|
@@@@@@ به رسم ادب سلام آنکه در سکون است ،دچار سستی گردد و آنکه در جریان است ، به رشد و بالندگی نایل گردد. ما زنده به آنیم که آرام نگیریم موجیم که آسودگی ما عدم ماست """""""""""""""""""""""" بعضیا میگن حاج آقا کریمی برخی میگن حاج آقا محسن میگن طلبه حوزه علمیه هستم. هم اکنون در ستاد پاسخگویی به پرسشهای دینی (اخلاقی،اجتماعی،اعتقادی و... ) و مشاوره (ازدواج ، تحصیلی ، اخلاقی ، خانوادگی ) مشغول فعالیت هستم. """""""""""""""""""""""" با جوونها و نوجوونها چه در دبیرستان ، چه در دانشگاه خیلی نشست و برخاست داشتم برا همین تصمیم به راه اندازیه این وب گرفتیم ، تا بیشتر بتونیم در خدمتتون باشیم. """""""""""""""""""""""" پلهای ارتباطی : @@ مجموعه فرهنگی مسجد الامام _ فلکه احمد آباد _ تقاطع اول خیابان بزرگمهر _ بعد از نماز مغرب و عشاء @@ایمیل hajimasalaton@yahoo @@ آی دی hajimasalaton
پست الکترونيک آرشيو مطالب آرشيو مطالب
شهریور 1388
مرداد 1388 تیر 1388 اردیبهشت 1388 فروردین 1388 اسفند 1387 بهمن 1387 دی 1387 آذر 1387 مهر 1387 مرداد 1387 تیر 1387 خرداد 1387 اردیبهشت 1387 فروردین 1387 اسفند 1386 بهمن 1386 دی 1386 آذر 1386 آبان 1386 مهر 1386 شهریور 1386 مرداد 1386 تیر 1386 خرداد 1386 اردیبهشت 1386 فروردین 1386 اسفند 1385 بهمن 1385 دی 1385 آذر 1385 آبان 1385 مهر 1385 آرشيو موضوعي
مقالات معرفتی
مقالات پیرامون حجاب پرسشهای اجتماعی پرسشهای احکام پرسشهای اعتقادی پرسشهای اخلاقی پل ارتباطی شما با ما معرفی کتب در زمینه های مختلف دل نوشته های چند سطری جستجو
پيوندها
مجمع جهانی شیعه شناسی
موسسه تحقیقاتی حضرت ولی عصر (عج) دفتر مطالعات و تحقیقات زنان فرهنگسرای پرسش موسسه تحقیقاتی اسراء سازمان کتابخانه واطلاع رسانی آستان قدس رضوی پایگاه اطلاع رسانی تبیان پایگاه اطلاع رسانی حجاب شیعه شبکه جهانی اطلاع رسانی امام مهدی (علیه السلام) شبکه حوزه(فارسی،عربی،انگلیسی) پایگاه آل البیت(علیهم السلام) پایگاه تخصصی نهج البلاغه پایگاه تخصصی قرآن کریم شبکه امام مهدی منتظر غدیر ارتباط مستقیم با حرم با صفای امام حسین(علیه السلام) :: قالب ساز :: رفقای دوست داشتنی
فطرت
خنده نمکین خدا راوی و یونس محفل راهیان نور تکنولوژی روز گنبد افلاک نگاه منتظر روان شناسی اندکی صبر سحر نزدیک است کوچ چکاوک کمال انسانی و عروج روحانی روح باران شاهکار عشق طلبه ای از نسل سوم سهم اباذر شاید این جمعه بیاید شاید سخن یار آشنا امید انتظار من آفتاب گردان راهیان مدرسه فقاهت طلبه ای طالب یار باغ آسمان چقدر دیدنی است عشق فقط عشق حسین شور حسینی ساقی بده جامی اشک ماه یا حنان اذا ضاق لها صدری فرشته بنفش نسیمی از بهشت پیروان دوازده امام تمنای وصال شوق پرواز شیرینکده آسمان خاکی شمیم یاس آلاء(نعمتهای الهی) اشراق یک کف دست آسمان لحظه های تشنگی عطای کثیر همای رحمت مجنون الحسین صراط مستقیم دم مسیحایی ایرانیم عشق واقعی عاشقان وصال خاطراتی از خدام حرم امام رضا ای کاش تمام دوستان RSS
![]() |
حاج آقا مسئلةٌ
امام خمینی : مثل چمران بمیرید ........
سلام .نمی دونم چرا این چند وقته شهید چمران دائم ذهنمو مشغول کرده.
شاید از آن روزی که توی خوابگاه دخترانه طوبی(دانشگاه صنعتی اصفهان) بحثی را با موضوع : (( اگر خدا آمدنمان را در این دنیا اختیاری قرار داده بود ، باز هم می آمدیم یا در عدم می ماندیم؟ )) شروع کردم ، خصوصیات و روحیات این بزرگمرد ، زبانم را به نکوهش و قلبم را به ارادت واداشت. به مخاطبین گرامی عرض می کردم ، در فضای دانشگاه ، شما سکوهای پرشی دارین که اگر کمی توجه داشته باشین ، می تونید یکی از بهترینها و عزیزترینها پیش خدا باشین. نه اینکه زانوی غم بغل کنین و بگین در این فضای آلوده مگر می شود به خدا رسید. آری چمران در زمانی زیست به نام طاغوت ، در معدن کفر (آمریکا ) مدرک دکترایش را گرفت ولی از هدف خلقتش دور نگشت و به مقصودش رسید .به این جملات حضرت امام توجه نمایید: شهادت انسانساز سردار پرافتخار اسلام، و مجاهد بیدار و متعهد راه تعالی و پیوستن به «ملاء اعلی»، دکتر مصطفی چمران را به پیشگاه ولیعصر ارواحنا فداه تسلیت و تبریک عرض میکنم.
هنر آن است که بیهیاهوهای سیاسی و «خودنمایی»های شیطانی ، برای خدا به جهاد برخیزد و خود را فدای هدف کند نه هوی و این هنر مردان خداست. او در پیشگاه خدای بزرگ با آبرو رفت. روانش شاد و یادش بخیر. چمران با عزت و عظمت و با تعهد به اسلام، جان خودش را فدا کرد و در این دنیا شرف را بیمه کرد و در آن دنیا هم رحمت خدا را بیمه کرد. ما و شما هم خواهیم رفت. مثل چمران بمیرید. از عدم به وجود ، از ظلمت به نور ، از جهل به علم و از هیچ به بالاترین مرتبتها رسیدن. خدایا دست ما را هم بگیر و به خود برسان و از این به خود تنیدن ها رهایی بخش. در پایان، وصیت نامه این شهید بزرگوار را می آورم ، اگه هدف خلقت را گم کرده ایم یا دچار نخوت و سستی شده ایم ، یا داریم گیج می زنیم این وصیت نامه محشره ، می گید نه بخونید: ادامه مطلب |+| نوشته شده توسط حجة الاسلام محسن کریمی در جمعه چهاردهم فروردین 1388 ساعت 17:57
****** از حرف تا عمل ******
سلام و عرض ادب خدمت شما عزیزان .
دعاگوی همه شما در کنار مضجع شریف و نورانی حضرت علی بن موسی الرضا بودم. از این به بعد نکاتی کوتاه ولیکن پرمحتوا از زندگی بزرگان و خوبان خدا می نگارم ، تا متوجه شویم که اگر نکات ریز زندگی را رعایت کنیم ، بقیه امور نیز درست خواهد شد. در حالیکه ماها اصلا توجهی به این امور نداریم . در زمـان پـيـغمبر اكرم (ص ), طفلى بسيار خرما مى خورد. انشائ الله ۵شنبه هر هفته وعده دیدارمون. به امید اینکه ما نیز از "خوبان خدا" شویم. |+| نوشته شده توسط حجة الاسلام محسن کریمی در پنجشنبه سوم بهمن 1387 ساعت 11:57
چشم ها را باید شست ، جور دیگر باید دید....
با عرض سلام و وقت بخیری .
بابا بچه که زدن نداره درسته که خیلی وقته که به روز نکردم . نه اینکه بی خیال تو این چند وقته خیلی مطالب و نکات زیبای زندگی برام حاصل شده. جلسات پاتوق شبانه ای که تو خوابگاه طوبی دانشگاه صنعتی اصفهان هر هفته چهارشنبه ها داشتیم یا اون مراسم سالگرد جشن ازدواج حضرت علی و حضرت زهرا(سلام الله علیهما) که در دانشگاه یزد برگزار شد.شاید باور نکنین می خوام امروز این مطلبو عرض کنم که اگه ماها چشمامونو باز کنیم در حالیکه می تونست بگه یبصرون(دیدن). درسته که "نظر" با "بصر" از نظر ظاهری به معنای دیدن است ، ولی بصر یعنی دیدن و رد شدن و گذر کردن در حالیکه نظر یعنی دیدن و نشستن و فکر کردن مهم ترین اشکال در زندگی ما اینه که خیلی راحت نقل میکند روزی حضرت امام خمینی در حیاط منزلشون طبق برنامه هر روزشون مشغول قدم زدن بودن ، دخترشون را صدا زدن و فرمودن :این دو تا گل را نگاه کن توی باغچه . یکیشون از عمرش فلان روز گذشته و این یکی هم که غنچه است ، چند ساعتی از عمرش گذشته. بعد رو کردن به دخترشون و فرمودن که این گل بیاین از این به بعد به محیط اطرافمون "نظر" کنیم نه "بصر". و چه زیبا گفته : چشم ها را باید شست ، جور دیگر باید دید. ماکه ارادت داریم به شما . |+| نوشته شده توسط حجة الاسلام محسن کریمی در شنبه بیست و سوم آذر 1387 ساعت 21:37
شناخت شخصیت زن از دیدگاه آیات وروایات 2
نظرات حضرت آیه الله مصباح یزدی پیرامون شناخت شخصیت زن
پرسش) در مورد نظامهاى انسانى مثل نظام خانواده، نظام سياسى و نظام اقتصادى دو ديدگاه مطرح است: ديدگاه طبيعى و ديدگاه تاريخى. طرفداران ديدگاه اول معتقدند كه نظامها براساس نظام آفرينش شكل گرفتهاند. در نتيجه مباحث مربوط به حقوق زنان، تابعى است از نظام طبيعى. بنابراين اگر روزى در درون نظام خانواده، روابط ديگرى غير از روابطى كه اكنون مدنظر است و احكام جزئيه متكفل آن هستند، حاكم شود، چنين چيزى انحراف از نظام طبيعى است. در مقابل، نگاه تاريخى مىگويد ما نمىتوانيم از نظامهاى ثابت انسانى سخن بگوييم و در هر عصر پرسشهايى مطرح است كه پاسخهاى متناسب با خود را مىطلبد، چون اصولاً نظام خانواده يك نظام اعتبارى و قراردادى است و ممكن است دستخوش تحول و تغييرات قرار گيرد. اما آنچه محور اصلى است و بايد ثابت بماند، توجه به عدالت است. شما اين دو ديدگاه را چگونه تحليل مىكنيد؟ پاسخ) ما قطعنظر از طرحكنندگان اين دو ديدگاه چنين فرض مىكنيم كه در زمينه مسائل اجتماعى مربوط به دين، دو نظر وجود دارد: يكى اينكه نظام اجتماعى، مقتضاى طبيعت انسان بلكه طبيعت هستى فرض مىشود و بر اين اساس گفته مىشود احكام قانونى و تكاليف و حقوق بايد متناسب با اين نظام باشد. نظر ديگر اين ادامه مطلب |+| نوشته شده توسط حجة الاسلام محسن کریمی در پنجشنبه بیست و ششم بهمن 1385 ساعت 11:53
شناخت شخصیت زن از دیدگاه آیات وروایات
پرسش از محضر حضرت آیه الله مکارم شیرازی پیرامون شناخت شخصیت زن با توجه به آیات و روایات
* آيا از آيات و روايات مىتوان استفاده كرد كه نقش اصيل و محورى زنان، مادرى و همسرى است و ساير نقشها با توجه به اين نقش، جايگاه خود را مىيابند يا خير؟
پاسخ) در بحثهايى كه درباره زنان مىشود يكى از مشكلات اين است كه گاهى ما مىخواهيم افكار خودمان را به طبيعت و آفرينش زن تحميل كنيم و ساختمان زن و مرد و وظايف طبيعى آن دو را ناديده بگيريم كه چنين چيزى نه به نتيجه مىرسد و نه منطقى است. از جمعبندى خصايص موجود در زن و مرد به اين نتيجه مىرسيم كه ساختمان طبيعى آن دو متفاوت است و طبيعى است كه با انكار واقعيت يا بر ضد آن حركت كردن، به جايى نمىرسيم. در مجموعه خانواده، هم زن در قبال فرزندان وظايفى دارد و هم مرد و بالاخره زن بايد مادر باشد و به ناچار مدتى باردارى كند و براى پرورش يك كودك سالم او را به مدت دو سال يا كمى كمتر شير دهد و در دوران قبل از مدرسه و كودكستان از او مراقبت كند. براى اينكه نسل بشر منقطع نشود هر زنى لازم است حداقل براى دو يا سه فرزند اين برنامهها را تكرار كند. ما معتقديم شايسته است خود زن به فرزندش شير بدهد و او را در آغوش خود پرورش دهد، نه اينكه مثل بعضى از ملل غربى، بچه ادامه مطلب |+| نوشته شده توسط حجة الاسلام محسن کریمی در شنبه بیست و یکم بهمن 1385 ساعت 11:43
اسلام ومدرنیته3
اسلام و مدرنیته 3 )حسن رحیم پور ازغدی ( 4 ـ ما و مدرنیزم: از لحاظ تاریخی، نخستین مواجهه ما با مدرنیته غربی، مواجهه با وجه خشونتآمیز و غیرانسانی آن از طریق شنیدن صدای توپهای ناوگان جنگی و سپس كودتاها و جنگهای اشغالگرانه در یكی دو قرن گذشته بوده است. غربيها در حالی كه ما را قتل عام و غارت ميكردند از مدارا و ترقی و مدرنیته سخن ميگفتند و مدرن شدن را غربی شدن و سكولاریزه شدن، معنا ميكردند كه به مفهوم ترك دین و اخلاق و زیر پا نهادن استقلال ملی، غرور انسانی و منابع اقتصادی كشور بود و هرگونه مقاومت مردمی در برابر اشغالگری و كودتاهای امریكایی و انگلیسی و صهیونیستی را نوعی توحّش و مقاومت در برابر مدرنتیه ميخواندند. شكنجه، اعدام، تبعید و غارت منابع ملی و مبارزات وسیع فرهنگی علیه اسلام، به همراه آثار تكنولوژی جدید و فناوری و مدلهای لباس، اخلاق و زندگی غربی، همزمان بنام مدرنیته به ملت ایران و سایر كشورهای اسلامی كه میان قدرتهای اروپایی، تقسیم شده بودند، تحمیل ميشد. ما سرخپوست هایی بودیم كه باید با سلاح آتشین كابويها، مدرن و متمدن ميشدیم. اما بجای متمدن شدن مستعمره شدیم. حتی متأسفانه مسیونرهای مسیحی كه پس از كودتای امریكا، وارد ایران شدند، گاه در جهت منافع سیاسی قدرتهای غربی، عمل ميكردند و به قول متفكر افریقایی، وقتی اروپایيها برای نخستین بار به افریقا آمدند، آنان انجیل داشتند و ما زمین، اما پس از مدتی، زمینهای ما را به زور گرفتند و اینك ما انجیل داریم و آنان، زمین. این در حالی است كه آشنایی و حُسن معاشرت مسلمانان و مسیحیان در كشورهای اسلامی از همان صدر اسلام ، زبانزد بوده است. اما از لحاظ محتوایی نیز نگاه ما به تك تك مفاهیمی چون انسان، عقل، فرد، سرمایه، آزادی، تكنولوژی، اخلاق، دنیا، آخرت، حق، تكلیف و سیاست، تفاوتها و البته شباهتهایی، با نگاه مدرن غربی و نیز با نگاه مسیحی داشته و دارد. غرب البته یك واحد یكپارچه نیست اما وقتی ما از بیرون به تحولات غرب مسیحی در پنج قرن اخیر مينگریم، گویی یك فرد را ميبینیم كه تحولات شخصیتی و فكری قابل دركی را از سر گذرانده و حتی اگر داوری ارزشی در مورد آن نكنیم، اما این تحول، كاملاً منطقی و قابل فهم بوده است. طبق آنچه در تاریخ تمدن و فرهنگ اروپا خواندهایم، یك متعصّب مقلّد، به تدریج در قرون 15 و 16، در عقاید خویش تردید و بازنگری كرده و مذهب سنتی كاتولیك رومی زیر سؤال رفته و نسل جدید مسیحی به تدریج از "سنّت" به سوی "آگاهی انتقادی" حركت كرده و در قرن 17 كه قرن روشنفكران و تحلیلهای غیردینی است به نوعی خودآگاهی غیرمذهبی رسیده و در قرن 18، قرن عصیان و آزادی، انتلكتوئل غیرمذهبی اروپا، مغز مستقلی یافته و انقلابهای انسان گرا و آزادیخواه اجتماعی، فعّال شدهاند و در قرن 19 كه قرن ایدئولوژيهای بشری است، به ایمان جدید و عقاید واضح بشری رسیده و در قرن 20 كه قرن انحطاطهای بزرگ انسانی است، تقریباً ایدئولوژيهای عمده غربی كه به قدرت رسیدند (فاشیزم، استالینیزم و لیبرالیزم سرمایهداری) همگی امتحان خود را در قساوت و بیعدالتی و اخلاق ستیزی پس دادند و حال در پایان قرن 20 و آغاز قرن 21، سخن از پایان مدرنیته و پایان عصر ایدئولوژيهای بشری در غرب به میان ميآید. این یك سیر منطقی و قابل فهم است. آرمانشهر مدرنیته، یك شهر دمكرات، سكولار، ثروتمند و صاحب تكنولوژی و آزاديهای بيمهار اخلاقی، دست كم برای متفكران غرب امروز دیگر یك آرمانشهر نیست و امروز شهروندان شهر مدرنیته، گرچه از مزایای تكنولوژی و زندگی شهری و دمكراسی، بهره ميبرند اما از دود و سر و صدا و نفی اخلاق و متلاشی شدن خانواده و فاصلههای طبقاتی و ترور و جنگهای اتمی و بمبهای شیمیایی و میكروبی و كمبود محبّت و نیهیلیزم و احساس پوچی و تمدنی كه ارمغان انسانی آن، سكس و خشونت شده است، سرسام گرفتهاند. ابزار زندگی، مدرن شده است اما اهداف زندگی و ارزشهای آن همچنان قدیمی و تكراری است و انسان طراز نوین یا آخرین انسانها دوباره همچون انسانهای اولیه، زندگی میكنند منتهی با ابزاری پیچیده. ادامه مطلب |+| نوشته شده توسط حجة الاسلام محسن کریمی در سه شنبه دهم بهمن 1385 ساعت 0:8
اسلام ومدرنیته2
اسلام و مدرنیته(2) (حسن رحیم پور ازغدی ( -۳ اصلاحات مذهبی: اسلام در این خصوص، بدون ترك آخرت و زهد و تقوی و اخلاق و بدون تشویق به دنیاپرستی، دعوت به اصلاح امور دنیا ميكند. اولاً در اسلام، طبقه اجتماعی و كاستهایی به نام "روحانی" یا "كشیش" نداریم و مسجد بر خلاف كلیسا، یك نهاد به مفهوم جامعه شناسی آن نیست و در آن، تشریفات و سلسله مراتب واتوریتههای اسرارآمیز، وجود ندارد. تنها اتوریته و مرجعیت معتبر، اتوریته "علم" و "تقوی" است و علما دین، نه طبقه خاصّياند و نه درگیر تشریفات ویژهای. هركس ميتواند بدون هیچ تشریفات به مدارس دینی رفته و عاليترین مراتب علمی و اخلاقی را طی كند. گرچه در جامعه ، گاه تشریفات مذهبی و القاب اجتماعی در این باب، پدیدميآیدامامتناسلام، هیچ قیدوبندی دراینخصوص ندارد،نهشرطلباس،نهشرططبقه،نهشرط ملیت و جنسیت. عاليترین مقامات دینی باید بالاترین صلاحیتهای علمی و اخلاقی و سادهترین زندگيها را داشته باشند و متواضع، مردم دوست، ساده زیست، مهربان و شجاع و پاسخگوی سوالات عقیدتی، اخلاقی و عملی مردم باشند، هیچ امتیاز مالی یا دنیوی بیشتری نداشته باشند بلكه باید در كنار محرومان، درصدد گسترش عدالت اجتماعی و اخلاق انسانی باشند. دعا و توبه، هیچ تشریفات خاصی و نیاز به وساطت روحانیون ندارد. بطور فردی یا دستهجمعی ميتوان توبه كرد و اعتراف به گناه نزد دیگران و از جمله، روحانیون، جائز نیست. این اعتراف تنها باید در محضر خداوند و صادقانه صورت گیرد. دعا و قرآن را با صدای خوش خواندن، بهتر است اما نباید تكیه بر صوت و صورت شود و محتوای كلمات، تحتالشّعاع لحن و صدا قرار گیرد. نماز و دعا و تلاوت كتاب مقدس اسلام همراه با موزیك و جاذبههای فرعی كه بجای عقل و قلب، گوشها را بنوازد، نباید انجام شود. بهشت و جهنم مسلمانان در دست روحانیون و قابل خرید و فروش و معامله نیست و هركس با اعمال، عقائد و اخلاق خود، بهشت یا جهنم خویش را ميسازد. آمرزش خداوند در دسترس همه است و ميتوان خودرا با توبه و عمل صالح و نماز و روزه و كفاره جبران خطایا و خدمت به مردم، تطهیر كرد و به سوی خدا بازگشت البته در كلیه این مراحل، نقش تعلیم و تربیت از سوی علما دین، طبق اصل عقلایی "رجوع به عالمِ" انكار نميشود و در مسائل تخصّصی، نظر علما، بر مردم، حجّت است چنانكه در پزشكی و سایر علوم چنین است. علما دین ميتوانند ازدواج كنند و از مزایای مشروع زندگی بهره ببرند اما از لحاظ مالی و اخلاقی باید از بقیه مردم سالمتر، سادهتر و پاكتر باشند و وظائفی بیش از دیگران دارند. ادامه مطلب |+| نوشته شده توسط حجة الاسلام محسن کریمی در سه شنبه دهم بهمن 1385 ساعت 0:6
اسلام ومدرنیته1
اسلام و مدرنیته (حسن رحیم پور ازغدی ( اشاره: روزهای 24 تا 26 اكتبر سال 2002 دانشگاه تورنتو شاهد برگزاری سمیناری تحت عنوان مدرنیسم از دیدگاه اسلام و مسیحیت بود. این سمینار با همكاری فرقه منونایت از فرق مسیحیت و موسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی قم برگزار شد. 8 مقاله علمی توسط استادان و دانشجویان مسلمان و مسیحی ارایه گردید. رحیم پور ازغدی، حمید پارسانیا از ایران و جیمز رایمر و لیدیا هاردر از كانادا از جمله سخنرانان این سمینار بودند. حسن رحیم پور ازغدی با مقالة «مدرنیته، آری و نه!» و حمید پارسانیا با مقالة « از عقل ابزاری تا عقل قدسی» در این همایش حضور یافتند. در اینجا مشروح سخنرانی دانشمند فرهیخته دکتر رحیم پور ازغدی از نظر مخاطبین محترم می گذرد : آقایان، خانمها، بسیار خوشوقتم كه فرصت گفتگوی علمی با برخی اساتید برجسته كانادا و آمریكا اینجا در دانشگاه تورنتو فراهم آمده است. از همه حضار محترم، از پروفسور جیمز رایمر، دكتر دیوید شنگ، خانم سوزان كنلهاریسون، خانم دكتر لیدیا نیوفلدهاردر، جان هوور وسایر اساتید محترم و دانشجویان عزیز، پیشاپیش تشكر ميكنم. هر چه پنجره فرهنگ ها و ادیان بر روی یكدیگر گشودهتر باشد بیشتر معلوم ميشود كه گمشده حقیقی همه بشریت، یكی است و اگر این گفتگوها در سطح جهانی، فعالتر ميبود امروز شاید بشریت مجبور نبود كه بیش از زبان، از دست ها و سلاح هایش استفاده كند. امیدوارم كه گفتگوهای آكادمیك میان جهان اسلام و مسیحیت ادامه یابد و نقاط اشتراك و نیز نقاط تفاوت، واضح و مستدّل شود، نقاط مشترك، ما را به یكدیگر نزدیكتر ميكند و نقاط اختلاف نظر هم چیزی از دوستی ما كم نخواهد كرد بلكه راه تفكر و دغدغه جستجو را بیشتر باز خواهد كرد. در این دو جلسه خواهم كوشید چهار نكته را به بحث بگذارم. یكی ابهام در مفهوم مدرنیزم است. زیرا مشكل نخست، تعریف مدرنیزم است. نكته دیگر، وضعیت دوگانه ما در برابر مدرنیته است كه پاسخ "آری و نه" به آن ميدهیم نه پاسخ "آری یا نه". 1 ـ گزارش تاریخی: ابهام در مدرنیزم و پست مدرنیزم ادامه مطلب |+| نوشته شده توسط حجة الاسلام محسن کریمی در سه شنبه دهم بهمن 1385 ساعت 0:3
خدا، انسان، مدرنیته
خدا، انسان، مدرنیته(حسن رحیم پور ازغدی( گفته شده است كه در مدرنیته، جای انسان و خدا، عوض شده است، ذهن انسان، تمایلات انسان و منافع او، اصالت یافته و هر آنچه او را محدود كند (اعمّ از اخلاق، حقیقت و تكلیف) در مرتبه دوم قرار ميگیرد و اومانیزم، فردگرائی، آزادی، دمكراسی، لیبرالیزم و سكولاریزم، همه بر همین اساس، پای گرفتهاند. در اسلام، انسان، نه دشمن خدا و نه رقیب اوست. اسلام ميخواهد كه انسان، خلیفه خدا باشد. ميخواهد آحاد بشریت، به چنان رشد عقلی و اخلاقی برسند كه هیچ خونی در زمین ریخته نشود، هیچ حقّی پایمال نگردد، هیچ انسان گرسنه و بيپناه و تحقیر شدهای نباشد و نفسانیت، چنان مقهور اراده انسان باشد كه فرشتگان الهی در برابر او سجده كنند. اسلام، انسان را دارای كرامت، قدرت انتخاب، مسلط بر خویش و بر جهان، عاقل، مسؤولیتپذیر و ارزش گرا ميخواهد، به انسان خوشبین است و همه بشریت را دارای فطرت پاك و اصالتا خیرخواه ميداند و همه تكالیف دینی كه نازل كرده برای حراست از فطرت، عقل و كرامت انسانهاست . در اسلام، حقوق را از تكلیف، و اقعیت را ازارزش، دنیا را از آخرت، معاد را از معاش، اخلاق را ازاقتصاد، تفوی را از سیاست و دین را از دولت، نميتوان تفكیك كرد. این تفكیكها بمنزله مثله كردن انسان و متلاشی كردن دین است. كرامت انسان، در عشق ورزی به خدا و اطاعت از اوست، رشد حقیقی بدون شناخت خدا و راضی كردن او و حركت به سوی او محال است. همه ارزشهای دیگر، ارزشهای واسطه، مقید و مشروط اند. آزادی، عقلانیت، دنیا، آخرت، حق، تكلیف، فرد، جامعه ، جنگ، صلح، حكومت، شكست و پیروزی، ثروت وفقر، همه و همه اگر در مسیر عدالت و معنویت باشند با ارزش است. عدالت و معنویت نیز از آن جهت كه گام هایی در راه خدا، محبت به خدا و نزدیك شدن به اوست، ارزش دارند ولی ارزش ذاتی و حقیقی، همان معرفت به خدا و محبّت او و اطاعت اوست. مسلمانان به علم، تكنولوژی، سیاست، اقتصاد، حكومت، جهاد، صلح، عقل ابزاری، توسعه، آبادی دنیا، عقل ابزاری و آزادی و حقوق بشر، اعتقاد دارند اما همه را برای همان هدف نهائی ميخواهند. ما معتقدیم روزی كه عاقبت مهدی "عج" (فرزند پیامبر اسلام) و عیسی بن مریم (ع) بازگردند و قدس به دست مسیح، آزاد شود، سراسر جهان را چنین عقلانیت، محبّت و عدالتی فراخواهد گرفت ولی تا آن روز، ما نیز موظفیم در راه گسترش توحید و عدالت، گسترش عقلانیت و محبّت، تلاش و مبارزه كنیم. ما با دینِ دنیوی، دین سیاسی، دین دولتی و دینی كه ابزار دست صاحبان قدرت و ثروت شود و نیز براساس ریاكاری و خشونت، تحمیل شود، مخالفیم. ولی معتقدیم كه دین، به مقداری مناسك عبادی شخصی، محدود نميشود و باید قدرت و ثروت را در برابر حقیقت، اخلاق و عدالت، خاضع كرد و سیاست و حكومت را دینی كرد. وجدان فردی، اخلاق شخصی و تجربه معنوی درونی و ایمان قلبی، جزء اركان اسلام است اما همه اسلام، منحصر در امور فردی و عبادی نیست بلكه قوانین سیاسی، اقتصادی وقضائی اسلام نیز كه برای گسترش اخلاق و عدالت در سطح اجتماعی و حكومتی آمدهاند، به همان اندازه،مقدّس ولازمالاجراءاند.زیرانميتوان بااقتصاد فاسد و حكومت غیرعادلانه، به اخلاق سالم اجتماعی رسید. ادامه مطلب |+| نوشته شده توسط حجة الاسلام محسن کریمی در دوشنبه نهم بهمن 1385 ساعت 23:59
رنسانس اسلامی
عنوان مقاله: رنسانس اسلامیگفتاری از حسن رحیم پور ازغدی ادامه مطلب |+| نوشته شده توسط حجة الاسلام محسن کریمی در دوشنبه نهم بهمن 1385 ساعت 23:56
|