|
@@@@@@ به رسم ادب سلام آنکه در سکون است ،دچار سستی گردد و آنکه در جریان است ، به رشد و بالندگی نایل گردد. ما زنده به آنیم که آرام نگیریم موجیم که آسودگی ما عدم ماست """""""""""""""""""""""" بعضیا میگن حاج آقا کریمی برخی میگن حاج آقا محسن میگن طلبه حوزه علمیه هستم. هم اکنون در ستاد پاسخگویی به پرسشهای دینی (اخلاقی،اجتماعی،اعتقادی و... ) و مشاوره (ازدواج ، تحصیلی ، اخلاقی ، خانوادگی ) مشغول فعالیت هستم. """""""""""""""""""""""" با جوونها و نوجوونها چه در دبیرستان ، چه در دانشگاه خیلی نشست و برخاست داشتم برا همین تصمیم به راه اندازیه این وب گرفتیم ، تا بیشتر بتونیم در خدمتتون باشیم. """""""""""""""""""""""" پلهای ارتباطی : @@ مجموعه فرهنگی مسجد الامام _ فلکه احمد آباد _ تقاطع اول خیابان بزرگمهر _ بعد از نماز مغرب و عشاء @@ایمیل hajimasalaton@yahoo @@ آی دی hajimasalaton
پست الکترونيک آرشيو مطالب آرشيو مطالب
شهریور 1388
مرداد 1388 تیر 1388 اردیبهشت 1388 فروردین 1388 اسفند 1387 بهمن 1387 دی 1387 آذر 1387 مهر 1387 مرداد 1387 تیر 1387 خرداد 1387 اردیبهشت 1387 فروردین 1387 اسفند 1386 بهمن 1386 دی 1386 آذر 1386 آبان 1386 مهر 1386 شهریور 1386 مرداد 1386 تیر 1386 خرداد 1386 اردیبهشت 1386 فروردین 1386 اسفند 1385 بهمن 1385 دی 1385 آذر 1385 آبان 1385 مهر 1385 آرشيو موضوعي
مقالات معرفتی
مقالات پیرامون حجاب پرسشهای اجتماعی پرسشهای احکام پرسشهای اعتقادی پرسشهای اخلاقی پل ارتباطی شما با ما معرفی کتب در زمینه های مختلف دل نوشته های چند سطری جستجو
پيوندها
مجمع جهانی شیعه شناسی
موسسه تحقیقاتی حضرت ولی عصر (عج) دفتر مطالعات و تحقیقات زنان فرهنگسرای پرسش موسسه تحقیقاتی اسراء سازمان کتابخانه واطلاع رسانی آستان قدس رضوی پایگاه اطلاع رسانی تبیان پایگاه اطلاع رسانی حجاب شیعه شبکه جهانی اطلاع رسانی امام مهدی (علیه السلام) شبکه حوزه(فارسی،عربی،انگلیسی) پایگاه آل البیت(علیهم السلام) پایگاه تخصصی نهج البلاغه پایگاه تخصصی قرآن کریم شبکه امام مهدی منتظر غدیر ارتباط مستقیم با حرم با صفای امام حسین(علیه السلام) :: قالب ساز :: رفقای دوست داشتنی
فطرت
خنده نمکین خدا راوی و یونس محفل راهیان نور تکنولوژی روز گنبد افلاک نگاه منتظر روان شناسی اندکی صبر سحر نزدیک است کوچ چکاوک کمال انسانی و عروج روحانی روح باران شاهکار عشق طلبه ای از نسل سوم سهم اباذر شاید این جمعه بیاید شاید سخن یار آشنا امید انتظار من آفتاب گردان راهیان مدرسه فقاهت طلبه ای طالب یار باغ آسمان چقدر دیدنی است عشق فقط عشق حسین شور حسینی ساقی بده جامی اشک ماه یا حنان اذا ضاق لها صدری فرشته بنفش نسیمی از بهشت پیروان دوازده امام تمنای وصال شوق پرواز شیرینکده آسمان خاکی شمیم یاس آلاء(نعمتهای الهی) اشراق یک کف دست آسمان لحظه های تشنگی عطای کثیر همای رحمت مجنون الحسین صراط مستقیم دم مسیحایی ایرانیم عشق واقعی عاشقان وصال خاطراتی از خدام حرم امام رضا ای کاش تمام دوستان RSS
![]() |
حاج آقا مسئلةٌ
آیا تا حالا شده یه بار که دره خونمون زده شد بگیم........
با سلام خدمت همه شما دوستان و همراهان
بسیاری از دوستان میگن چرا زود به زود مطلبت را جدید نمی کنی صحبتم مطالب بالا نبود ، اما از بس بهمون گیر دادید توی قم ، نزدیکیهای حرم حضرت معصومه (سلام الله علیها) یه مقبره ای از علمابه نام ابن بابویه است. حدود ۵ یا ۶سال پیش که در قم مشغول تحصیل بودم نزدیکیهای نیمه شعبان بود . مثل یه همچین ایامی . حاج آقای تهرانی معروفه به امام زمونی یعنی خیلی عاشقه
حاج آقا رفت بالای منبر و شروع کرد حمد و ثنای الهی گفتن . ولی این بار معلوم بود خود حاجی هم حال و هوایی دیگه به سر داره. از وقتی شروع کرد ، تا وقتی مجلس تموم شد همه داشتند گریه می کردند می گفت آره درسته ما هم اومدیم تو این دنیا با بابامون (الامام کالاب الشفیق) امام مثل بابای مهربونه . تو بازار دنیا حواسمون رفت توی اسباب بازیها تو زندگی شخصیمون حضرت کجای زندگی منند؟؟؟ . از امروز صبح تا الان اصلا حضرت در زندگی من تشریف داشتند؟؟.......نه بالاتر میخوام بگم . نمی دونم تا حالا دیدی یه نفر بچه اش گم شده چه حال و هوایی داره. اگه بهش بگن حالا بیا ، یه مقدار بنشین چایی بخور ، میوه ای بخور . میگه چایی بخورم ، از گلوم پایین نمی ره . آیا تا حالا ما این طوری هوایی حضرت شدیم؟ آیا تا حالا شده یه بار که زنگ خونمون زده شد ، بگیم نکنه آقاست اومده به من یه سر بزنه. آیا تا حالا شده صدای زنگ تلفن که زده شد ، پیش خودمون بگیم شاید حضرتن ، می خوان ازم احوال پرسی کنن .....آره بابا این حال منتظره نه اینکه ساعت و روز و شب وهفته و ماه و سال بگذره و من .......... خدایا یا صاحب الزمان ، امان زلحظه غفلت که شاهدم هستی. |+| نوشته شده توسط حجة الاسلام محسن کریمی در پنجشنبه یکم شهریور 1386 ساعت 2:0
حرفهای گزارشگره چی بود؟؟!!!
با سلام خدمت همه شما عزیزان
سوار ماشین شده بودم . سه شنبه شبی بود . رادیو معارف داشت در رابطه با حضرت حجت (علیه السلام) مطالبی را بیان می کرد.کاری به صحبتاشون ندارم..... خبرنگار رفت سراغ جوونی آقا سلام علیکم . سلام علیکم . چی شده شما اومدید اینجا؟ اومدم تا با مولای خودم درد و دل بکنم خوب که ادامه داد گزارشگر پرسشی نمود از اون پرسشا . خیلی منو به فکر فرو برد . پرسید اگه الان حضرت را ملاقات بکنید و خدمت ایشان برسید با ایشان چه صحبتی دارید؟ جوون کمی یکه خورد ، منو امام زمون!!؟ تو ماشین به خانمم گفتم : همه ما همین طوریم . تا قبلش صدای ما به استغاثه بلنده اما اگه به خدمت حضرت برسیم ، هیچ برای گفتن نداریم
این همه جمکران ، دعای ندبه، و...نکنه برا آقا نیست. بلکه به یه نفر حلال مشکلات زندگی شخصی نیاز داریم. آیا اینه وظیفه؟ نمی گم همین الان که داری نوشته رو می خونی فکر کن عزیزان ، دوستان ، بزرگواران. لاف زدن این تشرف را که در مسجد جمکران برای یکی از عاشقان حضرت اتفاق افتاده را ذکر می کنم گفت با همسرم در مسجد جمکران نشسته بودیم ایشان می گویند: حضرت آب را که میل نمودند و می خواستند ظرف آب را برگردانند فرمودند:مردم به اندازه همین مقدار آب ما را نمی خواهند و گرنه دعا می نمودند تا خدا فرج ما را نزدیک کند. به راستی مگه ما دعا نمی کنیم؟؟.پس چرا حضرت اینگونه فرموده اند . نکند دعای برای حضرت لقلقه زبانمون گردیده وتوجهی به ایشان نداریم. اندکی تامل خدایا |+| نوشته شده توسط حجة الاسلام محسن کریمی در شنبه سی ام تیر 1386 ساعت 6:56
اگه اشک چشمات ، جاری شد بدون نظر کرده خدا شدی.
آروم بخون ، آخه جزئ اسراره.یه عمری است همه بدان مبتلاییم. اتاق خاموش است. صدايي به گوش نمي رسد. او بي حرکت خوابيده است . رو به سوي کعبه . او دختر نبي الله است ، ام ابيهاست ، بانوي بانوان جهان ، نازپروده پدر ، لطيفه ي مدينه . او سيده اهل بهشت است، صاحب باغ فدک ، زخم خورده زخمهاي کهنه کينه ، تنها ياور ولي خدا ، بي يارترين يار رسول . زبان اسماء بند آمده است. مي خواهد صدايش کند ، ولي مي ترسد. سر به ديوار خانه نهاده است. تنها ، نگاهش مي کند و آرام مي گريد. ولي بايد او را بخواند . اين خواسته خود اوست. سالها در اين خانه جز امر او هيچ نکرده است. صدايش مي زند: بانوي من! جواب نمي دهد. قرار از دل اسماء فرو ريخت. بي حرکت بر جا ماند . قدرت دوباره سخن گفتنش نيست ،ولي بايد صدايش کند. فاطمه ! دختر رسول الله ! ... باز هم جوابي نمي دهد. صداي اسماء مي لرزد .مثل دست و پاي لرزان زينب، اشک چشمهاي حسن، تکان لرزان لبهاي حسين. اتاق خاموش است. صدائي به گوش نمي رسد. او بي حرکت خوابيده است . رو به سوي کعبه . اسماء به طرف او رفت. پارچه سفيد را کنار زد و جز هاله نيلوفري صورت زهرا و لبخند نشسته روي لبانش ، چيزي نديد. روزي نديده تابکنون چشم روزگار از دور روزگار به روزگار عشق پروانه گر ز عشق بسوزد عجب مدار کاتش زند به خرمن هستي شرار عشق * * * امشب پرستوي علي از آشيان پر مي کشد داغ فراق فاطمه آخر علي را مي کشد اسماء بريز آب روان بر روي گلبرگ گلم ياسم شده چون ارغوان ، واي از دلم ، واي از دلم امشب ، اولين شب است بي حضور گرم تو. شب تاريک است. و سرد. يتيمانت از بس گريه کرده اند خوابشان برده است. ولي من چگونه چشم بر چشم گذارم با اين همه درد تنهائي ؟ هنوز کسي رفتنت را نمي داند، اين گفته خود تو بود که خواستي شبانه دفنت کنيم. فردا ديگر صداي گريه ات مزاحم همسايه ها نخواهد شد. به ياد داري که چه بي شرمانه مي گفتند به فاطمه بگو يا شب گريه کند ، يا روز. از دست گريه هاي بي امانش به ستوه آمده ايم . کاش فقط يک بار دليل گريه هايت را مي پرسيدند. فاطمه جان ! مطمئن باش که ديگر نه تو مزاحم آنهائي و نه آنها مزاحم تو . خوشا به حالت که آسوده شدي از دست اين مردمان بي وفا . فردا تو نزد پدرت هستي ، در بهترين نقطه ي بهشت. پيامبر که رفت، تو تنها ياور روزهاي تنهايي ام بودي . ولي به يقين بهشت با تمام ميوه ها و رودها و حوريانش ، براي رسول ، گوارا نبود، بي حضور تو.و تو نيز ام ابيها بودي و چگونه مي تواني تحمل کني اين روزگار عجيب را ، بي حضور پدر . حال من مانده ام تنها ، با تمام اين وحشت زدگان غرق در مرداب زندگي و چه عالمگيراست سياهي روحشان . مثل امشب ، تاريک و خاموش . همه خوابيده اند و اگر مي دانستند که از اين پس از چه نعمتي محرومند ، به يقين نه چشمهايشان اذن ورود به خواب مي داد ، نه تاب و قرار بر دلهايشان مي نشست. علي تنهاست . تنها تر از هميشه. و او چه خواهد کرد بي فاطمه ، جز پناه بردن به چاههاي صبورمدينه ! * * * السلام عليک يا سيده نساء العالمين يا فاطمه ! مي خواهم با تو سخن بگويم ولي نمي دانم که رويم را به کدام سو بگردانم تا تو آنجا باشي. به بقيع ، به کنار قبر پيامبر و يا به خانه ات. و اين همه سال سرگرداني ما و اين همه گمنامي تو ، دليلي است بر عظمتت . اي سيده زنان عالم . تو آن قدر بزرگي که همه کس با چشم هاي خودبين و دنيابين نتواند ببيند،حتي محل دفن تو را . و اين همه عصمت و حجاب و عفت در که جمع خواهد شد ، جز دختر حبيب الله ، همسر ولي الله و مادر ثارالله !!! يا فاطمه ! امروز سالها از رفتنت گذشته است . چيزي قريب به هزار و چهار صد سال . ولي ما حکايت تو را شنيده ام و حکايت نامردان روزگارت را که قدر امانت ندانستند و پيمان شکستند و چه بد عهداني بودند آنانکه حرمت نگذاشتند ، حريم خانه رسول را. و مگر اينان سخن پيامبر را نشنيده بودند که : " فاطمه پاره تن من است هر که او را بيازارد ، مرا آزرده و هر که او را خشنود کند مرا خشنود کرده است . " يا فاطمه ! قرار روزگار اينگونه برايمان خواسته است که نه از جاهلان قبل از بعثت باشيم ، نه اولين مسلمانان تاريخ ، نه الله اکبر گويان فتح مکه و نه پيمان شکنان بعد از پيغمبر. ما تابعين توئيم . تابع رسول و اهل بيت.و به يقين نه قصد عهدشکني داريم و نه قصد آزرده کردن دل رسول. و خوب مي دانيم آزردن دل فاطمه ، آزردن دل پيامبر است . يا فاطمه ! امروز روز پر گرفتن توست. به ما نيز پرواز را بياموز که از هر سکون ، خسته ايم. آمين... |+| نوشته شده توسط حجة الاسلام محسن کریمی در چهارشنبه نهم خرداد 1386 ساعت 6:28
سلام مادر به فرزندانش تا روز قیامت
وصيت نامه كتبى حضرت فاطمه زهرا سلام الله عليها بسم الله الرحمن الرحيم هذا ما اوصت به فاطمه بنت رسول الله اوصت و هى تشهد ان لا اله الا الله و ان محمدا عبده و رسوله و ان الجنة حق والنار حق و ان الساعة آتيته لاريب فيها و ان الله يبعث من فى القبور. يا على انا فاطمة بنت محمد (ص ) زوجنى الله منك لاكون لك فى الدنيا والاخره انت اولى بى من غيرى حنوطى و غسلنى و كفنى بالليل وصل ولدى السلام الى يوم القيامه .
بنام خداوند بخشنده مهربان اين وصيت نامه دختر رسول خداست. در حالى وصيت مى كند كه شهادت مي دهد خدايى جز خداى يگانه نيست و محمد (ص) بنده و رسول اوست و بهشت حق است و آتش جهنم حق است و روز قيامت كه هيچ شكى در آن نيست فرا خواهد رسيد و ذات الهى جميع مردگان را از قبور برانگيزاند و زنده گرداند و همه را وارد محشر فرمايد. اى على ،من فاطمه دختر حضرت محمد هستم . خدا مرا به ازدواج تو درآورد تا در دنيا و آخرت براى تو باشم و تو از ديگران بر من سزاوارترى .على جان حنوط و غسل و كفن كردن مرا در شب به انجام رسان و شب بر من نماز بگذار و شب مرا دفن كن و هيچ كس را اطلاع نده. اينك با شما وداع مي كنم و بر فرزندانم تا روز قيامت سلام و درود مي فرستم. بحارالانوار، جلد 43، ص 214.
|+| نوشته شده توسط حجة الاسلام محسن کریمی در سه شنبه هشتم خرداد 1386 ساعت 6:29
چرا حضرت فاطمه را زهرا نامیده اند؟
سالت عن ابا عبدالله (عليه السلام): عن فاطمة لم سميت الزهرا؟ فقال: لانها كانت اذا قامت فى محرابها و هو نورها لاهل السماء كما تزهر - تزهو - نور الكواكب لاهل الارض. علل الشرايع، ج 1: ص 215. راوى مىگويد از حضرت صادق (عليه السلام) علت نامگذارى حضرت فاطمه (سلام الله علیها) را به - زهرا - پرسيدم. فرمود: چون وقتى كه در محراب عبادتش به نماز مىايستاد، فروغ نورش براى ساكنان آسمان مىدرخشيد، همانگونه كه نور ستارگان آسمان براى زمينيان مىدرخشد. |+| نوشته شده توسط حجة الاسلام محسن کریمی در دوشنبه هفتم خرداد 1386 ساعت 6:50
چرا نام حضرت زهرا به صراحت در قرآن ذکر نشده است؟
پرسش:
ادامه مطلب |+| نوشته شده توسط حجة الاسلام محسن کریمی در یکشنبه ششم خرداد 1386 ساعت 7:4
تکریم نام پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله)
امام صادق(علیه السلام) فرمودند: «اِذا ذُكر النبي فَاكَثروا الصلاة عليه فَاِنه مَن صَلّي علي النبي صَلاة واحدة صَلي الله عليه ألف صَلاة في ألف صَف مِن الملائكة و لَم بَيق شيء مِما خلق الله اِلا صلّي عَلي ذلك العبد لِصلاة الله عليه و صَلاة مَلائكة ولا يَرغب عَن هذا الاّ جاهل مغرور قَد بَريء الله مِنه و رسوله» (بحار91/57) هنگامي كه نام پيامبر برده ميشود، بر آن حضرت زياد صلوات بفرستيد، زيرا اگر كسي بر رسول خدا صلوات بفرستد، خداي سبحان با هزار صف از فرشتگان بر او صلوات ميفرستد (تعداد فرشتگان هر صف را خدا ميداند، زيرا سراسر عالم هستي سپاه حقّند: «ولِله جنُود السموات و الأرض»سوره فتح/آیه7 و اگر خداي سبحان و فرشتگان الهي بر بندهاي صلوات بفرستند، تمامي نظام هستي بر او صلوات ميفرستد و اگر كسي از اين فضيلت روي گردان شود، جاهل و فريب خورده است و خداوند و رسولش و اهل بيت او از وي بيزارند. |+| نوشته شده توسط حجة الاسلام محسن کریمی در چهارشنبه پانزدهم فروردین 1386 ساعت 7:25
امام رضا (علیه السلام)
|
|
باسمه تعالى
نويسنده: دكتر سيد محمد حسيني قزويني تعداد بازديد:160 |
![]()
ما عقيده داريم كه امام زمان(ع) در زمان غيبت صغري با چهار نايب خود ارتباط مستقيم داشته و بعد از غيبت صغري اين ارتباط قطع مي شود. پس چگونه صدها نفر ادعاي ملاقات با او را مي كنند؟ آيا عمل صالح باعث ديدار با حضرت مي شود و آن گاه معناي انتظار چه مي شود؟
پاسخ:
براي امام زمان(ع) دو غيبت وجود دارد:
الف) زمان غيبت صغري.
ب) غيبت كبري.
در زمان غيبت صغري كه از سال 260 و يا 255 ه.ق آغاز شد و در سال 329 پايان يافت[12] مردم پرسش هاي عقيدتي، اجتماعي و مشكلات خويش را به وسيلة نواب خاص - كه بعداً اسامي آن ها بيان خواهد شد - با امام زمان(ع) در ميان گذاشته و آن حضرت مسائل و پرسش هاي مردم را پاسخ مي گفتند. گاهي گروهي از مردم به وسيلة نواب خاص امام زمان(ع) به ديدار امام دوازدهم(ع) مي رفتند؛ از اين رو در اين مدت امام هم غايب بود و هم نبود.[13]
نواب خاص امام زمان(ع) كه نقش بنيادي در بر قراري ارتباط مردم با امام زمان(ع) داشته اند عبارتند از:
1- ابوعمرو عثمان بن سعيد عمري؛
2- ابوجعفر محمد بن عثمان بن سعيد عمري؛
3- ابوالقاسم حسين بن روح نوبختي؛
4- ابوالحسن علي بن محمد سمري.
در اين جا لازم است به بخشي از وظايف و فعاليت هاي نواب خاص
امام زمان(ع) اشاره شود كه چگونه مردم با امام زمان(ع) ارتباط برقرار مي كردند:
الف) پنهان داشتن نام و مكان امام:
گرچه امكان رؤيت امام زمان(ع) در غيبت صغري براي مردم و نواب خاص وجود داشت، ولي به دليل مشكلات سياسي، هر يك از نواب موظف بودند كه نام و مكان امام را افشا نكنند؛ زيرا امام از سوي حكومت تهديد مي شد. البته اين پنهان كاري به دستور امام زمان(ع) صورت گرفته بود. ارتباط شيعيان نيز بدون اين كه مكان امام را بدانند بر قرار مي شد.
ب) پاسخ گويي به سؤالات فقهي و مشكلات عقيدتي:
نواب خاص علاوه بر وظيفة فوق وظيفة پاسخگويي به سؤالات فقهي و مشكلات عقيدتي را نيز بر عهده داشته اند. نواب خاص به دليل اين كه از دانش بسيار بالايي برخوردار بوده اند، به بهترين وجه شبهه زدايي نموده و پرسش هاي مردم را جواب مي دادند. از سوي ديگر سؤالات فقهي و شرعي شيعيان را به عرض امام رسانده و پاسخ ها را دريافت مي كردند و به مردم ابلاغ مي نمودند.
ج) اخذ و توزيع اموال متعلق به امام زمان(ع):
نواب خاص اموال متعلق به امام (مانند بيت المال و سهم امام) را از شيعيان گرفته به هر طريقي به امام زمان(ع) مي رساندند.
در زمان غيبت كبري نحوة ارتباط با امام زمان ممكن است با طرق زير امكان پذير باشد:
1- ملاقات حضوري:
در خصوص امكان و عدم امكان ملاقات حضوري با امام زمان(ع) اختلاف است. برخي عقيده دارند كه ملاقات حضوري امكان داشته و انسان با رعايت تقوا و ايجاد شايستگي، مي تواند به حضور امام زمان(ع) برسد. چنان كه شخصيت هايي مانند مقدس اردبيلي،[14] علامة حلي[15] و علامة بحرالعلوم[16] به حضور حضرت رسيده اند. سيد مرتضي،[17] شيخ طوسي و ... از طرفداران اين نگرش هستند. شيخ طوسي مي نويسد: "ما قطع نداريم كه حضرت از تمام اولياي خود، پنهان باشد، بلكه جايز است كه براي بيشتر آنان ظاهر گردد".
برخي ديگر عقيده دارند كه ملاقات حضوري با امام زمان(ع) امكان ندارد. محمد بن ابراهيم، معروف به نعماني،[18] فيض كاشاني،[19] و كاشف الغطا،[20] و از طرفداران اين نگرش هستند. اينان به برخي از روايات تمسك نموده اند كه هر گونه ارتباط حضوري با امام زمان(ع) را منع كرده اند.[21] امام زمان(ع) در توقيع شريف خطاب به آخرين نايب خاص آن حضرت، يعني علي بن محمد سمري فرمود: "به زودي از شيعيان من كساني خواهند آمد كه ادعاي ديدن مرا مي كنند. آگاه باشيد، هر كس قبل از خروج سفياني، و صيحة آسماني، ادعا كند كه مرا ديده دروغگوي افترا زننده است".[22]
واقعيت آن است كه با تقوا و معنويت و قابليت مي توان به حضرت آن امام همام رسيد، چنان كه برخي از بزرگان به حضور او رسيده اند. به نظر مي رسد رواياتي كه دلالت بر منع ملاقات دارند، ناظر بر اين است كه جلوي هر گونه سوء استفاده از ادعاي ديدن امام زمان گرفته شودو هر كس ادعاي رؤيت امام زمان (ع) را نكند. برخي از بزرگان به حضور امام رسيده اند و مرحوم آخوند خراساني ملاقات امام زمان(ع) را براي افراد خاصي ممكن دانسته است.
2- ارتباط معنوي:
بي ترديد مي توان با امام زمان(ع) ارتباط معنوي بر قرار كرد. البته اين ارتباط با بهره گيري از تقوا، دعا خواندن و توسل به ائمه(ع)، به ويژه به ساحت مقدس امام زمان(ع) امكان پذير است. شايد بر همين اساس باشد كه يكي از وظايف شيعيان در زمان غيبت، دعا كردن براي امام زمان(ع) و توسلات بيان شده است.[23] ارتباط معنوي بدان معنا نيست كه انسان امام زمان(ع) را ملاقات حضوري كند، بلكه بايد با آن امام ارتباط برقرار كند و هميشه به ياد او بوده و او را در تمام اعمال ناظر بداند. هرگاه چنين لياقت و شايستگي اي حاصل شد حضرت به انسان عنايت نموده و به رفع مشكلات انسان مي پردازد؛ از اين رو امام زمان(ع) در توقيعي كه براي شيخ مفيد صادر نمود فرمود: "فإنّما علماً بأنبائكم و لا يعزب عنا شيءٌ مِن أخباركم؛[24] ما بر اخبار و احوال شما آگاهيم و هيچ چيز از اوضاع شما بر ما پوشيده نمي ماند".
باز حضرت درهمان توقيع فرمود: "ما در رسيدگي و سرپرستي شما كوتاهي نكرده و ياد شما را از خاطر نبرده ايم. اگر جز اين بود، دشواري ها و مصيبت ها بر شما فرود مي آمد و دشمنان، شما را ريشته كن مي كردند".[25]
ارتباط معنوي انسان با امام زمان(ع) سبب مي شود كه حضرت ميان مردم حضور پيدا كند، اگر چه مردم او را نشناسند. امام علي(ع) فرمود: "سوگند به خداي علي، حجت خدا ميان آنان هست و در كوچه و بازار گام بر مي دارد و بر خانه هاي آنان وارد مي شود و در شرق و غرب جهان به سياحت مي پردازد و گفتار مردمان را مي شنود و بر اجتماعات آنان وارد شده سلام مي دهد. او مردمان را مي بيند".[26]
در دعاي ندبه مي خوانيم: "جانم فدايت! تو آن غايبي هستي كه از ميان ما بيرون نيستي. جانم فدايت! تو آن دور شده از وطن هستي كه از ما دور نيستي".[27]
3- ارتباط از طريق نامه:
يكي از راه هاي ارتباط با امام زمان(ع) نامه نگاري است. مرحوم شيخ عباس قمي به نقل از تحفه الزاير مجلسي و مفاتيح النجاه سبزواري مي نويسد: هر كسي حاجتي داشته باشد و اين را در نامه اي بنويسد و در يكي از قبور ائمه(ع) بيندازد و يا مهر كند و خاك پاكي را گل سازد و آن را ميان آن گذارد و در چاهي عميق و يا نهري اندازد، آن گاه امام زمان(ع) شخصاً متولي بر آوردن حاجت مي شود.[28]
[12] صدوق، كمال الدين، ص 480؛ بحارالانوار، ج 52؛ صافي گلپايگاني، منتخب الاثر، ص 268.
[13] محمد رضا حكيمي، خورشيد مغرب، ص 53.
[14] منتهي الآمال، ج2، ص 470؛ مهدي موعود، ص 934.
[15] تنكابني، قصص العلما، ص 259.
[16] بحارالانوار، ج 52، ص 174.
[17] تنزيه الانبياء، ص 182، به نقل از مجلة حوزه، ويژه نامة امام زمان، ص 99.
[18] كتاب الغيبه، ص 99.
[19] وافي، ج 2، ص 414.
[20] حق المبين، ص 87.
[21] شيخ طوسي، كتاب الغيبه، ص 395.
[22] شيخ صدوق، كمال الدين، ص 516.
[23] منتهي الآمال، ص 559و 562.
[24] احتجاج طبرسي، ج 2، ص 596.
[25] همان.
[26] جباري، عاشوري و حكيم، تاريخ عصر غيبت، ص 426، به نقل از الغيبه نعماني، ص 72.
[27] مفاتيح الجنان، دعاي ندبه
![]()