تبليغاتX
حاج آقا مسئلةٌ
حاج آقا مسئلةٌ
عید نوروزتان مبارک.
                                               سلام بر شما دوستان بزرگوارم.

این چند روز که کمتر خدمتتون رسیدم ، وارد عرصه جدیدی در فضای فرهنگی شدم که از ابتداش فراز و نشیب های زیادی داشت . انشائ الله به موقع عرض می کنم............

                                          صحبت این پست مطلبم همین جمله کوتاهه:

             " مهم نیست چند بهار از عمرمون گذشته ، مهم اینه که بهاری زندگی بکنیم."

          امیدوارم که در کنار خانواده تان ، سالی سرشار از صفا و مهربانی و یاد خدا داشته باشین.

                                                                            دوستون دارم و دعاگویتان هستم.  

|+| نوشته شده توسط حجة الاسلام محسن کریمی در چهارشنبه بیست و هشتم اسفند 1387 ساعت 21:26 |

چند روایت خوشگل برای شما خوبان امام رضا (علیه السلام)
با عرض سلام و تسلیت به مناسبت شهادت پیامبر اکرم و امام حسن مجتبی و ا مام الرئوف علی بن موسی الرضا خدمت شما محبین و دوستداران آن حضرات.

به رسم ادب خدمت آقا و مولایمان ، شمس الشموس و انیس النفوس ، به ذکر مطلبی از زندگانی حضرت اشاره ای می نمایم. به امید زیارت حضرتش در مشهد.

چند روایت قشنگ و خوندنی (خوردنی) از حضرت ، تحفه ای است از برای شما . هر کسی به اندازه نیازش از این خوشه های حکمت بر چیند.  

عن یاسر الخادم قال: کان الرضا علیه السلام اذ خلا جمع حشمه کلّهم عنده الصغیر و الکبیر فیحدثهم و یأنس بهم و یؤنسهم و کان اذا جلس علی المائدة لا یدع صغیراً و لا کبیراً حتی السائس و الحجام الا قعده معه علی مائدته.

خادم امام درباره بخشی از رفتار و سلوک ایشان می‎گوید: هرگاه امام تنها می‎شد و فارغ از مسائل روزمره می‎گردید، اعضای خانواده(بزرگ و کوچک) و اطرافیان را گرد می‎آورد با آنان سخن می‎گفت و انس و الفت می‎گرفت، و هرگاه بر سر سفره حاضر می‎شد خرد و کلان حتی کارگزار و حجام(حجامت کننده) را فرا می‎خواند.((متاسفانه در زندگی امروزی جای گفتگوها و انس گرفتن ها خالی است و بیشتر گرفتاریها از نبود این مقوله مهم در خانواده هاست.))

در روایتی دیگر، شخص امام به غلامان و کارگران خود این گونه توصیه می‎فرماید:

«ان قمتُ علی رؤوسکم و انتم تأکلون فلا تقوموا ... و ربما دعا بعضنا فیقال له: هم یأکلون فیقول: دعهم حتی یفرغوا.

به هنگام غذا خوردن، اگر من بالای سرتان هم ایستاده بودم، قبل از تمام کردن طعام از جای خود بلند نشوید. خادم امام در ادامه روایت نقل می‎کند: گاهی اتفاق می‎افتاد که امام بعضی از ما را صدا می‎زد، می‎گفتند آنها مشغول غذا خوردن هستند، می‎فرمود: بگذارید طعامشان را بخورند.

یکی از راویان نقل می‎کنند: در محضر امام رضا علیه السلام بودم و مردم در مورد حلال و حرام از ایشان سؤال می‎کردند. ناگاه مردی وارد شد، سلام کرد و اظهار داشت در برگشت از سفر حج موجودی‎اش را گم کرده است، امام فرمودند بنشینید. کم کم همه مردم رفتند و من و چند نفر دیگر ماندیم. امام به اندرون رفت و پس از چند لحظه در را بست و گفت: آن مرد خراسانی کجاست؟

گفت: من اینجا هستم.امام دویست دینار به او داد و فرمود: برو که همدیگر را نبینیم.گویا این حرکت امام برای چند نفر حاضر موجب سؤال شده بود. کسی می‎پرسد: بخشش‎ها فراوان بود؛ پس چرا روی خویش از او برگرفتی؟

امام می‎فرماید: هرگز دوست نداشتم رنجش درخواست [پول] را در چهره او ببینم. 

«دخل الرضا علیه السلام الحمام، فقال له بعض الناس: دلکنی، فجعل یدلُّکه. فعرفوه، فجعل الرجل یستعذر منه، و هو یطیب قلبه و یدلکه.»

امام رضا علیه السلام وارد حمام می‎شود. کسی که آن حضرت را نمی‎شناخت، از امام می‎خواهد که پشت او را کیسه بکشد و ایشان بلافاصله می‎پذیرد و پشت او را کیسه می‎کشد. اطرافیان متوجه شده به آن مرد یادآور می‎شوند، احساس شرم و ناراحتی وجود او را فرا می‎گیرد. اما امام همچنان مشغول است و مهربانانه از او دلجویی می‎کند و به او آرامش می‎دهد.

 از وجود اعماق قلبم می گویم که دوستت دارم ای مهربان امامم  و سند آن قطره قطره اشکهای جاری بر گونه هایم می باشد و نه این گمانم باشد بلکه یقین دارم که در لحظات بارانی شدن چشمهایم در آغوش تو جای دارم ، که به اندازه هستی، آغوش باز نموده ای و مرا هم خریده ای......       

                                        در پایان عرض می کنم به مانند " امام رضا " دوستون دارم .

                                                  دعای به یکدیگر در این ایام فراموشمان نگردد.

                                                            تبسم حضرت زهرا بدرقه راهتان.

|+| نوشته شده توسط حجة الاسلام محسن کریمی در پنجشنبه یکم اسفند 1387 ساعت 23:25 |