر و یا رسول ترک و یا بسیاری دیگر ، دومین راه را انتخاب نموده اند و در عمل نیز نشون دادند که رنگ خدایی گرفتند.

دوستان ،عرفه نزدیکه . به نظر من اولین کلاس حضرت ، روز عرفه برگزار میشه . اسمش هم روشه . عرفه یعنی شناخت . خواهشم اینه، این بار بشینید با توجه به معانی ، این دعای بسیار شریف را بخونید . ببینید به خودتون و یا کسی دیگه می تونید اعتماد کنید ، یا اینکه خودتون را دربست در اختیار حجت خدا قرار می دهید و می گویید : از تو به یک اشارت ، از ما به سر دویدن .

صحبت پایانیم اینه که کاروان ابی عبد الله حرکت کرده ، بیاییم کاری کنیم تا روز عاشورا ما هم به مانند حضرت عباس (سلام الله علیه) فنای ابی عبد الله شویم .

به امام صادق(علیه السلام) عرض کردند : آقاجان ، حضرت عباس که به امام حسین (علیه السلام) خیلی علاقه داشتند، پس چرا نامشون در زیارت عاشورا نیامده است ؟؟.

حضرت فرمودند : چرا اومده ، مگه در زیارت عاشورا نخونده ای : السلام علیک یا ابا عبد الله و علی الارواح التی حلت بفنائک . عرض کرد :چرا آقاجان . حضرت فرمودند ، عباس فنای در حسین شده بود تا اونجایی که حتی نمی خواد اسمش در جایی باشه و همه جا نام محبوبش باشه.

الهی به حق فراتِ تشنه لب ، به لبان حضرت عباس ، افکار ، اعمال و کردار ما را فانی در عزیزت حسین بگردان و به واسطه محبت به ابا عبدالله ، ما را محب خویش بگردان چرا که خود فرموده ای: احب الله من احب حسینا .  خدا دوست دارد کسی را که به حسینش عشق بورزد.

                                                               دعای به یکدیگر فراموشمان نگردد.

|+| نوشته شده توسط حجة الاسلام محسن کریمی در شنبه بیست و چهارم آذر 1386 ساعت 21:3 |

هر روز امام رضا داره امثاله من و شما را شفا میده .

با سلام خدمت همه شما دوستان و رفقای عزیز . 

از اینکه این چند وقته به خاطر مشغلاتی در خدمتتان  نبودم  عذرم را پذیرا باشید .

اولا: از بس پرسشهای خصوصی  شما در ایمیل و ستون نظرات درج شده و بنده هدف به راه انداختن این وب را پاسخگویی به پرسشهای شما قرار دادم ، لذا کمتر تونستم مطلب  وبم را بروز کنم.

دوما : فکر کنم از این به بعد هم فرصتم محدودتر بشه ، چرا که حضور در دبیرستانهای دخترونه و پسرونه اصفهان و پاسخگویی   به پرسشهای اونا وقت زیادی را می طلبه.

سوما ، ما که شما رو به این راحتی رهاتون نمی کنیم ، بهتون سر می زنیم .

واما مطلب این دفمون به خاطر اینکه نزدیک میلاد ولی نعمتمون آقا علی بن موسی الرضاست  ، اختصاص به ایشون داره.

یه نفر ازم پرسید : ما این همه به پابوسی امام رضا (علیه السلام) رفتیم تا حالا ندیدیم حضرت کسی رو شفا بده . فقط از این و اون شنیدیم.

خوب که صحبتاشو کرد ، توقع داشت   یه جوری تاییدش کنم .

بهش گفتم : حرفت درسته از این بابت که ندیدی حضرت کسی رو شفای جسمی بدهند ولی هر روز امام رضا داره امثال  من و تو را شفا می ده .

یه نگاه عاقل اندر سفیهی    بهم کرد و گفت : شما را شفا داده ، خبر ندارم ولی چرا پای منو وسط می کشید.

گفتم ببین عزیز دل برادر . یه نفر مریضی جسمیه سختی می گیره و همه جوابش می کنند . خوب میره پیش حضرت تا وساطت شفای او از درگاه خداوند شوند .

ولی همه مریضیها به جسم ختم نمیشه . بلکه یه نکته مهمتر هست و اون روحه آدمه که گاهی مریض می شه . بعضی وقتها به اندازه  یه سرماخوردگی ولی بعضی وقتهام حالش وخیم میشه.

بهش گفتم : تا حالا نشده پکر   باشی و بری حرم . تا داری میای بیرون شنگول  شدی. گفت : چرا.

گفتم : نشده بعضی وقتا با دیگران که چه عرض کنم حتی با خودتم قهر   باشی ، بری تو حرم ، شاد و خرم بیای بیرون. گفت : چرا.

همین طور براش هی مثال زدم : نشده اضطراب داشته باشی ، نشده از همه چیز خسته   شده باشی ، .......

خب که جوابمو داد بهش گفتم : بابا شفا دادن جسمی که زیاد کاری نداره،امام رضا کاری میکنن که هیچ کسه دیگه نمی تونه انجام بده.

امام رضا (علیه السلام) ، علاوه بر شفای جسمی ، قلبهای   آدما را درمون می کنن . مگه آیه قرآن را  نشنیدی که میگه : به خاطر دوری از خدا زندگی برشون سخت شده  و حالشون گرفته شده   و از این حالت بیرون نمیاند الا اینکه دوباره نور خدا در زندگیشون تابان بشه......

  این امام رضاست  که با مهمون کردنمون در مشهد و یا نه در هر کجا که باشیم ، اول ما را با خودمون ، بعد با خدای مهربون آشتی   میده . یعنی خدا را دوباره مهمون قلبهامون می کنه.  این خیلی مهمه ،  تو زیارتشون هم می خونیم : السلام علیک یا نور الله فی ظلمات الارض .یعنی ای کسی که به خاطر دوری از شما و خدا ، دلم را ظلمات    گرفته و به مانند زمستون زمین دلم سخت  شده ، ولی وقتی یادت کردم و باهات مناجات    کردم و بارون بهاری بر روی گونه هام سرازیر شد (لا یمسه الا المطهرون) ، دلهامون دوباره تازه و بهاری  میشه ، چرا که خدا دوباره در قلبمون حضور پیدا کرده.....

 

دیدم اشک تو چشماش حلقه زده . فکر کنم متوجه شده بود که خودشم شفا یافته حضرته. من دیگه چیزی بهش نگفتم و اومدم .

 

و اما عیدیه منم به شما یه حدیث زیبا از حضرته .

مَن لم یَقدر علی ما یکفّر به ذنوبه ، فلیکثر من الصّلوات علی محمّد و آله ، فانّها تهدم الذّنوب هدماً.

 

اگه هر کاری برای آمرزش گناهانت کردی ، ولی بازم ته دلت نگران بود که آیا بخشیده شدی یا نه ، پس زیاد صلوات بفرست بر محمد و آلش.بدان که صلوات ، گناهانت را از بین خواهد برد .  نوش جانتان . 

 

خدایا  لحظه ای ما را از یاد امام رضا دورمون نکن ، چرا که همان لحظه ،طعمه شیطان می گردم.

|+| نوشته شده توسط حجة الاسلام محسن کریمی در شنبه بیست و ششم آبان 1386 ساعت 21:30 |

حتی تو لحظه گناهت ما رو فراموش نکن...

با سلام خدمت شما بزرگواران

چند شب پیش از مسیری که برای نماز خواندن    به طرف مسجد حرکت می کردم ، گذرم به تعدادی جوون  افتاد که بازم دیده بودم اونجا می ایستند . متاسفانه برخی مواقع هم مزاحمت    برای خانمها ایجاد می کردند.

همین طور که رد می شدم پیش خودم گفتم : اگه عبور کنم و چیزی نگم ، تایید  کاراشون می شه . اگه بخوام تذکر بدم  از کجا شروع کنم تا نتیجه بدهد. (تو پرانتز بگم . بعضی مواقع برای فرار از تذکردادن میگیم ، یکی از شرایط امر به معروف تاثیر پذیری طرف مقابله ، و چون تاثیر نداره پس شتر دیدی ندیدی . وحاضر نیستیم یه مقدار فکر کنیم ، تا یه راه مناسب پیدا نماییم.)

خلاصه با هر ترفندی   که بود ، سلام علیکی باهاشون کردم (چون نمی خواستم برخوردم چکشی  باشه و با برخورد بد و خاطره ای تلخ   از کنارشون رد بشم .) و شروع به توضیح مطلب کردم:

ببینید رفقا شما که اینجا ایستادید خوبیت نداره ، می دونم نیاز به تفریح و گعده گیری  دارید  ولی  دختر مردم ، خانمها می خوان از اینجا رد بشن و شما بدون اینکه توجه داشته باشید ، مزاحمت برای اونا ایجاد کرده اید. و......

 یه منبر وسط چهارراه رفتیم . فقط به جای چای ، جای قلیون کم بود . البته سیگارش موجود بود. یه قول زورکی بهمون دادند که دیگه اونجا نایستند.

از اون به بعد روزا تا میومدم از تو محل گذر کنم ، می دیدم این بنده خداها سر چهارراه ایستادند ولی همین که ما را از دور می دیدند ، متواری می شدند . پیش خودم گفتم: این خوبه ولی اینا ترس از من دارند . باید یه کاری کرد که از خدا خجالت   بکشند ، چون اون همیشه حاضره و.....

از قضا یکی از روزها داشتم با ماشین می رفتم . این دفه دیگه غافلگیر   شده بودند . نه راه پس داشتند نه راه پیش.

گفتم : قراره ما این نبود . با دستپاچگی یکیشون گفت: همین الان اومدیم و داریم میریم. ولی یکی توشون پیدا شد ، گفت : حالا اینجا باشیم مگه چی میشه؟   دیدم سوال نیست یه نوع اعتراضه. بهش گفتم توضیحمو به این آقایون دادم . دیدم نه ، شده مصداق  بز گر گله .نیازه به توضیح نداره چون نمی خواست قبول کنه . بهش گفتم: احترام هر کسی  دست خودشه . بدون همیشم خوش اخلاق  نیستم...

اومدم منزل . حدود ساعت 10شب بود . زنگ منزلو زدند . رفتم دمه درب . دیدم به به . آقایون سر چهارراهی  همه جمعند . از یه طرف پیش خودم   گفتم: اینا یعنی چیکار دارند. از طرف دیگه مردم که رد میشدند ، با تعجب  نگاه می کردند ، که حاج آقا دستش با اینا تو یه کاسه است .

شروع کردند به درد و دل. حاج آقا ما جایی رو نداریم ، فضای سبز بریم ، نیروی انتظامی گیر می ده،  اگه یه استخر بخوایم بریم کلی پولشه، و......

بهشون گفتم : بابا ما هم جوون  همین مملکتیم . نمیگم مشکل نیست ولی نمیشه که سر خیابون بایستید و بعد مزاحم دیگران باشید . اصلا خود ما با بچه های مسجد ، شبا گل کوچیک را برمی داریم و میریم یه فوتبال  دبش می کنیم ، بعدش هم یه اسنک  می خوریم و....از این به بعد شما هم  شما هم بیایید .

خلاصه سرتون را درد نیارم ، آخرش یکیشون گفت : حاج آقا برا اینکه این مشکل حل بشه، شبا ما می خوایم بیایم مسجد   ، شما هم زمینشو جور کنید ، اونجا دور هم بشینیم .....

حسابی غافلگیر شده بودم .حالا تو فکر اونم که چیکار کنم که یا اینا مسجد و مسجدی را بدنام نکنند یا نماز گزاران باهاشون برخورد بد  نکنند . ولی خوبیش اینه که تا حالاش به کمک اهل بیت (علیهم السلام) به خیر گذشته.بقیه اونم خدا کمک می کنه.

راستی چون نزدیک شهادت صادق آل محمد(صلوات الله علیهم) هستیم خوبه این حدیثو که متناسب با همین موضوعیه که  براتون نوشتم را نقل کنم ، ببینیم حضرات معصومین چگونه برخورد می کردند:

یه شخصی تو مدینه ، به امام صادق (علیه السلام) ابراز لطف   می کرد و نسبت به ایشان علاقه و محبت داشت. فقط بعضی مواقع از روی غفلت گناه می کرد.

در یکی از روزها ، از روی غفلت و نادیده گرفتن خدا، شرابی خورده بود و به قول خدامون تلو تلو می خورد . همین که داشت از توی کوچه رد می شد ،نگاهش به امام صادق افتاد که داشتند از همان کوچه به سمت او می آمدند . از روی محبتی که به حضرت داشت ، خجالت کشید . پیش خودش گفت : اگه برگردم بروم ، امام ممکنه فکر کنند من از ایشان دوری می کنم . اگه بخوام رد شوم ، امام از حالتم می فهمند چه غلطی کرده ام . روشو کرد به دیوار وشروع کرد بند شلوارشو محکم کنه یعنی اینکه..... ، تا حضرت از کنارش عبور کنند ، زمانی که حضرت رسیدند به این شخص ، زدند سر شونش و بهش گفتند : فلانی حتی در موقع گناهتون هم از ما دوری نکنید وعبورکردند و رفتند .

هر کدوم از ما ها هم یه خطایی  کرده ایم ، ممکنه مثله هم نباشه ولی مهم اینه که خطا کرده ایم ولی بیاییم به این فرمایش نورانی حضرت عمل کنیم و در هیچ زمانی و هیچ موقعیتی از حضرات معصومین دوری نکنیم . چرا که محبت به این خاندان انسان را از بن بستها ، رهایی می بخشد .

|+| نوشته شده توسط حجة الاسلام محسن کریمی در یکشنبه سیزدهم آبان 1386 ساعت 22:55 |

میخواست با حرفش منو به جوش بیاره ........

با سلام   . در این فاصله ای که به پابوسی امام رضا (علیه السلام) نائل شده بودم ، خیلیهاتون ابراز لطف    نموده بودید ، بنده هم به رسم ادب و وظیفه سلام شما را به حضرت رساندم و تجربه کبوتر حرم شدنتان را در فضای ملکوتی و بهشتیه امام رئوف را از درگاه حضرتش مسئلت نمودم.

تو این سفر اتفاقات خیلی جالبی    رخ داد ولی چون فرصت نیست به برخی از اونا اشاره  می کنم:

*/*سوار شدن بر اسب آهنی (منظورم همون قطاره) از بس تو حرکت،آدمو بالا و پایین میاندازه .تازه این یعنی از نوع خوبش بود.  */*تلاقی نگاهم با گنبد طلایی */*آشنایی حضوری    با دوست عزیزم جناب آقای نبی خواه یکی از خادمان حرم و مدیر وبلاگ خاطراتی از خدام حرم امام رضا (علیه السلام) */* تناول غذای لذت بخش حرم (البته بیشتر از لحاظ معنوی) */* سوار موتور شدن حاج آقا برای رسیدن به یه کار ضروری*/* خدمتکار شدن در رستوران هتل به خاطر لباس سفیدم */*و........صدها خبر دیگه که هر کدومش باشه برای یه موقع مناسب.

روز آخرم که برای وداع   رفته بودم به حرم ، یه جمله بیشتر رو زبونم جاری نشد :

ما که مهمون خوبی نبودیم   برای شما ، ولی شما سنگ تموم گذاشتید .گل به جمالتون .

  پس از یه احوال پرسی   و نقل خاطرات ، برسیم به مطلب این هفتمون:

داشتم تو پیاده رو می رفتم و روی یه مطلبی فکر می کردم  ، دیدم از پشت سرم یکی میگه   : حج آقا (آخه اصفهانیا الف حاج آقا را حذف می کنند ، یه وقت فکر نکنید خدای ناکرده به خاطر خساسته   بلکه می خوان صرفه جویی در وقت بکنن   ) . پیش خودم گفتم حتما به مانند بعضی مواقع یکی می خواد باهامون شوخی بکنه   (شما بخونید سرکار بزاره). دیدم نه دوباره صدا زد . رومو برگردوندم ، دیدم یه جوونیه   .بهش سلام کردم . گفت حج آقا یه سوال دارم . تو لحنش جدی بود   ولی تو قیافش زیر پوستی می خندید   . گفتم بفرمایید : گفت من می خوام با رفیقم برم خونشون   . گفتم خب برو . گفت آخه رفیقم دختره   . گفتم خب که چی.؟ یه نگاه حق به جانبی گرفته بود   و گفت :خوب یعنی برم .؟می دونستم می خواد عکس العمل منو ببینه . منتظر بود من جوش بیارم . گفتم :برو . یه دفه از کوره در رفت  . گفت :حج آقا ما را گرفتی  ، میگم می خوام برم خونه رفیقم ، اونم دختره ، بازم می گی برو   .

بهش گفتم : من نه می گم برو ، نه می گم نرو . خودت اصرار بر این کار داری و می خوای ببینی من باهات چه برخوردی می کنم.

خودش فهمیده بود چی بهش گفتم   . تا اومد بره ، صداش زدم   و گفتم : ببین هر کاری تو زندگیت خواستی بکنی ، سعی کن براش جواب قانع کننده داشته باشی ، که اگه یه روزی خدا  ازت پرسید برا چی این کارا کردی خجل و شرمنده نباشی  .

گفت : یعنی چی حج آقا ..؟ گفتم: یه کم فکر بکن ،خودت عاقلی می فهمی.

می دونید از کجا این حرفو بهش زدم . میگن یه شخصی اومد خدمت حضرت اباعبدالله. گفت: من می خوام برم فلان گناه را بکنم . حضرت نصیحتش کردند .بازم جواب داد من آزادم و هر کاری بخوام می کنم . حضرت بهش گفتند طوری نیست برو گناه کن ولی به چند شرط : یکی اینکه اونجایی که گناه می کنی مال خودت باشه ، مِلک خدا نباشه، دوم اینکه برو جایی گناه کن که خدا(قاضی القضات) نبینه، سوم اینکه اگه تو حین گناهت عزرائیل اومد برای گرفتن جونت ، اونو از خودت ردش کنی و..... اگه این طور شد تو آزادی و هر کاری می خوای برو بکن. چند روز بعد اومد گفت : آقاجان دست به هر کاری اومدم بزنم دیدم تو مِلک خداست ، بر اعمالم هم ناظره ، اگه حضرت عزرائیل هم بیاد نمی تونم ردش کنم .......

درسته ، انسان اگه یه مقدار فکر کنه   به این راحتی دست به هر کاری نمی زنه . بسیاری از گناهان به خاطره غفلت از خدا و در نظر نگرفتن اونه. و اینم باید خودمون بهش برسیم .در طول تاریخ وظیفه رسولان فقط بیان احکام بود و انتخاب آن به عهده خود انسانها. قرآن کریم می فرماید:(انا هدیناه السبیل اما شاکرا و اما کفورا . ما راه  را از چاه   برایتان روشن  نمودیم  ، پس انتخاب  با خود شماست  .)  وهمین نکته بیانگر ارزش تک تک من و شماست.

|+| نوشته شده توسط حجة الاسلام محسن کریمی در یکشنبه ششم آبان 1386 ساعت 16:38 |

ما را دوباره دعوت کردند ، خدا کنه گل کاشته باشیم.

برداشت اول

 

شب اول ماه مبارک رمضان بود . خدا خیرش بده . آد مه با ذوقیه   . بعده سخنرانی بنده ، شروع به مناجات خوندن کرد . آقا رضا مختاری ، مداح هیئتو میگم. وسطهای خوندنش یه دفه به من گفت : حاجی تلفنتو بده . پیش خودم گفتم : آخه وسط خوندن  این می خواد با کی تماس بگیره. از یه طرف می خوند ، از یه طرف همین طور شماره می گرفت  ولی بهش خط نمی داد . تا اینکه دیدم پشت گوشی گفت :  ممد جان سلام . کجایی؟ خوب خدا را شکر . بعد پشت میکروفن گفت : رفقا شب اولیه بیاین با امام رضا  شروع کنیم . یه دفه جلسه به هم ریخت . همه دیگه تو حال خودشون نبودن . آخه فهمیده بودن زنگ زده به رفیقش و اونم تو صحن گوهر شاد تلفنو سمت حرم گرفته و...........

 

برداشت دوم

 

شب جمعه آخر ماه مبارک رمضان بود . بعده سخنرانی ، وداع با ماه مبارک رمضان داشتیم . چون شب جمعه، شب زیارتیه ابا عبد الله الحسین بود ، از آقا خوندن و بچه ها از فراق می سوختند .......  آقا رضا تازه رسید ، معلوم بود کلی شعر با خودش اورده ، مثله همیشه شروع کرد صیغه استغفار رو خوندن . رو کرد به بچه ها گفت : یادتونه روزه اولمون رو با امام رضا شروع کردیم . حالا هر کی، یا قدر دونسته این ایام را یا مثله من از دستش داده ، بیایم سفره ماه رمضون را با نام و یاد امام رضا جمعش کنیم . خیلیم مصر بود   که رفقا یه وقت دسته کم نگیریدو . به والله اهل بیت متوجه صحبت ما هستند . بعد شروع کرد به شعر خوندن ....... دیدم تلفنم داره زنگ می زنه . می خواستم جواب ندهم ولی دیدم یکی از دوستانیه که خیلی وقته ازش سراغی ندارم . پس از سلام و احوال پرسی ، گفتم یادی از ما کردی کجایی ؟ گفت :مشهدم تو صحن گوهر شاد . گفتم یه یادی ازت بکنم، بهت زنگ زدم. بهتم زده بود . بهش گفتم یه لحظه گوشی  . رو کردم به آقا رضا مختاری  گفتم : این بار خود امام رضا بهمون سر زده . تا فهمید بغضش ترکید و جلسه دوباره ............

 

برداشت سوم

 

یه روز که اومدم منزل، خانمم گفتند : برای 5 شنبه انشائ الله میخواهیم مشرف بشیم مشهد به پابوسی آقا .

خیلی خوشحال شدم . چرا که بعده یک ماه مهمونی خدای مهربون ، حالا می خوایم مهمون امام رضای مهربون   بشیم . حتما یه کاری باهامون دارند که دعوتمون کردند .(رجوع کنید به یادداشت های اخیر تحت عنوان یادگاری مشهد مقدس)

http://www.blogfa.com/Desktop/Default.aspx?t=-1193959175

انشا ئ الله تو صحن های با صفای امام رضا با خوندن این یه بیت شعر :

    تو که یک گوشه چشمت غم عالم ببرد                    حیف باشد که تو باشی و مرا غم ببرد.

صبحها بعد از نماز صبح تو صحن گوهر شاد به یاد همه شما دوستان عزیز هستم و  مشرف شدن یکایک شما بزرگواران را به حرم ملکوتی و بهشتی آقا علی ابن موسی الرضا را مسئلت می نمایم .

              آنان که در جوار رضا آرمیده اند             کفران نعمت است  گر بهشت آرزو کنند.   

|+| نوشته شده توسط حجة الاسلام محسن کریمی در دوشنبه بیست و سوم مهر 1386 ساعت 0:40 |

.......انگار خدا داره از غریبی در میاد........
میگن تو میهمونی دو جاست که میزبان خیلی برای میهمانش ، بالا و پایین میزاره

اولی هنگامیه که تازه همو دیدند و کلی همدیگر رو تحویل می گیرند . دومی زمان خداحافظیه که میزبان سعی می کنه میهمانشو ، راضی از خونش بدرقه کنه   ، لذا هر چی بتونه اون دم دمای آخر ریخت و پاش می کنه.

حالا می خوام بگم : یادتونه به همدیگه می گفتیم ، ماه مبارک رمضان  داره نزدیک می شه ، خودمونو باید آماده کنیم .......حالا کم کم داریم به پایان میهمونیمون نزدیک میشیم .

بزاریند اول این حدیث رو که دیروز خوندم و تنم لرزید   را براتون بگم .حضرت می فرمایند:

چه خسران کننده است آن شخصی که ماه رمضان را درک کند و ماه رمضان به اتمام برسد و هنوز مورد مغفرت الهی قرار نگرفته باشد.

البته اینو بگم که این حدیث بیشتر مال اون کسانیه که اهمیتی به این ماه ندادند  و روزه ای نگرفتند  و شب قدرها را قدر ندونستند و ........ولی مایی که با نام اباعبد الله الحسین شروع نمودیم (رجوع کنید به آخرین نوشته ها ) و با نام حضرت زهرا (سلام الله علیها) به قدر راه یافتیم ، امید فضل و رحمت و مغفرت درگاه الهی را انتظار داریم .

خب بیایم سر اصل مطلب . اونم اینه که درسته داره ماه میهمانی تموم میشه و خدا در پایان این ماه یه مجلس جشنی  ترتیب داده که نظیر نداره و خود خدا از تک تک بندگانش تشکر میکنه ولی آیا همش به اینجا ختم می شه؟  

بنده که فکر میکنم خدای مهربان این بهانه ها را انداخت جلوی پای من وشما ، تا اگر ازش دور شدیم ، توی این دنیا زمین گیر شدیم و.... دوباره رومون بشه اونو صداش بزنیم و باهاش صحبت کنیم و انس بگیریم . خیلی ها بودند دور شده بودند وناامید..... ولی دوباره نشستند سر سفره الهی و با خودشون آشتی کردند  ، چرا که در حقیقت با خدای خودشون آشتی نمودند.

عزیزان ، خیلی جالبه . خدا می خواد تو این ماه یه کلاس حرفه و فن راه بیاندازه ، تا اون مطالبی که یه سال خونده بودیم  ولی نتونسته بودیم بهش عمل کنیم ، را بهمون آموزش بده و از این به بعد جدی یه بنده خدایی بشیم . 

با روزه گرفتنم ،بهمون فهموند: که همش دنیا و لذات دنیا نیست که همه چیزمو بخوام فداش کنم بلکه به عکسه. با خوندن دعاها بعده نمازامون  ، بهمون رسوند: که همش خودمون نیستیم که بعد از یه برنامه ریزی نا صحیح  به بن بست دنیا برسیم و افسرده و پکر بشیم ، بلکه یه خدایی هست که باید از او خواست و از او مددجست. با سحرهاش بهمون فهموند : که حقیقت انس و لذت ملاقات یعنی چی؟ اون موقعی که تو خلوت شب قطرات اشک بر گونه هامون غلطید و خودمونو در نزد ملیک مقتدر (عند ملیک مقتدر) حس نمودیم و می خواستیم تا ابد دراین لذت انس بمانیم و پشت پا به هر چه محبتهای سرابی  و عشق های مجازی  است بزنیم .

یه اهل دلی بالای منبر ، به مردم گفت : آی مردم ،۱۲۴هزار پیغمبر اومدند ، گفتند بیایید موحد بشین ، ولی من می خوام بگم: بیاین مشرک بشین . همه تعجب کردند که این داره چی می گه. کفر میگه. پاسخ گفت: نه ، حقیقته. بیایم مشرک بشیم . آخه ما تو کارهای روزمرمون که اصلا به یاد خدا نیستیم . من می گم بیایم یه کم خدا را در زندگیهامون در نظر بگیریم و شریک کنیم.

درسته ، تازه خدا داره از تو غربت کمی در میاد . انگار دعامون داره مستجاب میشه(اللهم رد کل غریب).

تموم حرفم پس از یک ماه میهمانی  اینه که اگر تا به امروز به مهمانی خداوند دعوت بوده ایم ، برای همیشه او را در قلب خویش میهمان کنیم ، چرا که فرموده اند : القلب حرم الله ...قلب حرم خداست و غیر خدا را در این حریم الهی سکونت ندهید و با اقتدا بر مولای خویش اباعبدالله الحسین (علیه السلام) ، خدای مهربان را به ضیافت کربلای خویش دعوت نماییم و هستی خویش را به پایش بریزیم. 

|+| نوشته شده توسط حجة الاسلام محسن کریمی در شنبه چهاردهم مهر 1386 ساعت 16:4 |

توجه ، توجه ، توجه
 با عرض سلام و قبولی طاعات همه شما عزیزان

قرار نیست  هر از گاهی که یه مطلبی به نام بنده در وبهای دیگه منتشر می شه و مضامین آن با محتویات و نظرات وبلاگ بنده مخالفت داره ، بنده بیام و اونو رد بکنم . دیگه این جور مطالب کذب به نام دیگران در فضای مجازی اینترنت  یه امر طبیعی است تا برخی عقده حقارت خویش را این گونه درمان نمایند.

یه ضرب المثل معروفی هست که می گه : شنونده باید عاقل باشه...... 

اولا : از تموم شماهایی که بزرگواری نمودید و با پیام خصوصی ، به بنده اطلاع دادید ممنونم . دوما : خواهشم از همه خوانندگان مطالب این است که یه کمی تامل کنید ،و به این راحتی اظهار نظر نکنید  ، برخی که تعدادشان به ندرت بود به راحتی مطالب را قبول کرده بودند ، که فکر می کنم جزو کسانی باشند که تازه با همین خبر ، با وب بنده آشنا شدند ، ولی این گونه برخورد صحیح نیست .

حالا یه تیکه هایی از این اراجیف خنده آور   را که در وبهای دیگران به نام بنده آمده را توجه نمایید و خود قضاوت نمایید ، واین برای آخرین بار است که این گونه مطالب را رد می کنم ، چرا که خود شنونده باید عاقل باشد .......

(( آستان مبارکه رضوی اقدام به ایجاد مرکزی برای صیغه خواهران باکره ومطلقه نموده است . دفتر اصلی این مرکز در داخل حرم مطهر جنب ورودی اصلی نقاره خانه واقع شده ....)))

(((ادرس دقیق و و سایر جزییات در سا یت اینجانب وجود دارد. ضمنا میتوانید به سایت حاج اقا کریمی سرپرست محترم دفتر و نماینده حاج اقا طبسی در امور صیغه به ادرس http://hajimasalaton.blogfa.com/post- )))

واین هم نظر یه خواننده گرامی:

کامنتی از طرف یکی از دوستان شما به نام سید گرفتم که باعث رنجش خاطر و نگرانیی ام شد
در خباثت مردان همین بس که بخواهند در حرم مطهر امام رضا خانه عفاف راه بیندازند و حرام رو حلال کنند به زعم خودشان و پول سرکشی غریزه جنسی شان را در حرم مطهر آقا بریزند !!! و در شک دار بودن دین شما هم همین بس که پرچمدار طرحی شدید که چند سال پیش به خاطر برخورد مردمی در نطفه خفه شد و خوشبختانه پا گرفت .
به جای اینکه تقوا پیشه کردن رو تبلیغ کنید اینقدر عاجزید که راه حلال رو اونم در جوار مقدسترین وجود خاکی در ایران زمین رو پیشنهاد تبلیغ میکنید ؟
اف بر شما !

حال این شما و قضاوت پیرامون این مطالب مضحک .البته یه خوبی هم داشت که با خیلی ها ،  (البته از نوع اسلامیش آشنا شدیم) آخه مگه نشنیدین که میگن : عدو شود سبب خیر اگر خدا خواهد .

 

|+| نوشته شده توسط حجة الاسلام محسن کریمی در شنبه هفتم مهر 1386 ساعت 17:41 |

با زبان روزه و لبان تشنه می گویم : به فدای لب عطشانت یاحسین
                                سلام ، ماه میهمانی بزرگ الهی بر همه شما مبارک .

می گفت : فکر نکنید که فقط شما میهمان خدا شده اید . نه ، همه خلایق میهمانند .

 مگه دعاهای ماه رمضون را بادقت نخونده ای . بعد از نمازها هر چی از خدا  در خواست می کنی نه فقط برای خودت نه خونوادت نه مومنین بلکه میگی برای همه می خوام . یعنی صدقه سر مومنین خدا به همه داره تفضل و عنایت میکنه.  اللهم ادخل علی اهل القبور السرور ، اللهم اغن کل فقیر و..... ببینید ابتدای همه اون چیزایی که از خدا میخوایم کلمه کل آورده یعنی همه .شیعه ، مسلمان ، کافر، گبر ، بت پرست.... میگیم خدایا همه گرسنگان ، همه مریضان ، همه فقیران .......

 

درسته ، مهم اینه که من نزد میزبان چه جایگاهی دارم . جزو میهمانان عامش هستم یا خاص . اون به من چه نظری داره . خودمون هم  دیدیم وقتی یه جایی میهمانی میرویم ، همه سر سفره نشسته اند و دارن از خوراکیها تناول  می کنند ولی میزبان با اون میهمانی که خیلی صمیمی تره   جور دیگری برخورد می کنه . جور دیگری تحویلش می گیره . اصلا همه اینا بهونه بوده تا همدیگر رو ببینند.

درسته شاید بگیم ما که گنه کاریم و آبرویی نداریم  چطور می تونیم جزو میهمانان خصوصی و صمیمی میزبان قرار بگیریم . ولی بعضی وقتها دیدید یه نفر که با میزبان خیلی صمیمیه و انس داره ، شخص میزبان به اون کسی هم که همراه این میهمان اومده ( طفیلی) جور دیگری نگاه میکنه و اونو مورد نوازشه خودش قرار می ده .

دوستان ، عزیزان ، بزرگواران ، ممکنه که بنده هم آبرویی نداشته باشم  و جزو میهمانان عام محسوب بشم ولی اگه با اون کسی که خدا خیلی دوسش داره در این میهمانی وارد بشیم ، مسلما جور دیگری مورد لطف و احسان واقع می شویم . آری با بردن نام ابا عبدالله الحسین در هنگام سحر و آغاز نمودن افطارمان با ذکر و یاد حضرت ، محبوب میزبان که همان خدای مهربان است می گردیم. چرا که در حدیثی به ما این گونه یاد داده اند : احب الله من احب حسینا . خدا عشق می ورزه به کسی که به حسینش عشق بورزه.

حال این من و این ماه میهمانی و این خدای مهربان و این عزیز دردانه هستی حسین.

از همین الان توجهم را به حضرت معطوف می دارم و با لبان تشنه ، از صمیم قلبم می گویم :

                                             به فدای لب عطشانت یا حسین. 

|+| نوشته شده توسط حجة الاسلام محسن کریمی در پنجشنبه بیست و دوم شهریور 1386 ساعت 15:11 |

چقدر زشته که انسان بخواد تو میهمانی تازه برای نظافت به حمام بره..........
بالای منبر نشسته بود . سرشو پایین انداخته بود و داشت تو خودش می سوخت .                         حمد و ثنا را شروع کرد و گفت : رفقا ، دوستان ، بزرگواران چقدر آماده شدید ؟

می گفت : دیدید تا میخوایم به یه مهمونی بریم ، هر چقدر اون میهمونی بزرگتر باشه، خودمونو بیشتر آماده می کنیم . قراره تا چند روزه دیگه به یه مهمونی بزرگ دعوت بشیم.

اصلا چند تا سوال؟

شما تا میرید مهمونی ، کاری می کنید؟؟.یا اینکه میزبان همه چیز را آماده کرده ، ناهار، وسایل استراحت ، نوشیدنی و...... حتی به شما اجازه نمیده کمکش کنید . اصلا می دونید کراهت داره که میهمان در منزل میزبان کار بکنه یعنی خوبیت نداره . از اون طرف هم می گن اگه کسی رو دعوت کردی به مهمونی ، تموم امکانات را براش فراهم کن و از چیزی براش کوتاهی نکن.

حالا وظیفه چیه ؟ من میهمان چیکار باید بکنم ؟

 تا قبل از میهمانی فقط دوتا کار باید انجام داد : یکی اینکه به حمام بریم وخودمونو  از آلودگیها شستشو بدیمو پاک بشیم و دوم لباسهای تمیز بپوشیم و خودمون را معطر بکنیم .

حالا ماه رمضان داره میاد. درسته یه مهمونیه بزرگ . آخه خوابش عبادته ، نفس کشیدنش عبادته ، یه آیه ثواب یه ختم قرآن داره و .......

باید تا قبل از میهمانی این دوتا کار را انجام داده باشیم . ماه رجب (که یادش بخیر )گذشت ، میگفتند زیاد بگید : استغفر الله و اسئله التوبه . آخه کار استغفار مثله حموم میمونه . درسته تموم گرد و غبارهای گناه را از آدم پاک میکنه و یه شستشوی حسابی به جانهای خسته از گناه میده .            ماه شعبان هم که الان آخراش هستیم ، فرمودند: زیاد صلوات بفرستید . آخه کار صلوات اینه که روح انسان رو خوش بو میکنه . شیرین میکنه . خوردنی میکنه .....

حالا آماده اید؟ پاک شدیم از تعلقات به دنیا؟؟ روحمون را معطر کردیم به صلوات بر پیامبر و آلش ؟؟؟.

چقدر زشته که انسان با آلودگی وارد میهمانی بشه . با لباسهای چرکین و چروکیده  اصلا خود آدم خجالت میکشه. ببینید درسته که تو ماه میهمونی هم می بخشند ولی خیلی زشت و خجالت آوره که انسان بخواد اونجا تازه حمام بره و لباسهای چرکشو در بیاره و لباس تمیزها شو بپوشه .....

 امام رضا(علیه السلام) که جان عالمی به فدای یه نظاره اش باد ، در این باره اینگونه می فرمایند:

ای ابا صلت ، اکثر ماه شعبان رفت و این جمعه آخر آن است . پس تلافی کن به آنچه که از این ماه باقی مانده است و بر  تو باد به زیاد دعا کردن و قرآن خواندن و توبه کن به سوی خدا از گناهان خود تا اینکه خالص و پاک وارد ماه مبارک رمضان شوی و........ وفرمودند زیاد این دعا را در آخر ماه شعبان بخوان:

اللهم ان لم تکن غفرت لنا فیما مضی من شعبان فا غفر لنا فیما بقی منه.                                         خدایا اگر هنوز مرا در ایام ماه شعبانی که گذشت نبخشیدی ، ببخش مرا در ایام باقیمانده آن.

دوستان ، عزیزان ، رفقا بیاییم تا فرصت هست کاری از برای خویش انجام دهیم و جوری رفتار کنیم تا در ماه مبارک رمضان، هم خدا از دست ما راضی باشد و هم ما نسبت به حضرتش به مقام رضا برسیم.

                                                                                  دعای به یکدیگر فراموشمان نشود. 

|+| نوشته شده توسط حجة الاسلام محسن کریمی در دوشنبه دوازدهم شهریور 1386 ساعت 7:16 |

آرامش ذهنی

اولین قدم : آرامش ذهني

هر كه هستيد و هر كجا زندگي مي‌كنيد، آرامش را به زندگي خويش دعوت كنيد و آن را در ذهن خود جايگزين سازيد.اگر كلام و رفتار شما قرين آرامش باشد، بدون شك اين ويژگي به دنياي اطراف شما نيز سرايت خواهد كرد. بخاطر داشته باشيد براي رسيدن به اين وضعيت، لازم است برخي قابليت‌هاي ويژه را در خود پرورش دهيد و شرايط خاصي را در زندگي خويش ايجاد نمائيد. رعايت نكات زير مقدماتي است كه به شما كمك مي‌كند در اين مسير گام برداريد:

1) ياد بگيريد كه گاه مسايل را رها سازيد.

بدين معنا كه به هر مسئله‌اي دائما گره نخوريد. وقتي هميشه و همه جا در فكر مسايل خود هستيد و به مرور آنها مي‌پردازيد، در واقع هميشه بار اضافه‌اي را با خود حمل مي‌كنيد كه اين خود سبب ايجاد اضطراب و استرس در شما مي‌گردد. بياموزيد كه با يك ذهن رها و آزاد زندگي كنيد. اين امر به شما كمك مي‌كند كه به هر محرك كوچك و يا مانع جزئي آشفته نشويد.

 

2) به خود و خداي خود ايمان داشته باشيد.

اگر به خود و خداي خود ايمان داشته باشيد، به راحتي از عهده مشكلات زندگي برخواهيد آمد و ثابت قدم و مطمئن در راه رسيدن به اهداف خود گام خواهيد برداشت.

3) مثبت انديش باشيد.

اگر ديدگاه مثبت انديشي نداشته باشيد، همه چيز مي‌تواند بي‌فايده و بي‌ثمر باشد. داشتن نگرش مثبت و اميد، بهترين سلاح درمقابل ترس و اضطراب است.

 

 


ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط حجة الاسلام محسن کریمی در دوشنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1386 ساعت 21:59 |

روشهای رشد و تقویت اعنماد به نفس

روش‌هاي رشد و تقويت اعتماد به نفس

ـ بر توانائي‌هاي خود تكيه كنيد. براي هر كاري كه انجام مي‌دهيد ارزش قائل شويد و تمركز و توجه خود را معطوف كارهايي كه مي‌توانيد انجام بدهيد بنمائيد.

      ـ به خاطر تلاش‌هايي كه داريد، خودتان را تشويق كنيد.

      ـ بيش از فكر كردن راجع به نتيجه كارهايتان روي توانائي‌هاي خود تمركز نمائيد چرا كه اين امر به شما كمك مي‌كند تا بتوانيد با محدوديت‌هاي اجتناب‌ناپذير زندگی خود کنار بيابيد.

     

 

 ـ ريسك كنيد. با وقايع جديد به عنوان تجربه‌اي نو روبرو شويد و از برد و باخت نهراسيد. در صورتي كه اينگونه عمل كنيد امكانات جديدي براي شما فراهم مي‌شود و مي‌توانيد حس خويشتن‌پذيري را در خود تقويت نمائيد. 

    


ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط حجة الاسلام محسن کریمی در یکشنبه بیست و سوم اردیبهشت 1386 ساعت 22:16 |

چه کنم تا سالم بمونم.......
 

به رسم ادب سلام

مطلبی دائما ذهن من را مشغول خود کرده بود .   اونم این بود که با این شرایط فرهنگی (شما بخوانید فرهنگی ولی فرنگی ببینید) ، اگه یه جوونی بخواهد در این دور و زمونه خودشو سالم نگه بداره یعنی به عبارتی عفیف باشه ، باید چی کار کنه؟

تا اینکه آیات قرآن پیرامون داستان حضرت یوسف به چشمم خورد . برام خیلی جالب بود .چون حضرت یوسف یه جوونی مثله من و شما بوده ، در محیط گناه قرار می گیره ، حتی تعرض بهش صورت می گیره ولی ..............

به ذهنم خورد این آیات را در ذیل برای شما متذکر شوم . کمی تفکر در اون ،راهی به روشنایی در این فضای مه آلود برامون ایجاد می کنه .......

انشائ الله برداشت های خود را در زمانهای دیگری به عرضتون می رسونم. شما هم با نظراتتان مارا یاری نمایید.

|+| نوشته شده توسط حجة الاسلام محسن کریمی در پنجشنبه سیزدهم اردیبهشت 1386 ساعت 12:28 |

آیات پیرامون عفاف و پاکدامنی
 

ترجمه آیات

و آن زن که یوسف در خانه او بود،از او تمنای کامجویی کرد،درها را بست و گفت:

«بیا(به سوی آنچه برای تو مهیاست)».(یوسف)گفت:«پناه می‏برم به خدا!او[ عزیز مصر]صاحب نعمت من است،مقام مرا گرامی داشته(آیا ممکن است‏به او ظلم و خیانت کنم؟!)

مسلما ظالمان رستگار نمی‏شوند!» سوره یوسف آیه ۲۳

آن زن قصد او کرد و او نیز - اگر برهان پروردگار را نمی‏دید - قصد وی می‏نمود!این‏چنین کردیم تا بدی و فحشاء را از او دور سازیم،زیرا او از بندگان مخلص ما بود. (سوره یوسف، آیه 24)

 (همسر عزیز مصر)گفت:«این همان کسی است که به خاطر(عشق)او مرا سرزنش‏کردید!(آری!)من او را به خویشتن دعوت کردم و او خودداری کرد و اگر آنچه را دستورمی‏دهم،انجام ندهد،به زندان خواهد افتاد و مسلما خوار و ذلیل خواهد شد!»

(یوسف)گفت:«پروردگارا!زندان،نزد من محبوبتر است از آنچه اینها مرا به سوی آن‏می‏خوانند!و اگر مکر و نیرنگ آنها را از من باز نگردانی،به سوی آنان متمایل خواهم شد و ازجاهلان خواهم بود!»

پروردگارش دعای او را اجابت کرد و مکر آنان را از او گردانید،زیرا او شنوا و داناست. (سوره یوسف،آیه 32-34)

 

|+| نوشته شده توسط حجة الاسلام محسن کریمی در پنجشنبه سیزدهم اردیبهشت 1386 ساعت 8:27 |

اهمیت پاکدامنی

عفت در روایات اسلامی

در منابع حدیثی،اهمیت فوق العاده‏ای به‏«عفت‏»داده شده است که به بعضی از آنهااشاره می‏کنیم:

1-امام امیر المؤمنین علیه السلام،عفت را برترین عبادت شمرده است:«افضل العبادة‏العفاف  »تعبیر به عفت در این جا، ممکن است‏به معنی وسیع آن استعمال شده و یاممکن است در مقابل شکم پرستی و شهوت جنسی به کار رفته باشد.

2-امام باقر علیه السلام می‏فرمایند:«ما عبد الله بشی‏ء افضل من عفة بطن و فرج،هیچ‏عبادتی در پیشگاه خداوند،برتر از عفت در برابر شکم و مسایل جنسی نیست‏»


ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط حجة الاسلام محسن کریمی در چهارشنبه دوازدهم اردیبهشت 1386 ساعت 12:47 |

ائمه (علیهم السلا م ) وسیله تقرب به خداوند متعال
باسلام
در یکی از آیات قرآن می خونیم :
ای کسانی که ایمان آورده اید از خدا بترسید و وسیله ای برای تقرب به خدا بجویید.
می خواستم ببینم منظور از وسیله همان پیامبر و امامان هستند؟

پاسخ) با سلام خدمت شما

در رابطه با آیه ۳۵ سوره مائده پرسش نموده اید .باید خدمتتان عرض نمایم مطلبی که شما فرموده اید صحیح می باشد . در تفسیر برهان ، که از تفاسیر روایی است در ذیل این آیه شریفه اشاره به این نموده است که پیامبر اکرم وهمچنین حضرات معصومین (علیهم السلام) با اشاره به مرتبه وجودیشان در جهان خلقت و راهنمایی بندگان به سوی خداوند متعال فرموده اند که اگر می خواهید به هدف نهایی که همان قرب به خداوند متعال می باشد حرکت نمایید ، از ما و به وسیله ما به سر منزل مقصود نایل می گردید .همچنین در ریارت جامعه کبیره که یک دور امام شناسی از لسان مبارک امام هادی (علیه السلام) به ما رسیده است این گونه می فرمایند:

....و ضل من فارقکم و فاز من تمسک بکم و امن من لجا الیکم و سلم من صدقکم و هدی من اعتصم بکم  ، من اتبعکم فالجنه ماویه ومن خالفکم فالنار مثواه........

......آنکه از شما جداگردد گمراه است و آنکه به شما چنگ زد رستگار است و ایمن است آنکه به شما پناه برد و سالم ماند آنکه شما را تصدیق کرد و راه یافت آنکه به شما چنگ زد ، آنکه پیروی شما کرد پس بهشت جای اوست و آنکه مخالفت کرد آتش جایگاه اوست.....

                                                                                                              موفق باشید.

|+| نوشته شده توسط حجة الاسلام محسن کریمی در چهارشنبه دوازدهم اردیبهشت 1386 ساعت 11:31 |

راهبردهای عملی حفظ پاکدامنی

  راهکارهاو..... حفظ عفت و پاکدامنی

برای کنترل شهوات-مخصوصا شهوت جنسی و شهوت شکم-راه‏های بسیاری‏وجود دارد که بخشی جنبه کلی و عمومی دارد،یعنی،در تمام مفاسد اخلاقی ساری و جاری است،مانند:پاک بودن محیط،نقش معاشران و دوستان،تربیت‏خانوادگی، علم وآگاهی به پیامدهای رذایل اخلاقی،مسایل فرهنگی و مانند آن.

این بحث را به صورت گسترده و کامل در جلد اول تحت عنوان آمادگی‏های لازم‏برای پرورش فضایل اخلاقی مطرح کردیم.

بخش دیگر،جنبه خصوصی دارد،یعنی،مربوط به‏«عفت‏»در مسایل جنسی و سایرخواست‏های نفسانی است که امور زیر را می‏توان به عنوان عمده‏ترین راه کنترل در این‏خصوص ذکر کرد:


ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط حجة الاسلام محسن کریمی در سه شنبه یازدهم اردیبهشت 1386 ساعت 12:47 |

تسلیت به مناسبت وفات زینب امام رضا (علیه السلام)
             سالروز وفات حضرت فاطمه معصومه (سلام الله علیها ) را تسلیت عرض می نمایم.

فرمودند: هرکس به زیارت قبر مادر ما حضرت زهرا (سلام الله علیها) مشتاق است ، مزار حضرت فاطمه معصومه(سلام الله علیها) را در قم زیارت نماید.

Go to fullsize image  

                                        عمه جان ما را به غلامیت قبول نما. 

|+| نوشته شده توسط حجة الاسلام محسن کریمی در دوشنبه دهم اردیبهشت 1386 ساعت 0:45 |

نیم نگاهی به زندگانی نورانی حضرت فاطمه معصومه (سلام الله علیها)- آشنایی با ایشان

زيارت بانوي مکرم اسلام حضرت فاطمه معصومه (س) 

  حضرت فاطمه معصومه (س) در روز اول ذيقعده سال 173 هجري، در شهر مدينه چشم به جهان گشود. اين بانوي بزرگوار، از همان آغاز، در محيطي پرورش يافت که پدر و مادر و فرزندان، همه به فضايل اخلاقي آراسته بودند. عبادت و زهد، پارسايي و تقوا، راستگويي و بردباري، استقامت در برابر ناملايمات، بخشندگي و پاکدامني و نيز ياد خدا، از صفات برجسته اين خاندان پاک سيرت و نيکو سرشت به شمار مي رفت. پدران اين خاندان، همه برگزيدگان و پيشوايان هدايت، گوهرهاي تابناک امامت و سکان داران کشتي انسانيت بودند.

 

سرچشمه دانش

 حضرت معصومه (س) در خانداني که سرچشمه علم و تقوا و فضايل اخلاقي بود، پرورش يافت. پس از آنکه پدر بزرگوار آن بانوي گرامي به شهادت رسيد، فرزند ارجمند آن امام، يعني حضرت رضا (ع) عهده دار امر تعليم و تربيت خواهران و برادران خود شد و مخارج آنان را نيز بر عهده گرفت. در اثر توجهات زياد آن حضرت، هر يک از فرزندان امام کاظم (ع) به مقامي والا دست يافتند و زبانزد همگان گشتند. ابن صباغ ملکي در اين باره ميگويد: «هر يک از فرزندان ابي الحسن موسي معروف به کاظم، فضيلتي مشهور دارد». بدون ترديد بعد از حضرت رضا (ع) در ميان فرزندان امام کاظم (ع)، حضرت معصومه (س) از نظر علمي و اخلاقي، والامقام ترين آنان است. اين حقيقت از اسامي، لقب ها، تعريف ها و توصيفاتي که ائمه اطهار (ع) از ايشان نموده اند، آشکار است و اين حقيقت روشن مي سازد که ايشان نيز چون حضرت زينب (س) «عالمه غير معلمه» بوده است. 

مظهر فضايل

 حضرت فاطمه معصومه (س) مظهر فضايل و مقامات است. روايات معصومان (ع) فضيلت ها و مقامات بلندي را به آن حضرت نسبت مي دهد. امام صادق (ع) در اين باره مي فرمايند: «آگاه باشيد که براي خدا حرمي است و آن مکه است؛ و براي پيامبر خدا حرمي است و آن مدينه است. و براي اميرمؤمنان حرمي است و آن کوفه است. بدانيد که حرم من و فرزندانم بعد از من، قم است. آگاه باشيد که قم، کوفه کوچک ماست، بدانيد بهشت هشت دروازه دارد که سه تاي آن ها به سوي قم است. بانويي از فرزندان من به نام فاطمه، دختر موسي، در آن جا رحلت مي کند که با شفاعت او، همه شيعيان ما وارد بهشت  مي شوند.»

 

مقام علمي حضرت معصومه (س)

 حضرت معصومه (س) از جمله بانوان گرانقدر و والا مقام جهان تشيع است و مقام علمي بلندي دارد. نقل شده که روزي جمعي از شيعيان، به قصد ديدار حضرت موسي بن جعفر (ع) و پرسيدن پرسش هايي از ايشان، به مدينه منوره مشرف شدند. چون امام کاظم (ع) در مسافرت بود، پرسش هاي خود را به حضرت معصومه (س) که در آن هنگام کودکي خردسال بيش نبود، تحويل دادند. فرداي آن روز براي بار ديگر به منزل امام رفتند، ولي هنوز ايشان از سفر برنگشته بود. پس به ناچار، پرسش هاي خود را باز خواستند تا در مسافرت بعدي به خدمت امام برسند، غافل از اين که حضرت معصومه (س) جواب پرسش ها را نگاشته است. وقتي پاسخ ها را ملاحظه کردند، بسيار خوشحال شدند و پس از سپاسگزاري فراوان، شهر مدينه را ترک گفتند. از قضاي روزگار در بين راه با امام موسي بن جعفر (ع) مواجه شده، ماجراي خويش را باز گفتند. وقتي امام پاسخ پرسش ها را مطالعه کردند، سه بار فرمود: پدرش فدايش.

    فضيلت زيارت

 دعا و زيارت، پر و بال گشودن از گوشه تنهايي، تا اوج با خدا بودن است. دعا و زيارت، جامي است زلال از معنويت ناب درکام عطشناک زندگي؛ و زيارت حرم معصومه (س)، بارقه اميدي در فضاي غبارآلود زمانه، فرياد روح مهجور در هنگامه غفلت و بي خبري، و نسيمي فرحناک و برخاسته از باغستان هاي بهشت است. زيارت مرقد فاطمه معصومه (س)، به انسان اعتماد به نفس مي دهد، و او را از غرق شدن در گرداب نوميدي باز مي دارد و به تلاش بيشتر دعوت مي کند. زيارت مزار با صفاي کريمه اهل بيت (س)، سبب مي شود که زائر حرم، خود را نيازمند پروردگار ببيند، در برابر او خضوع کند، از مرکب غرور و تکبر- که سرچشمه تمامي بدبختي ها و سيه روزي هاست- فرو آيد و حضرت معصومه (س) را واسطه درگاه پروردگار عالميان قرار دهد. بر همين اساس است که براي زيارت آن حضرت، پاداش بسيار بزرگي وعده داده شده و آن، ورود به بهشت است. در اين باره از امام جواد (ع) نقل شده که فرمود: «هر کس عمه ام را در قم زيارت کند، بهشت از آن اوست».

 

برگزيدن شهر قم

پس از آنکه حضرت معصومه (ع) به شهر ساوه رسيد، بيمار شد. چون توان رفتن به خراسان را در خود نديد، تصميم گرفت  به قم برود. يکي از نويسندگان در اين باره که چرا حضرت معصومه (س) شهر قم را برگزيد، مي نويسد: «بي ترديد مي توان گفت که آن بانوي بزرگ، روي ملهم و آينده نگر داشت و با توجه به آينده قم و محوريتي که بعدها براي اين سرزمين پيش  مي آيد - محوريتي که آرامگاه ايشان مرکز آن خواهد بود - بدين ديار روي آورد. اين جريان به خوبي روشن مي کند که آن بانوي الهي، به آينده اسلام و موقعيت اين سرزمين توجه داشته و خود را با شتاب بدين سر زمين رسانده و محوريت و مرکزيت آن را با مدفن خود پايه ريزي کرده است.

 

زيارت حضرت معصومه (س) از منظر روايات

 درباره فضيلت زيارت حضرت معصومه (س) روايات فراواني از پيشوايان معصوم رسيده است. از جمله، هنگامي که يکي از محدثان برجسته قم، به نام «سعد بن سعد» به محضر مقدس امام رضا (س) شرفياب مي شود، امام هشتم خطاب به ايشان مي فرمايد: «اي سعد! از ما در نزد شما قبري است». سعد مي گويد: فدايت شوم! آيا قبر فاطمه دختر موسي بن جعفر (س) را مي فرماييد؟ مي فرمايد: «آري، هر کس او را زيارت کند، در حالي که به حق  او آگاه باشد، بهشت از آن اوست.»

پيشواي جهان تشيع امام جعفر صادق (س) نيز در اين باره مي فرمايد: «هر کس او را زيارت کند، بهشت بر او واجب گردد». و در حديث ديگري آمده است: «زيارت او، هم سنگ بهشت است».

 

زيارت مأثور درباره حضرت معصومه (ع)

يکي از ويژگيهاي حضرت معصومه (س)، ورود زيارتنامه اي از سوي معصومان (س) درباره ايشان است که پس از حضرت فاطمه زهرا (س)، او تنها بانوي بزرگواري است که زيارت مأثور دارد. بانوان برجسته اي چون: آمنه بنت وهب، فاطمه بنت اسد، خديجه بنت خويلد، فاطمه ام البنين، زينب کبري، حکيمه خاتون و نرجس خاتون که هيچ شک و ترديدي در مقام بلند و جايگاه رفيع  آن ها نيست. هيچ کدام زيارت مأثور از سوي معصومان (س) ندارند و اين نشان دهنده مقام والاي اين بانوي گرانقدر اسلام است. باشد که شیعیان و پيروان اهل بيت عصمت و طهارت (س) به ويژه بانوان، اين مقام بزرگ و عالي را پاس بدارند و همواره الگو و مظهر عفاف و تقوا و حيا باشند. تنها در اين صورت است که روح باعظمت اين بانوي بزرگ از همه ما خشنود خواهد شد.

 

امام رضا (ع) و لقب «معصومه»

 حضرت فاطمه معصومه (س) بانويي بهشتي، غرق در عبادت و نيايش، پيراسته از زشتي ها و شبنم معطر آفرينش است. شايد يکي از دلايل «معصومه» ناميدن اين بانو، آن باشد که عصمت مادرش حضرت زهرا (س) در او تجلي يافته است. بر اساس پاره اي از روايات، اين لقب از سوي امام رضا (ع) به اين بانوي والامقام اسلام وارد شده است؛ چنان که فقيه بلند انديش و سپيد سيرت شيعه، علامه مجلسي (ع) در اينباره ميگويد: امام رضا (ع) در جايي فرمود: «هرکس معصومه را در قم زيارت کند، مانند کسي است که مرا زيارت کرده است».

 

کريمه اهل بيت

 حضرت معصومه (س) در زبان دانشمندان و فقيهان گران قدر شيعه، به لقب «کريمه اهل بيت» ياد مي شود. از ميان بانوان اهل بيت، اين نام زيبا تنها به آن حضرت اختصاص يافته است. بر اساس روياي صادق و صحيح نسب شناس گرانقدر، مرحوم آيت الله مرعشي نجفي، اين لقب از طرف امام صادق (ع) بر حضرت معصومه (س) اطلاق شده است. در اين رؤيا، امام صادق (ع) به آيت الله نجفي که با دعا و راز و نياز، تلاش پيگيري را براي يافتن قبر مطهر حضرت زهرا (س) آغاز کرده خطاب فرمود: برتو باد به کريمه اهل بيت.

 القاب حضرت معصومه (س)

 به طور کلي، سه زيارت نامه براي حضرت معصومه (س) ذکر شده که يکي از آن ها مشهور و دو تاي ديگر غير مشهور است. اسامي و لقب هايي که براي حضرت معصومه (س) در دو زيارت نامه غير مشهور ذکر شده؛ به قرار ذيل است: طاهره (پاکيزه)،  حميده (ستوده)؛ بِرّه (نيکوکار)؛ رشيده (حد يافته)؛ تقّيه (پرهيزگار)؛ رضّيه (خشنود از خدا)؛ مرضيّه (مورد رضايت خدا)؛ سيده صديقه (بانوي بسيار راستگو)؛ سيده رضيّه مرضّيه (بانوي خشنود خدا و مورد رضاي او)؛ سيدةُ نساء العالمين (سرور زنان عالم). هم چنين محدثّه و عابده از صفات و القابي است که براي حضرت معصومه (س) عنوان شده است.

 شفاعت حضرت معصومه (س)

 بالاترين جايگاه شفاعت، از آن رسول گرامي اسلام است که در قرآن کريم، از آن به «مقام محمود» تعبير شده است. همين طور دو تن از بانوان خاندان رسول مکرم اسلام، شفاعت گسترده اي دارند که بسيار وسيع و جهان شمول است و مي تواند همه اهالي محشر را فرا گيرد. اين دو بانوي عالي قدر، صديقه اطهر، حضرت فاطمه زهرا (س) و شفيعه روز جزا، حضرت فاطمه معصومه (س) هستند. در مورد شفاعت گسترده حضرت زهرا (س) همين بس که شفاعت، مهريه آن حضرت است و به هنگام ازدواج، پيک وحي طاقه ابريشمي از سوي پروردگار آورد که در آن، جمله «خداوند مهريه فاطمه زهرا را، شفاعت گنهکاران از امت محمد (ص) قرار داد»، اين حديث از طريق اهل سنت نيز نقل شده  است. پس از فاطمه زهرا (س) از جهت گستردگي شفاعت، هيج بانويي به شفيعه محشر، حضرت معصومه (س) نمي رسد. بر همين اساس است که حضرت امام جعفر صادق (ع) فرمودند: «با شفاعت او، همه شيعيان ما وارد بهشت مي شوند».

 

سرّ قداست قم

در احاديث فراواني به قداست قم اشاره شده است. از جمله امام صادق (ع) قم را حرم اهل بيت (ع) معرفي و خاک آن را، پاک و پاکيزه تعبير کرده است. همچنين ايشان در ضمن حديث مشهوري که درباره قداست قم به گروهي از اهالي ري بيان کردند، فرمودند: «بانويي از فرزندان من به نام فاطمه دختر موسي، در آن جا رحلت مي کند که با شفاعت، او همه شيعيان ما وارد بهشت مي شوند». او مي گويد: من اين حديث را هنگامي از امام صادق (ع) شنيدم که حضرت موسي بن جعفر(ع) هنوز ديده به جهان نگشوده بود. اين حديث والا، از رمز شرافت و قداست قم پرده برمي دارد و روشن مي سازد که اين همه فضيلت و شرافت اين شهر که در روايات آمده، از ريحانه پيامبر، کريمه اهل بيت (س)، مهين بانوي اسلام، حضرت معصومه (س) سرچشمه مي گيرد که در اين سرزمين ديده از جهان فرو مي بندد و گرد و خاک اين سرزمين را، توتياي ديدگان حور و ملايک مي کند.  

 

محبت و مباهات حضرت معصومه (س) به امام هشتم

 مدت 25 سال تمام، حضرت رضا (ع) تنها فرزند نجمه خاتون بود. پس از يک ربع قرن انتظار، سرانجام ستاره اي تابان از دامان نجمه درخشيد که هم سنگ امام هشتم (ع) بود و امام (ع) توانست والاترين عواطف انباشته شده و در سوداي دلش را بر او نثار کند. بين حضرت معصومه و برادرش امام رضا (ع) عواطف سرشار و محبت شگفت انگيزي بود که قلم از ترسيم آن عاجز است. در يکي از معجزات امام کاظم (ع) که حضرت معصومه (ع) نيز نقشي دارد، هنگامي که نصراني مي پرسد: شما که هستيد؟ مي فرمايد: «من معصومه، خواهر امام رضا (ع) هستم». اين تعبير، از محبت سرشار آن حضرت به برادر بزرگوارش امام رضا (ع) و نيز از مباهات ايشان به اين خواهر- برادري سرچشمه مي گيرد.

  

سرآمد بانوان

 فاطمه معصومه (س) از جهت شخصيت فردي و کمالات روحي، در بين فرزندان موسي بن جعفر (ع) بعد از برادرش، علي بن موسي الرضا (ع) در والاترين رتبه جاي دارد. اين درحالي است که بنا بر مستندات رجالي، فرزندان دختر امام کاظم (ع) دست کم هجده تن بوده اند و فاطمه در بين اين همه بانوي گران قدر، سرآمد بوده است. حاج شيخ عباس قمي آنگاه که از دختران موسي بن جعفر (ع) سخن مي گويد، درباره فاطمه معصومه (س) مي نويسد: «بر حسب آنچه به ما رسيده، افضل آن ها، سيده جليله معظمه، فاطمه بنت امام موسي (ع) معروف به حضرت معصومه است.

   فضيلت بي نظير 

 شيخ محمد تقي تُستري، در قاموس الرجال، حضرت معصومه (س) را به عنوان بانوي اسوه معرفي کرد و فضيلت وي را در ميان دختران و پسران حضرت موسي بن جعفر (ع)، غير از امام رضا (ع) بي نظير دانسته است. ايشان در اين زمينه چنين مي نويسند:  «در ميان فرزندان امام کاظم (ع) با آن همه کثرتشان، بعد از امام رضا (ع) کسي هم شأن حضرت معصومه (س) نيست».  بي گمان اين گونه اظهار نظرها و نگرش به شخصيت فاطمه دختر موسي بن جعفر (ع) بر برداشت هايي استوار است که از متن و روايات وارده از ائمه اطهار (ع) به دست آمده است. اين روايت ها، مقام هايي را براي فاطمه معصومه (س) برشمرده اند؛ مقامي که نظير آن، براي ديگر برادران و خواهران وي ذکر نکرده اند و به اين ترتيب، نام فاطمه معصومه (س) درشمار زنان برتر جهان قرار گرفته است.

  بوي وصال

 بي شک اهل بيت پيامبر (ص) چهره هاي پرفروغي به جهانيان عرضه کرده اند و نامشان مانند ستارگان درخشان در آسمان فضايل مي درخشد. درخشان ترين ستاره در ميان بانوان هفتمين منظومه ولايت، فاطمه فرزند پاکيزه موسي بن جعفر (ع) است؛ بانويي که سالهاست تشنگان معرفت از حريمش، زلال ايمان مي نوشند و عارفان با گذر بر زندگي فرزانه اش و درک لحظه هاي آسماني شدنش، درهاي عروج را به روي خود مي گشايند و بوي وصال را در گستره زمين منتشر مي سازند.

 

به جـــان پاک تو ای دختر امام، ســلام          به هر زمان و مـکان و به هر مقام، سـلام

تويـی که شــاه خراسان بود بــرادر تــو          بـــر آن مقام رفيــع و بـر اين مقام، ســلام

به هر عدد که تکلم شـود به ليل و نهار          هــــزار بـار فـــزون تـر ز هـر کـلام، ســلام

صبح تا شب و از شام، تا طليعه صبــح          بر آستـانه قــدسـت علی الـدوام، ســلام

در آســـمان ولايــت، مــه تمــامی تـــو           ز پای تا به ســرت ای مـــه تـمـام، ســلام

به پيشگــاه تو ای خواهـــر شه کـَـونين          ز فـرد فـرد خليـق، به صبح و شام ســلام

منم که هر سر مويم به هر زمان گويـد          به جـان پــاک تـو ای دخــتـر امـام، ســلام

 

غروب غمگين

حضرت فاطمه (س) پس از  ورود به شهر قم، تنها هفده روز در قيد حيات بود و سپس دعوت حق را لبيک گفت و به سوي بهشت برين پرواز کرد. اين حادثه در سال 201 هجري رخ داد. سلام بر اين بانوي بزرگوار اسلام از روز طلوع تا لحظه غروب. درود بر روح تابناک معصومه (س) که اينک آفتاب حرم باصفايش، زمين قم را نوراني کرده است. سلام بر سالار زنان جهان و فرزند پيام آوران مهر و مهتران جوانان بهشتي. اي فاطمه! در روز قيامت، شفيع ما باش که تو در نزد خدا، جايگاهي ويژه براي شفاعت داري.

|+| نوشته شده توسط حجة الاسلام محسن کریمی در یکشنبه نهم اردیبهشت 1386 ساعت 1:11 |

فضیلت و قداست حضرت فاطمه معصومه (سلام الله علیها)
حضرت فاطمه معصومه (سلام الله علیها ) در نزد امامان از جایگاه ویژه ای برخوردار بودند.تا آنجا که فرموده اند :پس از زیارت امام رضا (علیه السلام) به زیارت حضرت فاطمه معصومه (سلام الله علیها)بروید تا زیارت شما کامل گردد.

همچنین علمای دین به این خانم ، از سر تعظیم، خضوع وخشوع وصف ناشدنی از خود نشان می دادند. در دوران زندگی مرحوم علامه طباطبایی نقل نموده اند: که ایشان در ایام ماه مبارک رمضان صبحها پیش از نماز صبح به حرم حضرت تشریف می آوردند و سحری خویش را با بوسه ای بر ضریح مبارک به اتمام می رساندند و غروب بعد از نماز مغرب با بوسه بر ضریح مبارک افطار خویش را شروع  می نمودند.

|+| نوشته شده توسط حجة الاسلام محسن کریمی در شنبه هشتم اردیبهشت 1386 ساعت 0:47 |

دل نبستن
آقا محسن سلام. ..........

به نظر شما چه طور میشه دید ولی دل نبست؟یا علی

پاسخ) با عرض سلام خدمت شما دوست عزیز و ممنون از لطفی که در ابتدای پرسشتون داشتید .

در رابطه با پرسشی که نموده ا ید باید عرض نمایم نظر ما به محیط پیرامونی خویش به دو گونه می تواند باشد :

1- اینکه هر شیئی در جهان هستی ( حال هر چه می خواهد باشد) به صورت مستقل به نظر آید وما محو در آن شویم ودر آن از خالقش غافل شویم . که در بسیاری مواقع ما اینگونه ایم.. از آسیب های آن این است که گرفتار نوعی دلبستگی و. ..می شویم و به این راحتی نمی توانیم از آن چشم بپوشیم .

2- اینکه ما هر شیئی را که نگاه می کنیم ، به نحو مستقل نبینیم بلکه آیتی از جانب خالق بدانیم .

 


ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط حجة الاسلام محسن کریمی در پنجشنبه ششم اردیبهشت 1386 ساعت 7:58 |

کلام نور هفته

                                                   اعوذ بالله من الشیطان الرجیم 

              و عباد الرحمن الذین یمشون علی الارض هونا واذا خاطبهم الجاهلون قالوا سلاما

 

 

 

                 بندگان شایسته خدا ، کسانی هستند که با آرامش و تواضع بر زمین راه می روند

                     و هنگامی که جاهلان آنان را مخاطب می سازند ، به آنان سلام  می گویند.

                                                                                       سوره مبارکه فرقان ، آیه ۳۷

|+| نوشته شده توسط حجة الاسلام محسن کریمی در یکشنبه بیست و ششم فروردین 1386 ساعت 17:41 |

کلام ناب هفته

                                                                                                     

 

رسول گرامی اسلام ، به جمعی که مشغول نماز و نیایش بودند فرمودند:

                   ....مالی لا اری علیکم حلاوه  العباده  ؟ قالوا : و ما حلاوه العباده؟ قال : التواضع.

                        

                        چه شده است که شیرینی و حقیقت عبادت را در شما نمی بینم؟

                           گفتند : شیرینی عبادت چیست؟ فرمودند: تواضع .

 

|+| نوشته شده توسط حجة الاسلام محسن کریمی در شنبه بیست و پنجم فروردین 1386 ساعت 17:28 |

حرف دل شما ( نظر شما چیه؟)
تواضع کن تا همچون ستاره ، در چشم بیننده بر صفحه آب باشی ولی بلند جایگاه.

دود مباش که خود را به بالا می کشد ، ولی پست و پایین است......................

|+| نوشته شده توسط حجة الاسلام محسن کریمی در پنجشنبه بیست و سوم فروردین 1386 ساعت 19:6 |

مناجات هفته
...یا من انوار قدسه لابصار محبیه رائقه ، و سبحات وجهه لقلوب عارفیه شائقه ، یا منی قلوب المشتاقین، ویا غایه آمال المحبین ، اسئلک حبک و حب من یحبک و حب کل عمل یو صلنی الی قربک......

ای خدایی که انوار قدسش به چشم دوستان در کمال روشنی است                                                و تجلیات ذاتش بر قلوب عارفان او شوق و نشاط انگیز است                                                            

ای آرزوی دل مشتاقان،  

 و ای منتهای مقصود محبان ، 

 از تو درخواست می کنم دوستی تو را  و دوستی دوستدارانت را 

و دوست داشتن هر کاری که مرا به مقام قرب تو رساند.

                                                  مفاتیح الجنان ـ مناجات المحبین ـ امام سجاد (علیه السلام)

|+| نوشته شده توسط حجة الاسلام محسن کریمی در پنجشنبه بیست و سوم فروردین 1386 ساعت 18:41 |

حکایت هفته

قبل از عملیات ویا بعد از عملیات ،  بچه ها فرمانده لشکر را روی دوش خود می نشوندند و دور قرار گاه چرخ می زدند. این رسم در بین بچه ها بود . از اینکه شب عملیات فرا رسیده همه خوشحال بودند.

در یکی از روزها ، که نزدیک عملیات بود ، بچه ها آقا مهدی زین الدین (فرمانده لشکر علی بن ابی طالب) را روی دوش خود نشوندند و دور میدان می چرخیدند و شعار می دادند.

بعد از اینکه مراسم تموم شد ، دیدم آقا مهدی رفته گوشه ای نشسته و داره گریه می کنه .

رفتم سراغش گفتم آقا مهدی مشکلی پیش اومده ؟ می تونم کمکتون کنم؟

پس از کلی اصرار رو بهم کرد و گفت : اومدم به خودم بگم تو همون مهدی زین الدینی هستی که کوچیک بودی ، قدرتی نداشتی و....   

یه وقت اینا تو را روی شونشون می نشوندن فکر نکنی کسی شده ای ، نه ، تو همون مهدی کوچک و ضعیف هستی ، شیطون یه وقت هوائیت نکنه و مثله خودش به دیگرون فخر بفروشی.                                                                                        روحش شاد وراهش پر رهرو باد.       

|+| نوشته شده توسط حجة الاسلام محسن کریمی در پنجشنبه بیست و سوم فروردین 1386 ساعت 18:2 |

شکر خداوند در مصایب
سلام حاج آقا عید شما مبارک.
سوالی داشتم در مورد شکر خداوند متعال.
بعضی وقت ها شاید برای شما هم پیش اومده باشه که یه اتفاقی در زندگی بیفته و ناراحت بشوید. اما بعد از اون با خودتون بگین که خوب خدا را شکر و دنبال اون یه آهی هم بکشید . نمیدونم منظورم را درست بیان کردم یا نه.
سوال من این آیا این شکر گذاری اشکال نداره یعنی این که اولش ما نارحتیم بعد با یه آهی می گیم خدا را شکر ؟

پاسخ)

با عرض سلام خدمت شما وعرض زیارت قبولی و تبریک سال نو

در  رابطه با پرسشی که فرموده اید بنده متوجه  موضوع مورد نظر شما به صورت دقیق نشدم .نسبت به آنچه که فرموده اید مطالبی عرض می نمایم . در صورت نیاز به توضیح بیشتر در خدمتتان هستم.

 


ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط حجة الاسلام محسن کریمی در پنجشنبه شانزدهم فروردین 1386 ساعت 13:14 |

رفتار مهربانانه پیامبر اکرم با کودکان
یک نکته تربیتی و روانشناسی اسلامی

در یکی از روزها زن و مردی که تازه صاحب فرزندی شده بودند، جهت قرائت اذان و اقامه در گوش نوزادشان خدمت پیامبر اکرم رسیدند.

حضرت در حال گفتن اذکار اذان واقامه در گوش طفل بودند که والدین آن طفل دیدند فرزندشان در دامن مبارک حضرت شروع به ادرار کرد .آمدند با خجالت و عصبانیت آن طفل را از دامن حضرت بردارند ، که حضرت با تبسمی  فرمودند :کاری به کارش نداشته باشید ، او طفل است وروحیه لطیفی دارد واز این کار شما رنجیده می شود و در روحیه او تاثیر نا مطلوبی دارد .  من لباسم را می توانم بعدا عوض کنم وتمیز کنم ولی این طفل اگر روحیه اش آسیب ببیند ،جبرانش بسیار دشوار است.

|+| نوشته شده توسط حجة الاسلام محسن کریمی در چهارشنبه پانزدهم فروردین 1386 ساعت 8:59 |

آداب میهمانی

پرسش) در رابطه با آداب میهمانی با توجه به نزدیک شدن به ایام نوروز مطالبی را بیان نمایید.


 

الف: فضلیت اطعام

رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرمود:«مهمان میزبان را به سوی بهشت می‌برد.»
و نیز فرمود:«مهمان روزی خود را به همراه می آورد و گناهان اهل منزل را می برد.»
و نیز:«هر خانه ای که در آن مهمان داخل نشود، ملائکه هم داخل نمی شوند.»
«برکت بر کسی که اطعام می‌کند، سریعتر از چاقو بر گوشت وارد می‌شود.»

امام صادق علیه السلام فرمود:«وقتی مهمان داخل منزل شما می‌شود، برای شما و خاندان شما آمرزش الهی را همراه می‌آورد و وقتی خارج می‌شود، گناهان شما و آنان را خارج می‌کند.» و نیز فرمود:«هر کس گرسنه‌ای را سیر کند، خداوند نهری در بهشت برایش جاری می‌سازد.»


ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط حجة الاسلام محسن کریمی در دوشنبه بیست و هشتم اسفند 1385 ساعت 12:44 |

دوستی افراطی

پرسش :به دوستم علا قه مفرطي دارم نمي دانم كه اين مساءله را چگونه حل كنم ؟

------------------------------------------

پاسخ :دوستى‏ها بر چند نوع است:

    1- دوستى به خاطر خدا همانند علاقه به اولياى دين و برادران ايمانى كه منشاء آن منش دينى فرد و اعتقادات اوست نه انگيزه‏هاى ديگر.

    2- دوستى به جهت مال و جمال ويا كشش‏هاى غريزى ديگر.

نوع اول؛اين دوستى‏ها عبادت و از بهترين اعمال است . چنان‏چه در احاديث منقول از اهل بيت(ع) آمده است: هل الدين الا الحب؛  آيا دين جز محبت چيز ديگرى است؟.

نوع دوم؛ اين دوستى‏ها چنانچه موجب سد راه خدا گردد و احيانا آدمى را به انحراف بكشاند خطرناك ترين دام شيطان است كه بايد از آن پرهيز نمود و تنها آن را معبرى براى درك جلال و جمال خداوند قرارداد. ممكن است گلى زيبا انسان را فريفته و مجذوب خويش كند ولى عاقل كسى است كه در وراى زيبايى گل جمال خالق گل را ببيند و از اين حجاب عبور كرده تا ملكوت را مشاهده نمايد. در مورد علاقه شما به دوستانتان احتمال مى‏رود دو غريزه بايكديگر تداخل نموده‏اند: 1- غريزه زيباپسندى، 2- غريزه جنسى.

  


ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط حجة الاسلام محسن کریمی در سه شنبه یکم اسفند 1385 ساعت 23:59 |

راههای مسرور بودن وشاد زندگی نمودن بدون گناه

پرسش) اگه میگید دین اسلام تک بعدی نیست با توجه به شرایط امروز اگر یه نفر هم بخواهد مومن باشد وهم از این دنیا لذت ببره باید چگونه رفتار کنه در ضمن مي خواهم قدري بشاش , سرزنده و با روحيه باشم دستورات ديني را در اين زمينه چيست ؟

پاسخ:نشاط واقعي حالتي است كه آدمي را به آرامش روحي و سلامت رواني برساند، برخي از عوامل ايجاد نشاط روحي در جوانان عبارت است از:
الف) ورزش، مخصوصا ورزش‏هاي دسته‏جمعي كه داراي حالت مسابقه باشند.
ب ) معاشرت و مصاحبت با دوستان پرنشاط و اميدوار و با استعداد.
ج ) رابطه با خداوند توسط نماز، دعا و قرائت قرآن.
د ) تفريح و سياحت مخصوصا در باغ و صحرا (لازم به ذكر است جو بسياري از پارك‏ها و شهربازي‏ها به حدي مصنوعي و ساختگي است كه اثرعكس خواهد گذاشت).


ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط حجة الاسلام محسن کریمی در سه شنبه یکم اسفند 1385 ساعت 21:12 |

توبه
پرسش) در حدیثی از حضرت علی (ع)داریم :
عمری که خدا از فرزند آدم پوزش را می پذیرد شصت سال است .(حکمت ۳۲۶)
معنای این حدیث چیست؟

از چند نفر از علما پیرامون این حدیث شریف پرسش شد که نتیجه صحبتها به این شرح می باشد .

اینکه دراین حدیث حضرت فرموده اند : عمری که خدا از فرزند آدم پوزش را می پذ یرد شصت سال است.

به این معنا نیست که اگر یک انسانی بیش از 60سال عمرکرد وبعد از 60سال مرتکب گناهی شد  دیگر توبه او پذیرفته نمی شود ، چرا که خداوند متعال تا قبل از اینکه مرگ آدمی فرابرسد ،توبه آدمی را قبول می نماید اگر این پشیمانی ، قلبی و حقیقی باشد .

پس چرا حضرت این گونه فرموده اند؟


ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط حجة الاسلام محسن کریمی در دوشنبه سی ام بهمن 1385 ساعت 11:2 |

چشم چراني

                              

 

پرسش ) براي جلوگيري از چشم چراني چه كارهايي را بايد انجام داد؟

 

پاسخ  ) براي مبارزه با گناه و هواهاي نفساني رعايت چند نكته لازم است:

الف) كوچك نشمردن هيچ گناهي هرچند به نظر صغيره باشد، ب ) عزم جدي و آهنين

 بر ترك معصيت و مراقبت جدي و دائمي نسبت به تمام افعال خود، ج ) شرط

 نمودن با خدا مبني بر ترك معصيت و هم چنين از او استعانت جستن، د ) هر

 گاه فكر گناه و وسوسه آن به ذهن آمد بلافاصله آن را از لوح ذهن خارج

 كردن و توجه خود رابه خدا و امور شريفه مشغول داشتن. جديت و موفقيت در

 اين امر پيروزي بزرگي است و در واقع دفع دشمن شيطان نفس از همان خاكريز

 اول است. قرآن مجيد در وصف پارسايان مي فرمايد: إِنَّ اَلَّذِينَ

 اِتَّقَوْا إِذا مَسَّهُمْ طائِفٌ مِنَ اَلشَّيْطانِ تَذَكَّرُوافَإِذا هُمْ مُبْصِرُونَ  پرهيزگاران چون

 گرفتار وسوسه شيطان شوند هماندم متذكر (ياد خدا) شده وبصيرت يابند ،

  (اعراف، آيه 201)،          


ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط حجة الاسلام محسن کریمی در سه شنبه هفدهم بهمن 1385 ساعت 23:47 |

روش هاي تربيتي اسلام

                     

 

پرسش ) رياضتهايي كه در مكاتيب غير اسلامي وجود دارد و باعث تواناييهايي در

 انسان مي شود ، چه حكمي دارد ؟

 

پاسخ ) رستگاري و سعادت و تكامل انسان ، تنها در انجام وظايف ديني است تزكيه

 نفس و پاكسازي روح از آلودگيها و رذايل اخلاقي نيز در پرتو تعليمات و

 رهنمودهاي ارزشمند پيامبر اسلام و امامان معصوم « عليهم السلام » ميسر

 مي باشد و تقويت اراده و تمركز قوا و رياضت شرعي همانا به وسيله انجام

 وظايف ديني تحقق مي پذيرد . انساني كه به طور دقيق و پيگير به دستورات

 ديني عمل كند و در طريق بندگي و عبوديت خداوند مجاهدت نمايد ، به مقامي

 والا و درجات عالي نايل خواهد شد ، به اندازه اي كه قدرت تصرف در

 كائنات را هم پيدا خواهد كرد .

 رياضتهاي غير شرعي مطلوب شرع نيست و اگر انسان به وسيله آن تواناييهايي

 كسب كند و قدرتهاي روحي به دست آورد ، مانند آنچه مرتاضان هندي انجام

 مي دهند ، مطلوب خداوند نيست و قرب به او را به همراه ندارد .

 بسياري از بزرگان بوده اند كه با عمل كردن دقيق به اسلام و تهذيب اخلاق

 و تزكيه نفس در قلمرو ديني و با استفاده از تعليمات امامان معصوم «

 عليهم السلام » اهل كرامت بوده اند . نمونه آن مرحوم حاج شيخ جواد آقا

 تهراني « رحمه الله » بود ، كه كتاب ايشان آيين زندگي و درسهاي اخلاقي

 بسيار مفيد و راه گشاست .

 


ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط حجة الاسلام محسن کریمی در سه شنبه هفدهم بهمن 1385 ساعت 23:44 |

آثار انس با خدا

                        

 

پرسش ) چگونه با خدا مأنوس شويم؟

 

پاسخ ) اين كار شدني است, لكن بايد از خدا توفيق بخواهيم و خودمان نيز اراده

 كنيم. البته اين كار به تمرين هم نيازمند است.

يكي از راههاي ساده اين كار آن است كه براي خود برنامه اي تنظيم كنيم و

 در شبانه روز, براي مدتي جاي خلوتي را انتخاب كنيم و توجه خويش را از

 همه چيز غير از خدا قطع نماييم. اين كار ممكن است كه با دعا, نماز,

 مناجات, قرائت قرآن و يا مانند آن باشد؛ مهم اين است كه فراموش نكنيم

 كه خدا حاضر و ناظر است, ما را ميبيند و پيوسته به ما لطف دارد و از

 صميم قلب, از گناهان خود استغفار كنيم و به قدري كه ميسر است اين

 برنامه را ادامه دهيم تا بتوانيم به الطاف خدا در آن عالم اميدوار

 باشيم.

|+| نوشته شده توسط حجة الاسلام محسن کریمی در سه شنبه هفدهم بهمن 1385 ساعت 23:42 |

صله رحم

سوال :اگر صله رحم باعث تضعيف ايمان و به حرام و گناه افتادن فرد بشود آيا بازهم واجب است كه انسان آن را بجاي آورد؟

------------------------------------------

پاسخ :معاشرت با خويشانى كه يقين داريد چنين اوصافى دارند بايد كنترل شده و حساب شده باشد نه اين كه بكلى قطع گردد. بنابراين در حدى كه در روحيات و رفتار انسان تاثير سوء نداشته باشد و يا فرد بتواند آثار خوب و سازنده ايفا نمايد حفظ روابط مطلوب است. بويژه آنكه در اسلام صله رحم از مستحبات اكيده است. البته در اين معاشرتها بايد به اختلافات دامن زده نشود تا موجب افزايش مهر و محبت گردد.

|+| نوشته شده توسط حجة الاسلام محسن کریمی در شنبه چهاردهم بهمن 1385 ساعت 23:29 |

دوری از غیبت

چگونه مي توان از غيبت و تهمت اجتناب كرد ؟

 

پاسخ ) فكر كردن در آيات و رواياتي كه درباره مذمت غيبت و عذابي كه درآخرت براي

 غيبت كننده فراهم شده و  از طريق معصومين به ما رسيده بهترينراه و

 وسيله براي ترك غيبت است؛ مانند آيه 12 سوره حجرات كه غيبتكردن را

 معادل خوردن گوشت برادر مرده ميداند و يا حديث معروفي كه

 ازپيامبر(ص) نقل شده كه غيبت كردن را از عمل منافي با عفت

 (زنا) بدترميداند؛ زيرا زناكننده اگر توبه واقعي نمايد بخشيده ميشود؛

 اما غيبت كنندهدر خيلي از موارد تا رضايت آن شخصي را كه از او غيبت

 كرده فراهم نكندبخشيده نميشود.

            و يا در حديث ديگر از امام حسين(ع) نقل شده كه غيبت خورش سگهايجهنم

 است. و يا در روايت ديگر نقل شده كه غيبت كننده اگر بدون توبهواقعي

 بميرد از اولين كساني است كه وارد جهنم ميشود و اگر توبه واقعي كندو

 بميرد و ساير كارهايش هم درست باشد از آخرين كساني است كه واردبهشت

 ميشوند. خداوند همة ما را از اين گونه گناهان بزرگ حفظ كند وگذشته ما

 را به كرمش ببخشد. ضمناً فقهاء ميفرمايند: اگر انسان از كسيغيبتي كرده

 و دسترسي به او ندارد كه رضايتش را حاصل كند مثل اين كه ازدنيا رفته و

 يا اگر زنده است نميشود به او بگويد؛ زيرا باعث فتنه و فسادبيشتري

 ميشود در اين صورت بايد بين خود و خدا توبه واقعي كند و براي آنشخص هم

 از درگاه خداوند طلب آمرزش و مغفرت نمايد.

 

|+| نوشته شده توسط حجة الاسلام محسن کریمی در سه شنبه سوم بهمن 1385 ساعت 23:39 |