آنکه در سکون است ،دچار سستی گردد
و آنکه در جریان است ، به رشد و بالندگی نایل گردد.
ما زنده به آنیم که آرام نگیریم
موجیم که آسودگی ما عدم ماست
""""""""""""""""""""""""
بعضیا میگن حاج آقا کریمی
برخی میگن حاج آقا محسن
میگن طلبه حوزه علمیه هستم.
هم اکنون در ستاد پاسخگویی به پرسشهای دینی
(اخلاقی،اجتماعی،اعتقادی و... )
و مشاوره (ازدواج ، تحصیلی ، اخلاقی ، خانوادگی )
وابسته به دفتر تبلیغات اسلامی اصفهان
مشغوله فعالیت هستم.
""""""""""""""""""""""""
با جوونها و نوجوونها چه در دبیرستان ، چه در دانشگاه
خیلی نشست و برخاست داشتم
برا همین تصمیم به راه اندازیه این وب گرفتیم ، تا
بیشتر بتونیم در خدمتتون باشیم.
""""""""""""""""""""""""
پلهای ارتباطی :
@@ دفتر تبلیغات اسلامی واقع در چهارراه شکر شکن
،خیابان حافظ
@@ مجموعه فرهنگی مسجد الامام _ فلکه احمد آباد _ تقاطع اول خیابان بزرگمهر _ بعد از نماز مغرب و عشاء
@@ آی دی hajimasalaton ، یک شنبه ها و سه شنبه ها ساعت 21
@@ تلفن 0311-2255919 - 09354910868 متعلق به مجموعه فرهنگی
منوي اصلي
آرشيو مطالب
- مرداد 1387
- تیر 1387
- خرداد 1387
- اردیبهشت 1387
- فروردین 1387
- اسفند 1386
- بهمن 1386
- دی 1386
- آذر 1386
- آبان 1386
- مهر 1386
- شهریور 1386
- مرداد 1386
- تیر 1386
- خرداد 1386
- اردیبهشت 1386
- فروردین 1386
- اسفند 1385
- بهمن 1385
- دی 1385
- آذر 1385
- آبان 1385
- مهر 1385
آرشيو موضوعي
پيوندها
- مجمع جهانی شیعه شناسی
- موسسه تحقیقاتی حضرت ولی عصر (عج)
- دفتر مطالعات و تحقیقات زنان
- فرهنگسرای پرسش
- موسسه تحقیقاتی اسراء
- سازمان کتابخانه واطلاع رسانی آستان قدس رضوی
- پایگاه اطلاع رسانی تبیان
- پایگاه اطلاع رسانی حجاب شیعه
- شبکه جهانی اطلاع رسانی امام مهدی (علیه السلام)
- شبکه حوزه(فارسی،عربی،انگلیسی)
- پایگاه آل البیت(علیهم السلام)
- پایگاه تخصصی نهج البلاغه
- پایگاه تخصصی قرآن کریم
- شبکه امام مهدی منتظر
- غدیر
- ارتباط مستقیم با حرم با صفای امام حسین(علیه السلام)
- :: طراح قالب ::
پيوندهاي روزانه
- خنده نمکین خدا
- راوی و یونس
- محفل راهیان نور
- تکنولوژی روز
- گنبد افلاک
- نگاه منتظر
- روان شناسی
- اندکی صبر سحر نزدیک است
- کوچ چکاوک
- کمال انسانی و عروج روحانی
- روح باران
- شاهکار عشق
- طلبه ای از نسل سوم
- سهم اباذر
- شاید این جمعه بیاید شاید
- سخن یار آشنا
- امید انتظار من
- آفتاب گردان
- راهیان مدرسه فقاهت
- طلبه ای طالب یار
- باغ آسمان چقدر دیدنی است
- عشق فقط عشق حسین
- شور حسینی
- ساقی بده جامی
- اشک ماه
- یا حنان
- اذا ضاق لها صدری
- فرشته بنفش
- نسیمی از بهشت
- پیروان دوازده امام
- تمنای وصال
- شوق پرواز
- شیرینکده
- آسمان خاکی
- شمیم یاس
- آلاء(نعمتهای الهی)
- اشراق
- یک کف دست آسمان
- لحظه های تشنگی
- عطای کثیر
- همای رحمت
- مجنون الحسین
- صراط مستقیم
- دم مسیحایی
- ایرانیم
- عشق واقعی
- عاشقان وصال
- خاطراتی از خدام حرم امام رضا
- ای کاش
- تکواندو اصفهان
- تمام پيوندها
لوگوي وبلاگ
-
شناخت شخصیت زن از دیدگاه آیات وروایات 2تاريخ: پنجشنبه بیست و ششم بهمن 1385 ساعت :11:53
نظرات حضرت آیه الله مصباح یزدی پیرامون شناخت شخصیت زن
پرسش) در مورد نظامهاى انسانى مثل نظام خانواده، نظام سياسى و نظام اقتصادى دو ديدگاه مطرح است: ديدگاه طبيعى و ديدگاه تاريخى. طرفداران ديدگاه اول معتقدند كه نظامها براساس نظام آفرينش شكل گرفتهاند. در نتيجه مباحث مربوط به حقوق زنان، تابعى است از نظام طبيعى. بنابراين اگر روزى در درون نظام خانواده، روابط ديگرى غير از روابطى كه اكنون مدنظر است و احكام جزئيه متكفل آن هستند، حاكم شود، چنين چيزى انحراف از نظام طبيعى است. در مقابل، نگاه تاريخى مىگويد ما نمىتوانيم از نظامهاى ثابت انسانى سخن بگوييم و در هر عصر پرسشهايى مطرح است كه پاسخهاى متناسب با خود را مىطلبد، چون اصولاً نظام خانواده يك نظام اعتبارى و قراردادى است و ممكن است دستخوش تحول و تغييرات قرار گيرد. اما آنچه محور اصلى است و بايد ثابت بماند، توجه به عدالت است. شما اين دو ديدگاه را چگونه تحليل مىكنيد؟
پاسخ) ما قطعنظر از طرحكنندگان اين دو ديدگاه چنين فرض مىكنيم كه در زمينه مسائل اجتماعى مربوط به دين، دو نظر وجود دارد: يكى اينكه نظام اجتماعى، مقتضاى طبيعت انسان بلكه طبيعت هستى فرض مىشود و بر اين اساس گفته مىشود احكام قانونى و تكاليف و حقوق بايد متناسب با اين نظام باشد. نظر ديگر اين
ادامه مطلبشناخت شخصیت زن از دیدگاه آیات وروایاتتاريخ: شنبه بیست و یکم بهمن 1385 ساعت :11:43پرسش از محضر حضرت آیه الله مکارم شیرازی پیرامون شناخت شخصیت زن با توجه به آیات و روایات
* آيا از آيات و روايات مىتوان استفاده كرد كه نقش اصيل و محورى زنان، مادرى و همسرى است و ساير نقشها با توجه به اين نقش، جايگاه خود را مىيابند يا خير؟
پاسخ) در بحثهايى كه درباره زنان مىشود يكى از مشكلات اين است كه گاهى ما مىخواهيم افكار خودمان را به طبيعت و آفرينش زن تحميل كنيم و ساختمان زن و مرد و وظايف طبيعى آن دو را ناديده بگيريم كه چنين چيزى نه به نتيجه مىرسد و نه منطقى است. از جمعبندى خصايص موجود در زن و مرد به اين نتيجه مىرسيم كه ساختمان طبيعى آن دو متفاوت است و طبيعى است كه با انكار واقعيت يا بر ضد آن حركت كردن، به جايى نمىرسيم.
در مجموعه خانواده، هم زن در قبال فرزندان وظايفى دارد و هم مرد و بالاخره زن بايد مادر باشد و به ناچار مدتى باردارى كند و براى پرورش يك كودك سالم او را به مدت دو سال يا كمى كمتر شير دهد و در دوران قبل از مدرسه و كودكستان از او مراقبت كند. براى اينكه نسل بشر منقطع نشود هر زنى لازم است حداقل براى دو يا سه فرزند اين برنامهها را تكرار كند. ما معتقديم شايسته است خود زن به فرزندش شير بدهد و او را در آغوش خود پرورش دهد، نه اينكه مثل بعضى از ملل غربى، بچه
ادامه مطلباسلام ومدرنیته3تاريخ: سه شنبه دهم بهمن 1385 ساعت :0:8اسلام و مدرنیته 3
)حسن رحیم پور ازغدی (
4 ـ ما و مدرنیزم:
من خواهم كوشید به اختصار به دیدگاههای خود راجع به برخی از این مفاهیم كلیدی كه در تعریف مدرنیته بكار رفتهاند، اشاره كنم و پیش از آن، باید روشن باشد كه مواجهه ما به عنوان مسلمان شرقی با هر یك از این كدهای مدرنیته غربی، بيشك با نحوه مواجهه مسیحیان غربی با آنها متفاوت بوده است، هم از لحاظ تاریخی و هم از لحاظ محتوی.از لحاظ تاریخی، نخستین مواجهه ما با مدرنیته غربی، مواجهه با وجه خشونتآمیز و غیرانسانی آن از طریق شنیدن صدای توپهای ناوگان جنگی و سپس كودتاها و جنگهای اشغالگرانه در یكی دو قرن گذشته بوده است. غربيها در حالی كه ما را قتل عام و غارت ميكردند از مدارا و ترقی و مدرنیته سخن ميگفتند و مدرن شدن را غربی شدن و سكولاریزه شدن، معنا ميكردند كه به مفهوم ترك دین و اخلاق و زیر پا نهادن استقلال ملی، غرور انسانی و منابع اقتصادی كشور بود و هرگونه مقاومت مردمی در برابر اشغالگری و كودتاهای امریكایی و انگلیسی و صهیونیستی را نوعی توحّش و مقاومت در برابر مدرنتیه ميخواندند. شكنجه، اعدام، تبعید و غارت منابع ملی و مبارزات وسیع فرهنگی علیه اسلام، به همراه آثار تكنولوژی جدید و فناوری و مدلهای لباس، اخلاق و زندگی غربی، همزمان بنام مدرنیته به ملت ایران و سایر كشورهای اسلامی كه میان قدرتهای اروپایی، تقسیم شده بودند، تحمیل ميشد. ما سرخپوست هایی بودیم كه باید با سلاح آتشین كابويها، مدرن و متمدن ميشدیم. اما بجای متمدن شدن مستعمره شدیم. حتی متأسفانه مسیونرهای مسیحی كه پس از كودتای امریكا، وارد ایران شدند، گاه در جهت منافع سیاسی قدرتهای غربی، عمل ميكردند و به قول متفكر افریقایی، وقتی اروپایيها برای نخستین بار به افریقا آمدند، آنان انجیل داشتند و ما زمین، اما پس از مدتی، زمینهای ما را به زور گرفتند و اینك ما انجیل داریم و آنان، زمین. این در حالی است كه آشنایی و حُسن معاشرت مسلمانان و مسیحیان در كشورهای اسلامی از همان صدر اسلام ، زبانزد بوده است.
اما از لحاظ محتوایی نیز نگاه ما به تك تك مفاهیمی چون انسان، عقل، فرد، سرمایه، آزادی، تكنولوژی، اخلاق، دنیا، آخرت، حق، تكلیف و سیاست، تفاوتها و البته شباهتهایی، با نگاه مدرن غربی و نیز با نگاه مسیحی داشته و دارد. غرب البته یك واحد یكپارچه نیست اما وقتی ما از بیرون به تحولات غرب مسیحی در پنج قرن اخیر مينگریم، گویی یك فرد را ميبینیم كه تحولات شخصیتی و فكری قابل دركی را از سر گذرانده و حتی اگر داوری ارزشی در مورد آن نكنیم، اما این تحول، كاملاً منطقی و قابل فهم بوده است. طبق آنچه در تاریخ تمدن و فرهنگ اروپا خواندهایم، یك متعصّب مقلّد، به تدریج در قرون 15 و 16، در عقاید خویش تردید و بازنگری كرده و مذهب سنتی كاتولیك رومی زیر سؤال رفته و نسل جدید مسیحی به تدریج از "سنّت" به سوی "آگاهی انتقادی" حركت كرده و در قرن 17 كه قرن روشنفكران و تحلیلهای غیردینی است به نوعی خودآگاهی غیرمذهبی رسیده و در قرن 18، قرن عصیان و آزادی، انتلكتوئل غیرمذهبی اروپا، مغز مستقلی یافته و انقلابهای انسان گرا و آزادیخواه اجتماعی، فعّال شدهاند و در قرن 19 كه قرن ایدئولوژيهای بشری است، به ایمان جدید و عقاید واضح بشری رسیده و در قرن 20 كه قرن انحطاطهای بزرگ انسانی است، تقریباً ایدئولوژيهای عمده غربی كه به قدرت رسیدند (فاشیزم، استالینیزم و لیبرالیزم سرمایهداری) همگی امتحان خود را در قساوت و بیعدالتی و اخلاق ستیزی پس دادند و حال در پایان قرن 20 و آغاز قرن 21، سخن از پایان مدرنیته و پایان عصر ایدئولوژيهای بشری در غرب به میان ميآید. این یك سیر منطقی و قابل فهم است. آرمانشهر مدرنیته، یك شهر دمكرات، سكولار، ثروتمند و صاحب تكنولوژی و آزاديهای بيمهار اخلاقی، دست كم برای متفكران غرب امروز دیگر یك آرمانشهر نیست و امروز شهروندان شهر مدرنیته، گرچه از مزایای تكنولوژی و زندگی شهری و دمكراسی، بهره ميبرند اما از دود و سر و صدا و نفی اخلاق و متلاشی شدن خانواده و فاصلههای طبقاتی و ترور و جنگهای اتمی و بمبهای شیمیایی و میكروبی و كمبود محبّت و نیهیلیزم و احساس پوچی و تمدنی كه ارمغان انسانی آن، سكس و خشونت شده است، سرسام گرفتهاند. ابزار زندگی، مدرن شده است اما اهداف زندگی و ارزشهای آن همچنان قدیمی و تكراری است و انسان طراز نوین یا آخرین انسانها دوباره همچون انسانهای اولیه، زندگی میكنند منتهی با ابزاری پیچیده.
ادامه مطلباسلام ومدرنیته2تاريخ: سه شنبه دهم بهمن 1385 ساعت :0:6اسلام و مدرنیته(2)
(حسن رحیم پور ازغدی (
-۳ اصلاحات مذهبی:
بُعد دیگر مدرنیته، رفورمیزم مذهبی و جنبش ضد كلیسای كاتولیك رومی دانسته شده است. اختلافات اصلی بر سر اعتراض به تشریفات دعا، سلسله مراتب كلیسا، اتوریته پاپ، اعترافات و خرید و فروش گناهان و بهشت و جهنم، تجرّد كشیشها، چگونگی تفسیر آئین عشاء ربانی، فساد مالی و اخلاقی درون كلیسا، غسل تعمید كودكان ترجمه انجیل و حق قرائت فردی آن و "خودكشیشی"، خشونتهای مذهبی، تثلیث، گناه نخستین، شمائل مذهبی، میوه ممنوعه، و... بوده است كه به انشعابات گوناگون مسیحی منجر شد. ما این بُعد از مدرنیته را چگونه ميبینیم؟!اسلام در این خصوص، بدون ترك آخرت و زهد و تقوی و اخلاق و بدون تشویق به دنیاپرستی، دعوت به اصلاح امور دنیا ميكند. اولاً در اسلام، طبقه اجتماعی و كاستهایی به نام "روحانی" یا "كشیش" نداریم و مسجد بر خلاف كلیسا، یك نهاد به مفهوم جامعه شناسی آن نیست و در آن، تشریفات و سلسله مراتب واتوریتههای اسرارآمیز، وجود ندارد. تنها اتوریته و مرجعیت معتبر، اتوریته "علم" و "تقوی" است و علما دین، نه طبقه خاصّياند و نه درگیر تشریفات ویژهای. هركس ميتواند بدون هیچ تشریفات به مدارس دینی رفته و عاليترین مراتب علمی و اخلاقی را طی كند. گرچه در جامعه ، گاه تشریفات مذهبی و القاب اجتماعی در این باب، پدیدميآیدامامتناسلام، هیچ قیدوبندی دراینخصوص ندارد،نهشرطلباس،نهشرططبقه،نهشرط ملیت و جنسیت.
عاليترین مقامات دینی باید بالاترین صلاحیتهای علمی و اخلاقی و سادهترین زندگيها را داشته باشند و متواضع، مردم دوست، ساده زیست، مهربان و شجاع و پاسخگوی سوالات عقیدتی، اخلاقی و عملی مردم باشند، هیچ امتیاز مالی یا دنیوی بیشتری نداشته باشند بلكه باید در كنار محرومان، درصدد گسترش عدالت اجتماعی و اخلاق انسانی باشند. دعا و توبه، هیچ تشریفات خاصی و نیاز به وساطت روحانیون ندارد. بطور فردی یا دستهجمعی ميتوان توبه كرد و اعتراف به گناه نزد دیگران و از جمله، روحانیون، جائز نیست. این اعتراف تنها باید در محضر خداوند و صادقانه صورت گیرد. دعا و قرآن را با صدای خوش خواندن، بهتر است اما نباید تكیه بر صوت و صورت شود و محتوای كلمات، تحتالشّعاع لحن و صدا قرار گیرد. نماز و دعا و تلاوت كتاب مقدس اسلام همراه با موزیك و جاذبههای فرعی كه بجای عقل و قلب، گوشها را بنوازد، نباید انجام شود. بهشت و جهنم مسلمانان در دست روحانیون و قابل خرید و فروش و معامله نیست و هركس با اعمال، عقائد و اخلاق خود، بهشت یا جهنم خویش را ميسازد. آمرزش خداوند در دسترس همه است و ميتوان خودرا با توبه و عمل صالح و نماز و روزه و كفاره جبران خطایا و خدمت به مردم، تطهیر كرد و به سوی خدا بازگشت البته در كلیه این مراحل، نقش تعلیم و تربیت از سوی علما دین، طبق اصل عقلایی "رجوع به عالمِ" انكار نميشود و در مسائل تخصّصی، نظر علما، بر مردم، حجّت است چنانكه در پزشكی و سایر علوم چنین است. علما دین ميتوانند ازدواج كنند و از مزایای مشروع زندگی بهره ببرند اما از لحاظ مالی و اخلاقی باید از بقیه مردم سالمتر، سادهتر و پاكتر باشند و وظائفی بیش از دیگران دارند.
ادامه مطلباسلام ومدرنیته1تاريخ: سه شنبه دهم بهمن 1385 ساعت :0:3اسلام و مدرنیته
(حسن رحیم پور ازغدی (
اشاره: روزهای 24 تا 26 اكتبر سال 2002 دانشگاه تورنتو شاهد برگزاری سمیناری تحت عنوان مدرنیسم از دیدگاه اسلام و مسیحیت بود. این سمینار با همكاری فرقه منونایت از فرق مسیحیت و موسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی قم برگزار شد. 8 مقاله علمی توسط استادان و دانشجویان مسلمان و مسیحی ارایه گردید. رحیم پور ازغدی، حمید پارسانیا از ایران و جیمز رایمر و لیدیا هاردر از كانادا از جمله سخنرانان این سمینار بودند. حسن رحیم پور ازغدی با مقالة «مدرنیته، آری و نه!» و حمید پارسانیا با مقالة « از عقل ابزاری تا عقل قدسی» در این همایش حضور یافتند.
در اینجا مشروح سخنرانی دانشمند فرهیخته دکتر رحیم پور ازغدی از نظر مخاطبین محترم می گذرد :
آقایان، خانمها، بسیار خوشوقتم كه فرصت گفتگوی علمی با برخی اساتید برجسته كانادا و آمریكا اینجا در دانشگاه تورنتو فراهم آمده است. از همه حضار محترم، از پروفسور جیمز رایمر، دكتر دیوید شنگ، خانم سوزان كنلهاریسون، خانم دكتر لیدیا نیوفلدهاردر، جان هوور وسایر اساتید محترم و دانشجویان عزیز، پیشاپیش تشكر ميكنم. هر چه پنجره فرهنگ ها و ادیان بر روی یكدیگر گشودهتر باشد بیشتر معلوم ميشود كه گمشده حقیقی همه بشریت، یكی است و اگر این گفتگوها در سطح جهانی، فعالتر ميبود امروز شاید بشریت مجبور نبود كه بیش از زبان، از دست ها و سلاح هایش استفاده كند. امیدوارم كه گفتگوهای آكادمیك میان جهان اسلام و مسیحیت ادامه یابد و نقاط اشتراك و نیز نقاط تفاوت، واضح و مستدّل شود، نقاط مشترك، ما را به یكدیگر نزدیكتر ميكند و نقاط اختلاف نظر هم چیزی از دوستی ما كم نخواهد كرد بلكه راه تفكر و دغدغه جستجو را بیشتر باز خواهد كرد. در این دو جلسه خواهم كوشید چهار نكته را به بحث بگذارم. یكی ابهام در مفهوم مدرنیزم است. زیرا مشكل نخست، تعریف مدرنیزم است. نكته دیگر، وضعیت دوگانه ما در برابر مدرنیته است كه پاسخ "آری و نه" به آن ميدهیم نه پاسخ "آری یا نه".
در دو عنوان دیگر بحث، به اپیستمولوژی مدرنیته و نسبت انسان و خدا در مدرنیته خواهم پرداخت و امیدوارم در فرصت پاسخ به سوالاتاساتید و دانشجویان عزیز، اگر ابهامی در عرائض من بدلیل كمبود فرصت، باقی ماند برطرف شود و در هر حال آماده هستم تا نكات تازهای از شما دوستان بیاموزم. من بحث را با پرسشی تاریخی از ابهام مفهوم مدرنیزم آغاز ميكنم؛1 ـ گزارش تاریخی: ابهام در مدرنیزم و پست مدرنیزم
مدرنیته را از جهت ابهام و كشداربودن به آكاردئونی تشبیه كردهاند كه بلند و كوتاه ميشود و با آن موزیكهای متنوع ميتوان نواخت. این كلمه برچسبی است كه بر امور متعدد و گاه متناقض زده ميشود. و اگر در غرب مسیحی، ابهامی را رفع ميكند، در شرق اسلامی، ابهاماتی ميآفریند.
براستی امر مدرن از غیرمدرن، با چه چیز، تفكیك ميشود؟! آیا با زمان خاص و دقیق تاریخی؟! آیا با فیلسوف، متكلم یا هنرمند خاصی؟! آیا با سرزمین ویژهای؟! مدرنیته آیا در قرن 14 و 15 با رنسانس و بازتولید اومانیزم باستانی در ایتالیا آغاز شده و یك پدیده در عرصه ادبیات، هنر، مجسمهسازی و نقاشی است؟! آیا در قرن 16 و با رفرماسیون مذهبی و پروتستانیزم و جنبش نفی كلیسای كاتولیك روم در آلمان و انگلیس، در گرفته است؟! آیا در قرن 17 و اوایل قرن 18 با نظریات دكارت، كانت، هابز، لاك، گالیله و نیوتن، هویت یافته؟! یا اواخر قرن 18 و قرن 19 با انقلاب صنعتی و پیدایش كارخانهها و صنایع جدید و شهرنشینی و... در اروپا پدید آمده است؟! و یا با نظریههای سیاسی جمهوری خواهانه فرانسه و آمریكا؟! آیا رئالیسم گوستاوكوربه، سمبل نقاشی مدرنیستی است یا امپرسیونیسم كلودمونه یا اكسپرسیونیزم تجریدی پولاك؟! آیا ادبیات مدرنیستی، نوع روایت ویرجینیاولف و جیمزجویس است یا ارنست همینگوی؟! آیا موسیقی مدرن، صداهای غیرهموزن آرنولد شوئنبرگ است یا آثار استراوینسكی؟! آیا معماری مدرن، آثار لوكوربوزیه است یا والتر گروپیوس؟! آیا مدارا وتولرانس، مظهر مذهب مدرن است و در قرن 16 كه قرن اصلاح مذهب است، آیا مدارا بیشتر شده است؟! و مذهب مدرن، كدامیك از مذاهب پدید آمده در قرن 16 اروپاست؟! و خروج از ولایت كلیسا با كدام مقصد اصلی و ایجابی صورت گرفت؟!
معرفتشناسی مدرن، معرفتشناسی استقرائی بیكنی (Induetion) است یا شناخت قیاسی (Deduction)دكارتی؟! آیا تجربهگرائی كلاسیك انگلیسی و نگاه خشك پوزیتیویستی به عالم و آدم، یا نگاه رمانتیك به انسان و جهان، كدامیك مدرن است؟! دستگاه شناخت لاك یا بار كلی؟! هیوم یا اسپینوزا؟! و یا روش انتقادی كانت؟! كدام اپیستمولوژی، مدرنتر است؟! آیا شكاكیت و نسبی گرایی جدید فرانسوی یا اصالت تجربه انگلیسی، یا ایدهآلیسم آلمانی یا پراگماتیزم آمریكایی كدام فرزند اصلی مدرنیزماند؟! مدرنیته، منادی امكان شناخت صد در صد است یا امتناع صد در صد شناخت؟!
در برجستهترین مكاتب اجتماعی جدید غرب، فاشیزم، استالینیزم و لیبرالیزم، كدام مدرن ترند؟! این هر سه، محصول مدرنیتهاند و اتفاقاً هر سه با شمائل امپریالیستی در قرن بیستم به سروقت جهان اسلام آمدهاند و ما هر سه را تجربه كردهایم. در فلسفه سیاسی، آیا تمركز قدرت هابز، "دولت مدرن" است یا تكثّر قدرت و تفكیك قوای منتسكیو؟! آیا قرارداد اجتماعی روسو یا لیبرالیزم جان لاك و یا سوسیالیزم ماركس، كدام مدرناند؟! یوتوپیا یا ضدّ یوتوپیا؟ ایدئولوژی یا نفی ایدئولوژی؟! دمكراسی یا توتالیتریزم؟ سرمایهداری بازار آزاد یا سرمایهداری دولتی؟! كاپیتالیزم یا سوسیالیزم؟! اصالت فرد یا جمع؟! برابری خواهی یا نفی عدالت توزیعی و دفاع از نظم خودجوش (گالاتاكسی)؟! ناسیونالیزم و مفهوم دولت ـ ملت یا انترناسیونالیزم و جهانی شدن؟! آیا اخلاق ستیزی و شخصی كردن ارزشها یا اخلاق سازی غیردینی؟! آیا اخلاق عملی كانت، مدرن است یا اخلاق پوزیتویستی كارناپ؟! آیا چون بنتام و میل، "خیراخلاقی" را به "لذّت و سود" (فردی یا جمعی)، ارجاع دادن، تفسیر مدرن اخلاق است یا تحویل اخلاق به عاطفه و احساس یا شهود؟، اخلاق طبیعی، اخلاق تكاملی و تطوّرگرایی یا نیهیلزم اخلاقی؟ پذیرش كدامیك، جواز ورود به مدرنیته است؟!
ادامه مطلبخدا، انسان، مدرنیتهتاريخ: دوشنبه نهم بهمن 1385 ساعت :23:59خدا، انسان، مدرنیته
(حسن رحیم پور ازغدی(
گفته شده است كه در مدرنیته، جای انسان و خدا، عوض شده است، ذهن انسان، تمایلات انسان و منافع او، اصالت یافته و هر آنچه او را محدود كند (اعمّ از اخلاق، حقیقت و تكلیف) در مرتبه دوم قرار ميگیرد و اومانیزم، فردگرائی، آزادی، دمكراسی، لیبرالیزم و سكولاریزم، همه بر همین اساس، پای گرفتهاند.
در اسلام، انسان، نه دشمن خدا و نه رقیب اوست. اسلام ميخواهد كه انسان، خلیفه خدا باشد. ميخواهد آحاد بشریت، به چنان رشد عقلی و اخلاقی برسند كه هیچ خونی در زمین ریخته نشود، هیچ حقّی پایمال نگردد، هیچ انسان گرسنه و بيپناه و تحقیر شدهای نباشد و نفسانیت، چنان مقهور اراده انسان باشد كه فرشتگان الهی در برابر او سجده كنند. اسلام، انسان را دارای كرامت، قدرت انتخاب، مسلط بر خویش و بر جهان، عاقل، مسؤولیتپذیر و ارزش گرا ميخواهد، به انسان خوشبین است و همه بشریت را دارای فطرت پاك و اصالتا خیرخواه ميداند و همه تكالیف دینی كه نازل كرده برای حراست از فطرت، عقل و كرامت انسانهاست . در اسلام، حقوق را از تكلیف، و اقعیت را ازارزش، دنیا را از آخرت، معاد را از معاش، اخلاق را ازاقتصاد، تفوی را از سیاست و دین را از دولت، نميتوان تفكیك كرد.
این تفكیكها بمنزله مثله كردن انسان و متلاشی كردن دین است. كرامت انسان، در عشق ورزی به خدا و اطاعت از اوست، رشد حقیقی بدون شناخت خدا و راضی كردن او و حركت به سوی او محال است. همه ارزشهای دیگر، ارزشهای واسطه، مقید و مشروط اند. آزادی، عقلانیت، دنیا، آخرت، حق، تكلیف، فرد، جامعه ، جنگ، صلح، حكومت، شكست و پیروزی، ثروت وفقر، همه و همه اگر در مسیر عدالت و معنویت باشند با ارزش است. عدالت و معنویت نیز از آن جهت كه گام هایی در راه خدا، محبت به خدا و نزدیك شدن به اوست، ارزش دارند ولی ارزش ذاتی و حقیقی، همان معرفت به خدا و محبّت او و اطاعت اوست. مسلمانان به علم، تكنولوژی، سیاست، اقتصاد، حكومت، جهاد، صلح، عقل ابزاری، توسعه، آبادی دنیا، عقل ابزاری و آزادی و حقوق بشر، اعتقاد دارند اما همه را برای همان هدف نهائی ميخواهند. ما معتقدیم روزی كه عاقبت مهدی "عج" (فرزند پیامبر اسلام) و عیسی بن مریم (ع) بازگردند و قدس به دست مسیح، آزاد شود، سراسر جهان را چنین عقلانیت، محبّت و عدالتی فراخواهد گرفت ولی تا آن روز، ما نیز موظفیم در راه گسترش توحید و عدالت، گسترش عقلانیت و محبّت، تلاش و مبارزه كنیم. ما با دینِ دنیوی، دین سیاسی، دین دولتی و دینی كه ابزار دست صاحبان قدرت و ثروت شود و نیز براساس ریاكاری و خشونت، تحمیل شود، مخالفیم. ولی معتقدیم كه دین، به مقداری مناسك عبادی شخصی، محدود نميشود و باید قدرت و ثروت را در برابر حقیقت، اخلاق و عدالت، خاضع كرد و سیاست و حكومت را دینی كرد. وجدان فردی، اخلاق شخصی و تجربه معنوی درونی و ایمان قلبی، جزء اركان اسلام است اما همه اسلام، منحصر در امور فردی و عبادی نیست بلكه قوانین سیاسی، اقتصادی وقضائی اسلام نیز كه برای گسترش اخلاق و عدالت در سطح اجتماعی و حكومتی آمدهاند، به همان اندازه،مقدّس ولازمالاجراءاند.زیرانميتوان بااقتصاد فاسد و حكومت غیرعادلانه، به اخلاق سالم اجتماعی رسید.
ادامه مطلبرنسانس اسلامیتاريخ: دوشنبه نهم بهمن 1385 ساعت :23:56عنوان مقاله: رنسانس اسلامی
گفتاری از حسن رحیم پور ازغدی
در این مجال، در باب وحدت حوزه و دانشگاه به ذكر چند نكته مختصر اكتفا می گردد.
اول ـ در سالهای قبل از انقلاب و سالهای سخت آغاز انقلاب، هدف گذاری برای ارتباط حوزه و دانشگاه و كیفیت این ارتباط، بسیار آسانتر و واضح تر بود. زیرا عبارت بود از كمی تفاهم اخلاقی، درك متقابل، رفع سوءظنها، آشنایی با علوم و شیوه كار یكدیگر و نزدیك شدن به هم در صفوف مبارزه با استبداد، ستم و امپریالیزم. آن تلاشها به ثمر نشست و آنها با كمك هم حاكمیتی را برانداختند و حاكمیت جدیدی را با اهداف و غایات جدید بنیانگذاری كردند. نسل دوم حوزه و دانشگاه در حراست از آن اهداف، طی دو دهة گذشته سرمایه گذاری كردند و در این راه نسبتا موفق بودند؛ گرچه ضعفهای مهمی هم داشتند.
بسیاری از مسایل، به خصوص در دو دهه گذشته به درستی حل نشد و علت آن هم روشن است: نظام سازی از براندازی نظام به مراتب سخت تر. دو سه بار انقلاب كردن، آسانتر از یك بار درست حكومت كردن است. بنابراین باید از میزان موفقیت نسل دوم حوزه و دانشگاه ارزیابی واقع بینانه ای به عمل آورد و نقاط قوت و ضعف نسل دوم حوزه و دانشگاه را از زمان پس از انقلاب، به درستی مرور كرد. امروز نوبت نسل سوم حوزه و دانشگاه است كه در دهه ای كه پیش رو داریم، در نهادینه كردن ارزشهای انقلابی و تكمیل پروژه وحدت، در سطوح بالاتری گام سوم را بردارند. این گام بسیار مهم و خطیر است و اگر به درستی برداشته نشود، همه زحمات نیم قرن گذشته دو نسل قبل بر باد خواهد رفت و عقبگرد وحشتناكی خواهیم داشت، كه معلوم نیست دوباره چه وقت قابل جبران باشد و شاید قرنها وقت ببرد. امام یكی دو بار می گفتند كه اگر ما شكست بخوریم و نتوانیم پرچمی را كه برداشتیم، درست در قله ای كه باید، مستقر كنیم چنان سیلی سختی به اسلام خواهند زد كه معلوم نیست تا چند قرن دیگر سر بردارد؛ چون صاحبان قدرت و ثروت جهان در یكی دو دهه گذشته زهر اسلام را چشیده اند و قدرت و پتانسیل عظیم اجتماعی آن را تجربه كرده اند. اگر نسل سوم حوزه و دانشگاه ـ كه مدیون زحمات و فداكاری های دو نسل هستند ـ نتوانند این پرچم را بالا نگه دارند، این سیلی را خواهیم خورد. نوع برنامه ریزی و هدف گذاری برای نسل سوم دانشگاه و حوزه، با آنچه كه وظیفه دو نسل قبل بود، در اصول مشترك است، اما در استراتژی و تاكتیك باید متفاوت باشد. چون ما وارد یك مرحله پیچیده تر و مهمتر از این برنامه شده ایم و باید آن را نهادینه كنیم. در این مرحله باید شعار ما این باشد كه: «ساده اندیشی نظری» و «راحت طلبی عملی» موقوف.
ادامه مطلب

