تبليغاتX
حاج آقا مسئلةٌ
حاج آقا مسئلةٌ
حضرت امام فرمودند که انقلاب را به تموم دنیاصادر می کنیم ولی آقایان یه مقدارشم برای خودتون بزارین.

                                    با عرض سلام و کلی دلتنگی دوری از شما. 

از اینکه تو این چند وقته نتونستم از طریق وبلاگ و آی دی یاهو مسنجرم در خدمتتون باشم ، کلی خجالت زده ام  .   

این مطلب که می خوام بنویسم، یکی از اون پست هاییه که منو خیلی رنجونده ، و از اونجایی که همه ما مامور به وظیفه ایم و باید فریادی بزنیم و برخی از مسولین ، وبلاگ ما را مورد عنایت خودشون قرار می دهند ، تصمیم گرفتم تا در این چند سطر ، دل پاره هایی را بنویسم. به امید گوش شنوا not listening - New!.

این روی سکه.

جشنواره ها ، همایش ها ، سمینارها ، هم اندیشیها ، میزگردها، .....ها ، که خدا را شکر از این عناوین کم نداریم ، در گوشه ، کنار شهر و حتی تبلیغات تلویزیونی به چشم می خورد و جالب اینجاست که همه با موضوعاتی شبیه : جوان و آرامش درونی ، جوان و بحران هویت ، جوان و انس با خدا و ......... آمده اند تا دست این جوان فلک زده و دور افتاده از معنویت و تهی از تفکر را ، به قله سعادت و خوشبختی برسانند و چه هزینه های هنگفت چند صد میلیونی که از پذیرایی و آداب و تشریفات این گونه جلسات ، حیف و میل نمی شود .(البته شما بخوانید ، در جای خودش مصرف می شود.) 

آخر الامر این جلسات نیز که به غیر از یک بیلان و گزارش چند صد صفحه ای ، چیزی عاید این جوون نیازمند ، در به در ، محتاج ، عقب افتاده از معنویت و مکارم اخلاق نمی شود . البته این نوع جوون از عینک مسوولین برگزار کننده ، دیده می شود.

تازه اینها جشنواره های مربوط به امور معنوی و فکری جوونهاست . وگرنه بزنیم به تخته ، پیرامون کنسرتها و جشنواره های ورزشی و جشنواره های هنری و .....که خدا را شکر کم نداریم . نمی گم نباید باشه ولی والا به خدا قسم یه مقدار تعادل در رفتار داشته باشیم. به قول اون بزرگ می فرمود : حضرت امام خمینی گفتند :انقلابمون را به تموم دنیا صادر می کنیم ، ولی قرار نبود همشو صادر کنیم و چیزیشو برا خودمون نزاریم.

 آن روی سکه .

روز ثبت نام اعتکاف فرا رسیده ، ازدحام جمعیت به طوریه که آدم به یاد روز محشر با اون اوصافش می افته. از ساعتها قبل اومدند نوبت گرفتند ، که نکنه یه وقت از جمع معتکفین جا بمونند . تو یه نگاه اجمالی می بینی ، اکثریت را نوجوونها و جوانهای بین ۱۸ تا ۳۰ سال تشکیل دادند .

هنوز ۵ ساعت نگذشته ، می بینی اعلام میکنند ظرفیت تکمیل شد . ۴۰۰۰ هزار نفر ثبت نام نموده اند و هنوز بسیاری دیگه در انتظارند. گریه ها شروع می شه ، خواهشها و التماس هایی که برخی مواقع انسان را شرمنده و خجالت زده میکنه.و چه صحنه های رقت باری که از ناامیدی جوونها نمیشه وصف کرد ولی کاری از دستت بر نمی آید

به راستی اون موضوعات سمینارها با این نوع اقبال جوونها با هم جور در میاند ؟؟  آیا اون سمینارها تونسته این قدر تاثیر داشته باشه ؟؟؟ آیا نمی شد هزینه های اون سمینارهای کذایی را صرف این کرد که مکانهای بیشتری بتوانند پذیرای خیل جوونهای عاشق و با محبت باشند . اصلا باید کیو ببینیم ، که نخوایم برامون سمینار تشکیل بدهند و کلی پول و مول را به اسم منه جوون اسراف کنن ،تازه کلی هم به سرمون منت بزارند، آخرشم....... به راستی که جشنواره ها و میزگردها منو خیلی متحول کرده و به خدا رسونده ، شما را نمی دونم

تازه درد اینجاست که تو اون جلسات هم اندیشی زیر باد سرد فن کوئیل ها ، با نوشیدن انواع و اقسام نوشیدنیها ، به نتیجه هایی می رسند تا دست جوون را بزارند تو دست خدا و تا حالا یکی از اونها هم اجرا نشده ، در حالیکه اینجا می بینید ، جوون با کمال میل داره پول از جیبش میده ، ۴٫۳ساعت وقتشو میزاره توی هوای گرم تابستون ، تا بخواد محلی مناسب برای انس با خدا و چشیدن لذت محبت را پیدا کنه.به راستی آقایان خدمتگذار به کجا چنین شتابان. 

برخی از مسوولین ما هنوز جوونهامونو نشناختند ، شاید به صلاح باشد که نشناسند ، چرا که اگر بشناسند ، بسیاری از در های سمینارها و جشنواره ها و .....تخته می شه و آقایون جایی را برای عرض اندام پیدا نکنند .

سوئ مدیریت نهادهای فکری و فرهنگی ما اگر اصلاح نگردد ، به عوض اینکه سکو های پرش و صعود برای من جوون فراهم کنه ، تازه موانعی را نیز .......

در ایام اعتکاف ، ماه مبارک رمضان ، جلسات عزاداری آقا اباعبد الله الحسین و بسیاری از مناسبتها ، می بینید که جوونها بسیار جلوتر از مسوولین حرکت می کنند و خدا کنه این نکته را هر چه زودتر بفهمند آنهایی که باید بفهمند.                   

                                                       اگر در خانه کس است ، یک حرف بس است.

                                             دعاگوی همه شما هستم ، شما هم فراموشمون نکنین .

 

 

|+| نوشته شده توسط حجة الاسلام محسن کریمی در دوشنبه سی و یکم تیر 1387 ساعت 0:55 |

خواستم کمی با خود آشتی کنم ، نیاز به خلوت داشتم به اعتکاف رفتم.
                                         با سلام خدمت شما عزیزان و خوبانم

هنوز نیومده باید بروم چون باید برنامه ریزی برنامه های فرهنگی معتکفین مسجد حکیم اصفهان را انجام بدم، ولی حیفم اومد تا نکته ای را باهاتون در میون نزارم.

ماها نسبت به کاری که داریم انجام میدیم ،اگه شناختی نداشته باشیم ، نمی تونیم اون طور که باید و شاید ، از اون کار لذت و استفاده ببریم. حالا هر کاری می خواد باشه ،حتی همین وبلاگ نویسی.

چرا این مطلب را دارم عرض می کنم ،به خاطر اینکه در برخی از مواقع ، نه اینکه استفاده ای نمی کنیم بلکه متضرر هم می شیم.

به یکی از این موارد که تا چند روز دیگه ، بهش برخورد می کنیم اشاره می کنم: اعتکاف  ، مقوله ای است که در این چند سال اخیر با اقبال چشمگیر ، در بین جوونها روبرو شده و این جای شکر داره ولی متاسفانه فرهنگ صحیح اعتکاف و معنای حقیقی اون درست تبییین نشده است.

جالب این جاست که اعتکاف به معنای دوری گزیدن ازامور کم اهمیت است تا فرصتی پیدا شود که به مسایل مهم تر زندگیمون بیشتر فکر کنیم . خلوتی مهیا گردد تا بتوانم خودم را بیشتر زیر و رو کنم تا بفهمم ، کی هستم ، چرا آمده ام و چیکار باید بکنم.........

اما متاسفانه برخی مواقع ، وقتی به میون معتکفین میریم می بینیم ، موضوع برعکسه . برخی از جوونها دارند با موبایلشون بازی می کنن ، برخی گعده گرفتند و اعتکاف را فراموش کردند ، ویا اینکه صدای آرامش بخش خر و پف گوش همه را می نوازهدیگه این آخریا هم که لب تاب وارد میدان شده ، البته تو پرانتز باید عرض کنم که بنابر گزارشات رسیده  ، تو قسمت خانومها هم که و یاو  ........اگه قرارمون این بود که خلوتی برگزینیم و چرتکه ای از احوال خویش بیاندازیم پس.......

یه مطلبی را در پست پایین میارم که مربوطه به اعتکاف پارسال هست که قبلا در وبم نوشته بودم ، تا موضوع بیشتر براتون روشن بشه.

به امید اینکه در هر لحظه از زندگیمان ، آنجایی که باید قرار داشته باّشیم ، حضور پیدا نماییم.

در میان جوونهای معتکف ، که با قلبی سرشار ازمحبت الهی گرداگرد هم جمع شده اند ، دعاگوی همه شما خواهم بود. به امید رسیدن و چشیدن از دریای محبت و عطوفت الهی.

|+| نوشته شده توسط حجة الاسلام محسن کریمی در دوشنبه دهم تیر 1387 ساعت 17:20 |

از اعتکاف تا پیتزا ( پلی بین سنت و مدرنیته )
دم دمای تابستون بود . داشتم برنامه ریزی برای تابستون و کلاسهای تابستونم می کردم که همریش (باجناق) عزیزم  گفت : امسال هم میای کمکمون برای کارهای فرهنگیه اعتکاف.؟

حرفی نداشتم ، چون پارسال خیلی از معنویت جوونهایی که معتکف شده بودند استفاده کرده بودم . هر چند خود من معتکف نبودم......

البته امسال کمی دیر رفتم . آخه اومده بودند مسجد حکیم اصفهان را برای خانمها و مسجد امام اصفهان را ویژه برادران  قرار داده بودند و طبق سالهای پیشین باید مسجد حکیم می رفتم ولی با شرایط ویژه.......

صحبت در این رابطه بسیار زیاده . انشائ الله در فرصت دیگه ای . غرضم از نوشتن این سطور مطلبی است که الان به اون اشاره می کنم.

یه شب از محل استقرارمون برای سخنرانی در جمع معتکفین مسجدالمهدی مرداویج حرکت کردم . داخل مراسم شدم و .......

وقتی از مسجد می خواستم خارج شوم ، دیدم یه خانمی در به در به دنبال فرزندش میگرده و از این و اون پرس و جو میکنه. کمی حساس شدم . حتما این مادر کار مهمی با دخترش داره که این طوری در آب و تابه .خلاصه تا اومدن ماشین را آماده کنن ، ما هم به راز این مادر پی بردیم.

به برادران انتظامات گفت : دخترم از محل اعتکاف با تلفن همراهش زنگ زده که مامان من دلم هوس پیتزا (شما بخوانید کش لقمه) کرده ، منم براش درست کردم و حالا می خوام براش ببرم........

تو ماشین تو فکر بودم . چه جالب بین سنت و مدرنیته هم میشه جمع کرد. اعتکاف و پیتزا.

پیش خودم گفتم : فلسفه اعتکاف همینه ؟بهمون گفتن بیاین کمی دوری از دنیا را تجربه کنید ، یه فرصتی پیدا کنید تا کمی به خویشتنتون برسید (یعنی یاد بگیریم کمی احوال پرسی از خویشتن کنیم) ، بیاین تا کمی انس و لذت مناجات با خدا را دراین دنیای پر از هیاهوی کاذب تجربه کنید . آخه ما که بیش از ۳ روز قرار نیست معتکف باشیم .پس اونایی که یه عمر دلشون را معتکف حضرت حق کردند، چه کرده اند.

نزدیکیهای مسجد حکیم که رسیدم ، دیدم  یکی از رفقامون با اعصاب خوردی داره میاد .گفتم : چی شده حاجی؟؟ دیدم هم می خواد بخنده ، هم می خواد گریه کنه.

گفت : خاموشی داخل را جهت استراحت و آماده شدن برای سحر زدند و کسی را از بیرون راه نمیدن . یه مادری اومده با گریه و زاری میخواست بره داخل . تا که انتظامات جلوگیری کرد ، با کلی نفرین و یه قیافه حق به جانبی گفت : از راه دور من برای دخترم پیتزا آوردم ....... رفیقم بهم گفت : فلانی نمی دونم باید بخندم یا گریه کنم . خندم از اینه که بابا هنوز یه روز نشده از خونه دور شدیم.گریم از اینه که اعتکاف یعنی چی؟پس دوری از شیرینی دنیا چی شد؟چرا بی راهه داریم میریم.؟

رفتم توِی فکر . انگار این موضوع جدی است . فلسفه اعتکاف را درست نفهمیدیم .برخی از ماها با رفقامون رفتیم (یه گعده حسابی گرفتیم و کلی عشق و حال در کنار همدیگر داشتیم) ، برخی حوصلمون که سر رفت موبایلهای خودمون را در آوردیم و شروع کردیم به پیامک فرستادن، بعضی هم وسیله بازی خوبی بود برامون ، بعضیام که انواع اقسام خوردنی ها و تنقلات را برای این سه روزشون آورده بودند . در حقیقت اگه بخواهیم این طوری نگاه کنیم یه اردوی سه روزه با حال ........

منکر این نیستم که خیلیها اومدند و استفادشون را کردند . منکر این نیستم  ، جوونی که با این شرایط حاد فرهنگی (تهاجم فرهنگی) پا شده اومده اعتکاف، خیلی مجاهدت کرده . ولی رفقا این همه مطلب نیست .اگه کمی دیر به خود بیایم میبینیم اعتکاف و... برا ی هدف دیگه ای برای ما اومده و ما مشغول کار دیگه ای هستیم . پرسشم از شما اینه که آیا با این شرایط می تونیم استفاده مطلوب داشته باشیم؟؟. احتمال این نمی رود تا چند سال دیگه اصلا اعتکاف رنگ و بوی دیگری به خودش بگیره؟

صحبت آخرم اینه : بیایم اگه قراره کاری انجام بدیم ، همون طوری عمل کنیم که ازمون خواستند نه اون طوری که دلمون میخواد. ببینیم رسول خدا فلسفه آن را چه بیان کرده است ؟ خود رسول خدا و ائمه اطهار (علیهم السلام) چه کاری انجام می دادند.......

بیاییم از این به بعد نسبت به کارهایی که می خواهیم انجام دهیم کمی دقت نظر و عمل داشته باشیم و بحث اعتکاف یه مثال بود تا پند بگیریم برای دیگر کارهای روزانمون. مبعث نزدیکه ، نیمه شعبان همین طور . چند سالیه که به اسم امام زمان ، پایکوبی و ..ص و مختلط شدن دختر و پسر را درخیابونهایمون داریم میبینیم. آیا خوشحالی و جشن و سرور ما نباید حضرات معصومین را خوشحال کنه یا اینکه ما خوش باشیم و کاری به دیگران نداشته باشیم. علامه جعفری که خدایش رحمت کند می فرمود: بخندیم ولیکن سرمایه خنده ما گریه دیگران نباشد. 

خوشا به حال اونایی که به مانند حجت خدا حضرت مهدی عمل می کنند و تبسم حضرت زهرا (سلام الله علیها) را بدرقه راهشان قرار داده اند .                         دعای به همدیگر را فراموش نکنیم.

 

|+| نوشته شده توسط حجة الاسلام محسن کریمی در یکشنبه نهم تیر 1387 ساعت 11:44 |