آنکه در سکون است ،دچار سستی گردد
و آنکه در جریان است ، به رشد و بالندگی نایل گردد.
ما زنده به آنیم که آرام نگیریم
موجیم که آسودگی ما عدم ماست
""""""""""""""""""""""""
بعضیا میگن حاج آقا کریمی
برخی میگن حاج آقا محسن
میگن طلبه حوزه علمیه هستم.
هم اکنون در ستاد پاسخگویی به پرسشهای دینی
(اخلاقی،اجتماعی،اعتقادی و... )
و مشاوره (ازدواج ، تحصیلی ، اخلاقی ، خانوادگی )
وابسته به دفتر تبلیغات اسلامی اصفهان
مشغوله فعالیت هستم.
""""""""""""""""""""""""
با جوونها و نوجوونها چه در دبیرستان ، چه در دانشگاه
خیلی نشست و برخاست داشتم
برا همین تصمیم به راه اندازیه این وب گرفتیم ، تا
بیشتر بتونیم در خدمتتون باشیم.
""""""""""""""""""""""""
پلهای ارتباطی :
@@ دفتر تبلیغات اسلامی واقع در چهارراه شکر شکن
،خیابان حافظ
@@ مجموعه فرهنگی مسجد الامام _ فلکه احمد آباد _ تقاطع اول خیابان بزرگمهر _ بعد از نماز مغرب و عشاء
@@ آی دی hajimasalaton ، یک شنبه ها و سه شنبه ها ساعت 21
@@ تلفن 0311-2255919 - 09354910868 متعلق به مجموعه فرهنگی
منوي اصلي
آرشيو مطالب
- مرداد 1387
- تیر 1387
- خرداد 1387
- اردیبهشت 1387
- فروردین 1387
- اسفند 1386
- بهمن 1386
- دی 1386
- آذر 1386
- آبان 1386
- مهر 1386
- شهریور 1386
- مرداد 1386
- تیر 1386
- خرداد 1386
- اردیبهشت 1386
- فروردین 1386
- اسفند 1385
- بهمن 1385
- دی 1385
- آذر 1385
- آبان 1385
- مهر 1385
آرشيو موضوعي
پيوندها
- مجمع جهانی شیعه شناسی
- موسسه تحقیقاتی حضرت ولی عصر (عج)
- دفتر مطالعات و تحقیقات زنان
- فرهنگسرای پرسش
- موسسه تحقیقاتی اسراء
- سازمان کتابخانه واطلاع رسانی آستان قدس رضوی
- پایگاه اطلاع رسانی تبیان
- پایگاه اطلاع رسانی حجاب شیعه
- شبکه جهانی اطلاع رسانی امام مهدی (علیه السلام)
- شبکه حوزه(فارسی،عربی،انگلیسی)
- پایگاه آل البیت(علیهم السلام)
- پایگاه تخصصی نهج البلاغه
- پایگاه تخصصی قرآن کریم
- شبکه امام مهدی منتظر
- غدیر
- ارتباط مستقیم با حرم با صفای امام حسین(علیه السلام)
- :: طراح قالب ::
پيوندهاي روزانه
- خنده نمکین خدا
- راوی و یونس
- محفل راهیان نور
- تکنولوژی روز
- گنبد افلاک
- نگاه منتظر
- روان شناسی
- اندکی صبر سحر نزدیک است
- کوچ چکاوک
- کمال انسانی و عروج روحانی
- روح باران
- شاهکار عشق
- طلبه ای از نسل سوم
- سهم اباذر
- شاید این جمعه بیاید شاید
- سخن یار آشنا
- امید انتظار من
- آفتاب گردان
- راهیان مدرسه فقاهت
- طلبه ای طالب یار
- باغ آسمان چقدر دیدنی است
- عشق فقط عشق حسین
- شور حسینی
- ساقی بده جامی
- اشک ماه
- یا حنان
- اذا ضاق لها صدری
- فرشته بنفش
- نسیمی از بهشت
- پیروان دوازده امام
- تمنای وصال
- شوق پرواز
- شیرینکده
- آسمان خاکی
- شمیم یاس
- آلاء(نعمتهای الهی)
- اشراق
- یک کف دست آسمان
- لحظه های تشنگی
- عطای کثیر
- همای رحمت
- مجنون الحسین
- صراط مستقیم
- دم مسیحایی
- ایرانیم
- عشق واقعی
- عاشقان وصال
- خاطراتی از خدام حرم امام رضا
- ای کاش
- تکواندو اصفهان
- تمام پيوندها
لوگوي وبلاگ
-
بفرمایین روضه (مجلس آخر)تاريخ: شنبه بیست و نهم دی 1386 ساعت :2:54بسم الله الرحمن الرحیم
الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین.

چرا برای حسین نگرییم . اگر اهل انصاف باشیم و انسانیت خویش را در نظر بگیریم و اصلا کاری هم به دین نداشته باشیم ، هنگامی که به زندگی امام حسین نگاهی می اندازیم ، می بینیم سراسر زندگی حضرت ، مملو است از فضیلت ها و ارزشها .
از لحاظ علمی که در عصر خویش ملجاء دانش آموختگان راه حقیقت بوده اند ، از لحاظ عرفانی که اگر سری به دعای عرفه حضرت بزنید و نیم نگاهی به ترجمه اون بیاندازید ، می بینید چه عشق بازی با خدای هستی در کلام حضرت به چشم می خوره . اگر از منظر احترام به حقوق دیگران توجهی بنمایید ، در همین واقعه کربلا ، می بینید وقتی حضرت به کربلا می رسند و می بینند یاران حر و حتی چهارپایان آنها تشنه هستند ، دستور می دهند تا مشک ها را از روی شترها بیاورند و لشکریان حر را که دشمن به حساب می آیند ، سیراب نمایند و یا هنگامی که سائلی به درب منزل حضرت در مدینه رجوع می نمایند و طلب کمک مالی می کند ، حضرت درب منزل را نیمه باز می کنند و دستان مبارک را می برند جلو و کیسه پول را به وی می دهند. یک نفر از آقا می پرسه چرا این گونه رفتار نمودید . می فرمایند : نمی خواستم چشمانش در چشمانم بیافته و خجالت بکشه و عزت نفسش حفظ شود.(به گونه ای برخورد می نمایند که کرامت انسانیش حفظ شود.)
به راستی اگر یکی از این خصوصیات و ویژگیهای ملکوتی، در شخصی تجلی کند ، ما به وی افتخار می کنیم ، در حالیکه همه این موارد در زندگی حضرت جلوه گری می کند .
حال با این شناخت و معرفت نسبت به حضرت ، برخورد اطرافیان و کوفیان را با یک همچنین اسوه فضیلتها نگاه می کنیم و اینجاست که اگر کسی انسانیتش دست نخورده باقی مونده باشد ، مطالبی را که در کربلا برای حضرت اتفاق افتاده است ، قلبش را رنجور می نماید و اشکش به این خاطر جاری می گردد که نکند ، روزی من هم تمام مهربانیتت را ناسپاسی نمایم .
این محرم نیز گذشت و محرمهای دیگر هم خواهد آمد و رفت و این من و توایم که ممکنه در محرم های بعدی نباشیم ، پس بیا با قدری تامل ،حضرت را در لحظه لحظه زندگیمان میهمان نماییم.
و آخرین جمله ام این رجز زیباست :
اَبد وَالله ما نَنسی حُسیناً . به خدا قسم در لحظه لحظه زندگیم فراموشت نمی کنم.
شب عاشورا ۸۶ - ساعت ۳۰ :۲ بامداد
در پایان نصیحت حضرت آیه الله بهجت ، پیرامونه موضوعه این چند شبه (اشک) را که یکی از دوستان خوبم ، (صاحب وبلاگ متولد ماه مهر) در ستون نظرات ، درج نموده بودند را در ادامه مطلب مطالعه نمایید...
ادامه مطلببفرمایین روضه (مجلس ششم)تاريخ: پنجشنبه بیست و هفتم دی 1386 ساعت :15:56بسم الله الرحمن الرحیمالحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین.

در صحبت های قبلی که با هم داشتیم ، به این نتیجه رسیدیم که اشک از درجات مختلفی برخوردار است و بالاترین آن ، اشک از روی معرفت برای محبوب خویش است . البته باید توجه داشت که ممکن است انسان به پدر و مادرش یا همسرش از روی محبت عشق بورزد و این منافاتی با عشق ورزیدن به اهل بیت ندارد ، چرا که همه اینها در یک مسیر است و عشق ورزیدن به اهل بیت در مرتبه نهایی قرار دارد. برای همین است که در زیارات حضرات معصومین (علیهم السلام) می خوانیم بابی انت و امی.(پدر و مادر م به فدای شما).(بیشتر تامل کنید.)
و اما چرا عشق و محبت ما نسبت به ائمه (علیهم السلام) باید باشد ؟
اولاً :به این نکته باید توجه نمایید که خوب بودن ، درستکار بودن ، با مردم خوش برخورد بودن ، احسان و اهل بخشش بودن و.... به مرور زمان و گذشت ایام ، قدیمی نمی شود و این صفات پسندیده در هر زمانی که بوده باشد ، در نزد دیگران قابل احترام است به عنوان مثال حاتم طایی که فردی بخشنده بوده ، در هیچ عصری قدیمی نمی شود .
دوماً : مطلب دیگر اینکه در نزد انسانها آنچه مهم است روح و جان انسان است نه ظاهر و لباس و شهرت و مقام . لذا شاعر زیبا گفته:
تن آدمی شریف است به جان آدمیت نه همین لباس زیباست ، نشان آدمیت
لذا می بینیم در طول تاریخ نام کسانی به عنوان مظهر زیبایی و خوبی بر این گیتی پهناور نقش بسته ، که اعمال و رفتار آنها منشا و گرفته شده از انسانیت و الوهیت بوده است و می توانند به راحتی و بدون هیچ منتی به کمک افراد آیند و نیازهای روحی و مادی افراد را با سعه صدری که کسب نموده اند ، برطرف نمایند و کسی می تواند در زندگی خویش این گونه رفتار نماید که خود چندین منزل از لحاظ روحی و معنوی بالاتر از دیگران باشد.
حال اگر این گونه افراد در جامعه ای باشند که مورد ناسپاسی و ظلم قرار گیرند ، انسان در هر قرنی که زندگی کند ، در رابطه با جهالت و تنگ نظری افراد آن جامعه به تنگ می آید و ناخوداگاه به خاطر معرفتی که نسبت به عظمت روحی و معنوی آن مورد ظلم قرار گرفته ، دارد ، اشکش جاری می گردد......
ادامه دارد
بفرمایین روضه (مجلس پنجم)تاريخ: سه شنبه بیست و پنجم دی 1386 ساعت :0:12بسم الله الرحمن الرحیم
الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین.
با توجه به صحبتهای پیشین ، در رابطه با تقدس اشک و اینکه این دُر را باید در جایگاه حقیقی خویش اهدا نمود. حال صحبت بر سر این است که آیا پدر و مادر و همسر و فرزندان و....می توانند محمل این اشک قرار گیرند یا خیر؟.
باید به این نکته توجه نمود ، اولاً :همانطور که عرض کردیم ، در مسیر محبت و عشق منزلگاههای متفاوتی از لحاظ درجه و ارزش وجود دارد و کلیه این مواردی که در بالا نام بردیم در یه سطح مساوی قرار ندارند و مسلما برخی از آنان بر برخی دیگر از اهمیت والایی برخور دارند.
ثانیا : انسان یک موجود تک بعدی نیست ، تا همه چیز در نظر او یکرنگ و یکسان باشد ، بلکه انسان از دیدگاههای مختلف ، مخاطب خویش را مورد ارزیابی قرار می دهد . از لحاظ علم و دانایی ، از لحاظ خوش خلقی و زیباییهای روحی ، از لحاظ قدرت بدنی، از لحاظ عرفان و مقوله های معنوی و.......
حال ممکن است شخصی یکی از این موارد فوق را دارا باشد و دل(قلب) من ، نسبت به وی شیفتگی پیدا نماید ولی همانطور که قبلا نیز عرض کردیم ، از آنجایی که خداوند درون مرا به گونه ای آفریده که به کم قانع نیست ، لذا در برخی موارد با کسی روبرو می شویم که چند و یا همه مواردی را که نام بردیم در خود شکوفا نموده است و از همین رو توجه من به سمت او جلب می شود.
با این صحبتها ، انسان آنهایی را که دارای فضیلت و ارزش هستند را دوست دارد به مانند پدر و مادر و.... و هرچه مقدار برتری ها بیشتر باشد ، آتش دوستی در قلب او دوچندان می گردد تا آنجا که به کسی برخورد می نماید که همه فضیلتها را در خود جمع کرده است ." آنچه خوبان ، همه دارند ، تو یکجا داری". در اینجا دیگر از کلمه دوستی استفاده نمی نماییم بلکه می گوییم عاشقش هستیم.
و در این جاست که به همه دوستانم تبسم مهربانی می زنم ولی در برابر عشقم(آنکه از همه والاتر است)، با زبان قلبم می گویم که دوستت دارم و آن چیزی نیست به غیر از قطره مرواریدی به نام اشک.
بفرمایین روضه (مجلس چهارم)تاريخ: یکشنبه بیست و سوم دی 1386 ساعت :19:25بسم الله الرحمن الرحیم
الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین.

در صحبتهای قبلی به تقدس اشک رسیدیم ، البته در صورتی که از روی معرفت و محبت باشه .
حال این درّ گرانبها را با این همه عظمتش، در چه راهی و به پای چه کسی باید ریخت تا از ارزش و شرافت آن کاسته نگردد?.بحث ما هنوز بر سر این نیست ، که باید بر حسین بن علی گریست ، بلکه صحبت ابتداییمون ، بر سر این است که نکند این اشک را از جایگاه خویش تنزل دهیم و در هر ناکجابادی مصرف نماییم.
تفاوت اشک از روی محبت ، با تبسم از روی محبت ، در این است که شما تبسم خویش را به تموم کسانی که دوستشان دارید می توانید ارمغان دهید ولی اشک محبت و عشق را تنها به کسی که از همه بیشتر دوستش دارید هدیه می نمایید .به راستی این گونه نیست؟
حال باید در این جهان هستی گشت ، تا کسی را بیابیم که بتواند ظرف اشک من باشد و از آنجایی که خدای مهربان ، مرا قلبی عطا نموده که به امور کم ارزش قناعت نمیکنه (البته شاید اکنون من به چیزی دل بسته باشم که به مانند سراب ، کاذب باشد ) ، باید به دنبال چیزی گشت که از کمال و جمال والایی برخوردار باشه و در اثر گذر زمان ، از ارزش آن کم که نمی شود هیچ ، علاقه و دلبستگیه من به آن دو چندان می گردد.
شاید پرسشی که برای تک تک ما پیش بیاید این باشد که ، علاقه و محبت ، نسبت به همسر و فرزندان و پدر و مادر و... در کجا قرار می گیرد آیا می تواند محمل اشک من اینها باشد.
کمی تامل نمایید تا در مجلس بعدی بیشتر پیرامون آن با هم صحبت نماییم.
به فدای لب عطشانت یا حسین
بفرمایین روضه (مجلس سوم)تاريخ: شنبه بیست و دوم دی 1386 ساعت :17:38بسم الله الرحمن الرحیمالحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین.

در مباحث قبلی به اینجا رسیدیم که مهمترین عامل امتیاز انسان از دیگر موجودات وجود قلب است که به این وسیله احساسات و عواطف را درک کرده و به مخاطب خویش القا می کند.
حال بحث ما این است که باید بدانیم اشک و گریه مراتبی دارد . و بالاترین درجه آن اشک از روی معرفت و محبت است که به آن اشک عشق می گویند.
انواع گریه با توجه به چند بعدی بودن انسان به اقسام زیر تقسیم می شود:
۱- گریه به خاطر صدمه جسمی ۲- گریه از روی ترحم ۳- گریه به خاطر تالم روحی مثله افسردگی ۴- گریه به خاطر هیجانات تند روحی (اشک شوق) ۵- اشک فراق ۶- گریه ندامت و پشیمانی ۷ـ ......
از مهمترین و زلالترینه اشکها همانطور که قبلا هم متذکر شدیم اشک از روی معرفت و محبت ، که همان اشک عشق است باید نام برد و در جاهایی ، که اشک عشق پا می گذارد ، دیگر اشکها و گریه ها را تحت تاثیر خویش قرار می دهد .
به عنوان نمونه شما در داستان حضرت امیر ، هنگامی که تیر به پای مبارکشان اصابت نموده و ایشان را آزار می داده ، برای بیرون آوردن آن تیر از امام حسن مجتبی مشورت می گیرند ، حضرت می فرمایند: بگذارید پدرم مشغوله نماز خواندن شوند ، آنگاه تیر را از پایشان درآورید ، چرا که حضرت در نماز به نحوی محو در جمال حضرت عشق می گردند و اشک محبت می ریزند که توجهی به این امور کوچیک ندارن و به این شکل تیر را از پای مبارکشان درآوردند.
انشائ الله در صحبت بعدی پیرامونه اینکه ، چرا باید بر امام حسین گریست و اشک ما باید از کدام نوع باشد ، نکاتی را عرض می نمایم.
بفرمایید روضه (مجلس دوم)تاريخ: جمعه بیست و یکم دی 1386 ساعت :17:13بسم الله الرحمن الرحیمالحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین.

قرار شد در این فرصت پیرامونه اولین مقدمه ، از سه مقدمه ای که باید ابتدا مطرح بشه تا بعد بتونیم به این پرسش پاسخ دهیم که فلسفه اشک برای ابی عبد الله الحسین برای چیست ، با هم صحبت نماییم .
در بین تمومه موجوداتی که خداوند متعال آفریده (جمادات،گیاهان،حیوانات...) ، انسان به عنوانه گل سر سبد عالم هستی شناخته می شود و این به خاطر برخی تمایزاتی است که دیگر مخلوقین ندارند.
خداوند متعال به انسان عقل را عطا کرد تا به واسطه اندیشه ، قدرت اختیار و انتخاب را داشته باشد و به وسیله این موهبت خدادادی ، در مشکلات و بحرانها و انتخاب مسیر زندگی نقشی ایفا کند.
ولی همه تمایزات به این ختم نمی شود ، بلکه خداوند متعال به انسان تفضلی دیگر نموده است و او را دارای قلب ویا به عبارت دیگر (دل) کرده است. که این قلب مرکز احساسات و عواطف و به تعبیر صحیحتر ، لسان ناطقه درونی جهت ارتباط با قلوب دیگران است. یعنی هنگامی که یه نفر ، به کسی عشق و محبت می ورزه ، بالاترین صدای دوست داشتنش و صمیمیترین ابراز ارادتش در یک قطره ای به نام اشک جلوه می کند و به این واسطه پیامه درونش را صادقانه به مخاطب خویش می رساند.
کار قلب ، از عقل بالاتر است. چرا که آنجاهایی که قلب قدم می گذارد و آن را عشق می نامند ، عقل پایش لنگان می شود و از همراهی باز می ماند .
به این ترتیب در این مقدمه ، جایگاه اشک و میزان تقدسش را دریافتیم و فهمیدیم که انسان ، هنگامی که به شدیدترین حالت احساسی برسد ، از طریق اشک که ترجمان دل است ، به مخاطب خویش با زبان بی زبانی صحبتش را القا میکند.
چه کرد ه ای تو با دل ام ای پسر فاطمه.
بفرمایید روضه (مجلس اول)تاريخ: پنجشنبه بیستم دی 1386 ساعت :17:16بسم الله الرحمن الرحیمالحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین.

همون طور که به شما قول داده بودم سعیم بر اینه ، تا در این شبهای عزیز ماه محرم ، ماه عشق بازیه بندگان پاک با معبود بی همتا ، از برای صحیح زندگی نمودن در این دنیا ره توشه ای برداریم.
از اونجایی که تموم سعیم اینه که مطلب به صورت گزیده و در حد ۱۴ سطر نوشته بشه ، لذا خواهشم از شما اینه که بر روی مطالب تامل کنید تا استفاده بیشتری بتوان برد.
امشب به عنوان مقدمه خدمتتون می خوام عرض کنم ، که اگه ماها نسبت به کارهایی که در طول زندگیمون به آنها برمی خوریم با هوشیاری و دقت نظر و معرفت نگاه کنیم ، استفاده زیادی می توان از آن موقعیتها و زمینه های موجود در مسیر زندگی برد.
یکی از این فرصتها ، ماهه محرم و شهادت امام حسین (علیه السلام) است که متاسفانه ماها زیاد بر روی اون تامل و تفکر ننموده ایم و لذا نتونسته ایم ، اون نتیجه هایی که می شود از این فرصت گرانبها گرفت را دریابیم.
امشب فقط طرحه موضوع می کنم ، تا در شبهای آینده بیشتر پیرامون اون ، با همدیگه صحبتایی داشته باشیم و اون موضوع پیرامونه این ۳ پرسشه اساسیه که اولا: فلسفه اشک چیست و چرا باید گریست؟ ثانیا:چرا باید برای امام حسین (علیه السلام) حزین باشیم ؟ ثالثا : سوگوار و عزادار حقیقیه حضرت به چه کسی گفته میشه؟
انشائ الله در شبای دیگر بیشتر باهم صحبت می کنیم.
هر دری بسته شود جز در پر فیض حسین این در خانه عشق است که باز است هنوز
بفرمایید روضه.....تاريخ: شنبه پانزدهم دی 1386 ساعت :22:20با سلام خدمت همه شما دوستان و بزرگواران.بعد منزل نبُوَد در سفر روحانی
تصمیم بر این داریم تا در ایام حزن و اندوه محرم ، در حسینیه دلها ، مهمون یکدیگر بشیم . اونم به این صورت که هر شب یه مطلبی ۱۴ سطری نوشته میشه و در پایان هم ، ذکر مصیبتی.
این بیشتر به این خاطره که بسیاری از دوستان ما در دانشگاهها و یا دبیرستانها مشغوله آزمونهای پایان ترم هستند و شاید کمتر بتونند در این ایام ، به بزم بهشتیه حسینیه ها وارد شوند و از طرف دیگر ، در اون شهری که مشغولند غریبند و مکانی را نمی شناسند.
با توجه به جمله شریف کل ارض کرببلا ، همون کنار دستگاه رایانه هم می تونیم عرض ارادت و محبتی به ابا عبد الله الحسین داشته باشیم و از قافله پاکان روی زمین عقب نمانیم.فرقی هم نمی کنه که به ظاهر یه نفر باشه یا هزاران نفر .بلکه این قلوب هستند که گرداگرد یکدیگر از این می بهشتی می نوشند و سرمست ولا می شوند.
جهت هر چه بیشتر استفاده بردن معنوی : یه کم حضور قلب ، یه مقدار اخلاص ، یه دله شکسته ، یه جو امید ، بقیه اون هم با خوده اربابه.
تو بندگی چو غلامان به شرط مزد مکن که خواجه خود روش بنده پروری داند
زمان : از روز پنج شنبه ، اول محرم.
مکان : حسینیه دلها(بس که نالیدم دلم شش گوشه شد.)

