تبليغاتX
حاج آقا مسئلةٌ
حاج آقا مسئلةٌ
***** نمی دونم تا حالا اعلامیه فوت کسی را دیدین ، بزرگ نوشتن : یکسال گذشت .*****
                              با سلام و تبریک عید نوروز به همه شما دوستان و عزیزان خوبم.

                    نمی دونم تا حالا اعلامیه فوت کسی را دیدین ، بزرگ نوشتن : یکسال گذشت .

این روی سکه 

آره خدا جون . یک سال گذشت . از جانب تو ، همش خیر و خوبی و ملاطفت رسید. اما نمی دونم از جانب من چی رسید . تونستم به صورت رنجور مادرم ، تبسمی عاشقانه بزنم ، به دستان پدری خسته ولی مهربان بوسه ای بزنم  . به نگاه معصومانه کودکی که در کنارم قرار گرفته بود ، لبخندی بزنم ، به سر اون بچه یتیم یا فقیری که جلوی راهم را گرفت و ازم کمکی خواست دست نوازشی بکشم . نمی دونم ولی فکر می کنم خداجون در مقابل این همه لطفی که در این سال بهم کردی خیلی کم میارم . دیدین تا یه نفر فوت می کنه وقتی به سالگردش می رسه ، برا بعضیا میگن خوب آدمی بود ، مشکل گشای زندگیها بود ، ولی برا برخی دیگه ،  میگن به خودش خیری نرسوند ، می خوای به فکر ما بوده باشه . حیف نون .( دوستای عزیزم ، یک سال گذشت . مردم چی میگن . اصلا خودم چی می گم.)

آن روی سکه

ولی یه نکته ای خیلی زیباست . در ابتدای سال ، هنگامی که دعای تحویل سال را می خونیم می گیم:  یا مقلب القلوب و الابصار....... یعنی خدایا ممکنه غفلت ورزیدم ، ممکنه به جای پیشرفت ، پسرفت کرده باشم ، ممکنه دلم از نور محبت تو دور شده و کینه دنیایی از دوستان و رفقام به دلم نشسته ، ممکنه...

تو بیا و به طراوت طبیعت ، به پاکی گلهای بهاری ، به شفافیت آسمان آبی که از تو اثر پذیرفته اند ، دل مرا آسمونی کن و خورشید محبت را در دلم بدرخشان و منو پاک پاک پاک بگردان .

 دوستان ، عزیزان ، بزرگواران ، عید ی سرشار از خیر و برکت همراه با سرور و شادی را برایتان از خدای مهربان ، مسئلت می نمایم و این هدیه نوروزی را از این دوست پذیرا باشین.  

یه روایت از امام صادق (علیه السلام) در رابطه با نوروز خوندم ، به دل من که خیلی نشست . شمام اگه دوست داشتین بخونین.

 مُعلّى در روز نوروز می گوید : بر امام صادق(ع) وارد شدم. فرمود: « آيا اين روز را مى شناسى؟». گفتم: قربانت گردم! اين روز را فارسيانْ گرامى مى دارند و به يكديگر هديه مى دهند. فرمود: «سوگند به خانه كعبه كه اين، رمزى ديرينه دارد و برايت روشن مى سازم تا آگاه گردى». گفتم: سرورم !آموختن اين امر از شما برايم بهتر از آن است كه مردگان زنده شوند و دشمنانم بميرند.

آن گاه فرمود: « اى معلّى! روز نوروز، همان روزی است كه خداوند از بندگان پيمان گرفت ، او را بپرستند و به او شرك نورزند، به پيامبران و حجت هايش بگروند و به امامان ايمان آورند. اين همان روزی است كه خورشيد طلوع كرد ، بادها وزيدن گرفت و گُل هاى زمين روييدند. اين همان روزى است كه كشتى نوح(ع) بر ساحل جودى آرامش يافت و همان روزى است كه خداوند، گروهى چند هزار نفره را كه از ترس مرگ از خانه ها بيرون رفته بودند زنده ساخت، پس از آن كه آنان را ميرانده بود. اينروز ، روز فرود جبرئيل بر پيامبر اسلام است و روزى است كه پيامبر(ص)، امام على(ع) را بر دوش گرفت تا بت هاى قريش را در مسجد الحرام شكست و در همين روز، ابراهيم، بت ها را شكست. اين همان روزى است كه پيامبر به يارانش دستور داد با على(ع) بيعت كنند و در همين روز، على را براى بيعت گرفتن از جنيان فرستاد. در همين روز، دومين بيعت با اميرالمؤمنين انجام شد. در همين روز بر نهروانيان پيروز شد و ذوالثديه (صاحب پستان) را به قتل رساند. در اين روز، قائم ما و صاحبان حكومتْ قيام كنند و در همين روز، قائم ما بر دجّال پيروز گردد و او را در زباله دان كوفه به دار آويزد. در هر روز نوروزى، ما آرزوى فرج داريم؛ چرا كه آن از روزهاى ما و شيعيان ماست. فارسيان، آن را گرامى داشتند و شما آن را ضايع كرديد.......»

|+| نوشته شده توسط حجة الاسلام محسن کریمی در دوشنبه بیست و هفتم اسفند 1386 ساعت 21:18 |

برخیز ای برادر ، فریاد کن برادر ، شوری به پا نماییم.
                                      .......به نام خدایی که ، انتقام گیرنده فریاد مظلومان است.......            

                                                  با سلام خدمت شما دوستان و بزرگواران گرامی
وقتی یکی از دوستان وبلاگ نویسم ، پیشنهاد تظاهرات مجازی ، در برابر غاصبان و ظالمان صهیونستی در نوار غزه را از طریق وبهای ارزشی و دارای مکارم انسانیت پیشنهاد داد ، دیدم حرکت زیبایی است.

پرده اول : در کتاب تاریخ خوانده بودم که وقتی مغولها به ایران حمله کردند تموم منازل و کتابخانه ها و مراکز علمی و مزارع کشاورزی را به آتش کشیدند و بسیاری از مردم اعم از مردان و زنان و کودکان و.....را به قتل رساندند .در همین رابطه یادم میاد استاد ، سر کلاس می فرمود:
یه روز پس از اینکه مغولها کارشون تموم شده بود ، فرمانده اونا همشون را جمع کرد و پرسید آیا برای شما در این روزها اتفاقی خاص نیافتاده. یکی از سربازان بلند شد و گفت در یکی از روزها ، وارد منزلی شدم و تموم اهل خانه را کشتم تا اینکه چشمم به کودکی در گهواره افتاد ، سرنیزه خودم را نزدیک دهان او بردم تا گلویش را بدرم . متوجه شدم که این کودک گرسنه است و شروع کرد سر سرنیزه را مکیدن ،  کمی ناراحت شدم ولی به کارم ادامه دادم و سرنیزه را با فشار وارد دهان......همین که سخنان این سرباز تموم شد ، فرمانده گفت: که ما در میانمان نیاز به کسی نداریم که انسانیت و ذره ای ترحم داشته باشد و دستور داد تا او را در جا به قتل برسا نند. وقتی که استاد این مطالب را فرمودند من متعجب بودم که یعنی می شود انسان به اینجا برسد و تا این حد پَست بشود.....

پرده دوم :کنار تلویزیون نشسته بودم ، پدر و مادری شیون کنان فرزندشان را بر روی دست گرفته بودند . می گفتند که 4-5 سال بود که بچه دار نمی شدیم تا اینکه خدا این نوزاد را به ما داد و الان که رفته بودیم برای خرید ، فرزند 4 ماهه ما را به صورت فجیعی به شهادت رساندند. (پیش خودم گفتم درست است که نامی از مغولها دیگر نیست ولی خوی حیوانی آنها در میان صهیونیست ها هنوز هست.)


پرده سوم :برخی به مانند حضرت امام و یا شهید مدرس ها ، تنها تفاوتی که با دیگران داشتند این بود که در برابر مسایل پیرامونی خویش ، به راحتی ( برخی مواقع ناجوانمردانه ) نمی گذشتند و با اراده ای پولادین حتی "تنها"در برابر ظالم می ایستادند و به مانند برخی از ماها ، به راحتی نمی فرمودند به ما چه!!!!! مگر ما چکار می توانیم بکنیم و......

به یاد جمله معروف امیرالمومنین علی (علیه السلام)، در مورد ، به اجبار درآوردن خلخال از پای یک زن یهودی توسط سربازان ظالم افتادم که فرمودند : اگر کسی این حادثه را بشنود و به خاطرش دق کند و بمیرد ، جای دارد.

برخی از ما آنقدر محو در فضای عاشقی مجازی شده ایم که دیگر فرصت برای این کارها نداریم ، برخی خود را سیاسی نمی دانیم ، برخی اثر در این کارها نمی بینیم ولیکن به تجربه ثابت شده است : قطره قطره جمع گردد ، وانگهی دریا شود ، و ریشه ظلم را از بنیه برکند.

پس بیاییم ما نیز فریادی از سر نفرت بر سر ظالم بر آوریم و حداقل در این فضای مجازی ، کاری کرده باشیم .
                                                                                          برخیز ای برادر ، شوری به پا نماییم.

|+| نوشته شده توسط حجة الاسلام محسن کریمی در دوشنبه سیزدهم اسفند 1386 ساعت 18:21 |

عدد چهل از تقدسی ویژه برخوردار است....
                                با نامت شروع می کنم  که سرآغاز همه خوبیهاست .

                         سلام دوستان و همراهان گرامی . از لطف تک تک شما سپاسگزارم.

در این فرصت با توجه به فرارسیدن اربعین حسینی ، مناسب دیدم که کمی پیرامون عدد ۴۰ که در مضامین قرآنی و روایی به اون اشاره شده ،  با هم صحبتی داشته باشیم.

حتما شما می دانید که برخی از اعداد ،از ویژگی خاصی برخوردارند مثل عدد۷ ،عدد ۱۴ و یا عدد ۴۰.

البته باید این نکته را عرض کنیم که حقیقت و سر این اعداد برای کسی به صورت واضح و دقیق مشخص نیست ، ولی با توجه به مطالبی که در پایین به آنها اشاره می نمایم ، اهمیت و جایگاه این عدد بیشتر مشخص می گردد.

** رسول خدا(ص) فرمودند: «هركس چهل روز اعمال خود را براي خدا خالص گرداند ،چشمه هاي حكمت از قلبش بر زبانش جاري مي شود.»

** در روايت آمده است كه خداوند متعال، انتقال انسان در اصل خلقت را از حالى به حال ديگر، در چهل روز قرار داده است؛ نطفه، پس از چهل روز به علقه و علقه پس از چهل روز به مضقه و... تبديل مى‏شود.

** رسول خدا(ص) فرمودند : هركس از امت من چهل حدیثِ مورد نیاز مردم در امور دین را حفظ كند، خداوند او را در روز قیامت فقیه و دانشمند محشور می کند .

**خداوند در قرآن فرموده است: «و واعدنا موسی ثلاثين ليلة ... . فتم ميقات ربه «اربعين» ليلة، كه ميقات خدا با حضرت موسی، «چهل» شب بوده است .

**در نماز شب، «چهل» مؤمن را می‌بايست دعا كرد .

**بعثت نبی يعنی بزرگترين حادثه‌ی تاريخ بشر، که در «چهل» سالگی پيامبر خاتم به وقوع پيوست.

**امیرمؤمنان‏ (علیه‏السلام) فرمود:عمری که‏ آدمی در آن به کمال عقل میرسد، چهل سالگی است .

** امام صادق عليه السلام در روايتى به بيان گريه موجودات عالم ، بر سالار شهيدان پرداخته، به زراره مى‏فرمايند: اى زراره! آسمان چهل روز بر حسين عليه السلام خون گريه كرد و زمين چهل روز براى عزاى آن حضرت گريست ‏به تيره و تار شدن و خورشيد با كسوف و سرخى خود چهل روز گريست ... و ملائكه الهى براى آن حضرت چهل روز گريستند .»

حال با توجه مطالبی که گذشت متوجه اهمیت و قداست این عدد می گردیم ، لذا عرفا هر عملی را در راه تهذیب نفس و پاکی دل می خواهند بردارند به عدد چهل ختم می نمایند که به اصطلاح "چله" به آن گفته می شود.

در میان این مواردی که عرض کردیم ، زیارت اربعین به خاطر چند دلیل از جایگاه ویژه ای برخوردار است .  اولا" :انتساب آن به حضرت امام حسین (علیه السلام) ، باب رحمت الواسعه الهی

 دوما":روز اجر و نتیجه گیری چهل روز با حسین بودن و در عزایش گریستن و در مسیرش حرکت نمودن.

 به جاست آنهایی که می خواهند انسی با خدای خویش داشته باشند و از قافله آسمانیان جا نمانند، این زیارت را غنیمت بشمارند و فضیلت این زیارت به قدری بالاست که  امام حسن عسكرى عليه السلام فرمودند: نشانه‏هاى مؤمنان (شيعيان) پنچ چيز است: خواندن پنجاه و يك ركعت نماز در هر روز (17 ركعت واجب و 34 ركعت نافله)، خواندن زيارت اربعين امام حسين عليه السلام( بیستم صفر ) ، داشتن انگشتر در دست راست، و ساييدن پيشانى به خاك، و بلند خواندن بسم الله الرحمن الرحيم در نمازها. 

 امیدوارم که در روز اربعین با خواندن این زیارت پر محتوا و دلنشین ، جرعه ای از زلال معرفت خالق هستی را به جان خویش بچشانیم.  

                                                                             دعای به یکدیگر فراموشمان نشود.

|+| نوشته شده توسط حجة الاسلام محسن کریمی در یکشنبه پنجم اسفند 1386 ساعت 22:37 |