تبليغاتX
حاج آقا مسئلةٌ
حاج آقا مسئلةٌ
ما را دوباره دعوت کردند ، خدا کنه گل کاشته باشیم.

برداشت اول

 

شب اول ماه مبارک رمضان بود . خدا خیرش بده . آد مه با ذوقیه   . بعده سخنرانی بنده ، شروع به مناجات خوندن کرد . آقا رضا مختاری ، مداح هیئتو میگم. وسطهای خوندنش یه دفه به من گفت : حاجی تلفنتو بده . پیش خودم گفتم : آخه وسط خوندن  این می خواد با کی تماس بگیره. از یه طرف می خوند ، از یه طرف همین طور شماره می گرفت  ولی بهش خط نمی داد . تا اینکه دیدم پشت گوشی گفت :  ممد جان سلام . کجایی؟ خوب خدا را شکر . بعد پشت میکروفن گفت : رفقا شب اولیه بیاین با امام رضا  شروع کنیم . یه دفه جلسه به هم ریخت . همه دیگه تو حال خودشون نبودن . آخه فهمیده بودن زنگ زده به رفیقش و اونم تو صحن گوهر شاد تلفنو سمت حرم گرفته و...........

 

برداشت دوم

 

شب جمعه آخر ماه مبارک رمضان بود . بعده سخنرانی ، وداع با ماه مبارک رمضان داشتیم . چون شب جمعه، شب زیارتیه ابا عبد الله الحسین بود ، از آقا خوندن و بچه ها از فراق می سوختند .......  آقا رضا تازه رسید ، معلوم بود کلی شعر با خودش اورده ، مثله همیشه شروع کرد صیغه استغفار رو خوندن . رو کرد به بچه ها گفت : یادتونه روزه اولمون رو با امام رضا شروع کردیم . حالا هر کی، یا قدر دونسته این ایام را یا مثله من از دستش داده ، بیایم سفره ماه رمضون را با نام و یاد امام رضا جمعش کنیم . خیلیم مصر بود   که رفقا یه وقت دسته کم نگیریدو . به والله اهل بیت متوجه صحبت ما هستند . بعد شروع کرد به شعر خوندن ....... دیدم تلفنم داره زنگ می زنه . می خواستم جواب ندهم ولی دیدم یکی از دوستانیه که خیلی وقته ازش سراغی ندارم . پس از سلام و احوال پرسی ، گفتم یادی از ما کردی کجایی ؟ گفت :مشهدم تو صحن گوهر شاد . گفتم یه یادی ازت بکنم، بهت زنگ زدم. بهتم زده بود . بهش گفتم یه لحظه گوشی  . رو کردم به آقا رضا مختاری  گفتم : این بار خود امام رضا بهمون سر زده . تا فهمید بغضش ترکید و جلسه دوباره ............

 

برداشت سوم

 

یه روز که اومدم منزل، خانمم گفتند : برای 5 شنبه انشائ الله میخواهیم مشرف بشیم مشهد به پابوسی آقا .

خیلی خوشحال شدم . چرا که بعده یک ماه مهمونی خدای مهربون ، حالا می خوایم مهمون امام رضای مهربون   بشیم . حتما یه کاری باهامون دارند که دعوتمون کردند .(رجوع کنید به یادداشت های اخیر تحت عنوان یادگاری مشهد مقدس)

http://www.blogfa.com/Desktop/Default.aspx?t=-1193959175

انشا ئ الله تو صحن های با صفای امام رضا با خوندن این یه بیت شعر :

    تو که یک گوشه چشمت غم عالم ببرد                    حیف باشد که تو باشی و مرا غم ببرد.

صبحها بعد از نماز صبح تو صحن گوهر شاد به یاد همه شما دوستان عزیز هستم و  مشرف شدن یکایک شما بزرگواران را به حرم ملکوتی و بهشتی آقا علی ابن موسی الرضا را مسئلت می نمایم .

              آنان که در جوار رضا آرمیده اند             کفران نعمت است  گر بهشت آرزو کنند.   

|+| نوشته شده توسط حجة الاسلام محسن کریمی در دوشنبه بیست و سوم مهر 1386 ساعت 0:40 |

یادگاری از مشهد مقدس(ما که امام رضایی شدیم ، شما رو نمیدونم...)
سلام . بزرگواران . قرار نبود به این زودی ، پست مطلبم را عوض کنم ، ولی دست تقدیر ما رو ...........

چند سال پیش تو مسجد گوهر شاد با یکی از رفقای صمیمیم نشسته بودم .

از دور یکی از شاگردان آیت الله بهجت را دیدم . همدیگر را می شناختیم. پس از سلام و علیک به ایشان گفتم امشب شب آخریه که مهمان حضرتیم . یه سفارشی ، صحبتی بکنید تا این شب آخریه رو خوب بتونیم استفاده کنیم.

گفت :!!!! ببینید آقا باهاتون چیکار داشتند که دعوتتون کردند بیاین اینجا!!!!. هر موقع دره خونه دلتون را زدند و دعوتتون کردند ، بدونید حتما یه کاری باهاتون داشتند. تا حالا اگه نفهمیدید ، سعی کنید این لحظات آخر از خود آقا بخواهید که بهتون بفهمونند...........

پیش خودم گفتم : آخه آقا چه شکلی به ما می فهمونند ؟؟ هنوز تو فکر بودم  که ایشون فرمودند: آقا به نحوه های مختلف باهاتون حرف می زنند. بعضیها که  جمال شمس الشموسی(خورشید گونه) خود آقا را می بینند ، بعضیها رو خود امام رضا یه رفیقی میاندازه جلوی راهشون و به زبون او باهاش صحبت می کنند، بعضیها مون رفتیم توی یکی از صحنها نشستیم ، سخنران بالای منبره ،داره حرف میزنه ، میبینم حرف دلمونه ، درسته،  امام رضا داره به زبان اون با من حرف می زنه ، بعضیهامون را با یه کتاب آشنا می کنند  وبه واسطه اون کتاب ، باهامون صحبت می کنند و.............

خلاصه ، خدا را شکر  دوباره پنجره دلمون رو به سوی گنبد طلایی حضرت باز شد و قراره با یه سری از رفقای مجموعمون  بریم به پابوسی آقا . ببینیم این بار حضرت باهامون چه صحبتی دارند.

خدا کنه از دفعه قبل تا حالا کاری نکرده باشم ، که دل آقامو رنجوده باشم . خدا کنه اون قولهای قبلیمو که به آقا داده بودم ، نشکسته باشم ، که الان سر به زیر باشم.

اما هر چی باشه آقامون مهربونه ، برا همین بهش میگن رئوف. از نامشونم مشخصه ، آخه بهشون میگیم رضا یعنی خیلی زود راضی میشن . امیدم اینه که منم یه کم بتونم حضرت را از دست خودم راضی کنم. 

انشائالله در کنار خورشید عالم تاب ، دعاگوی شما دوست و همراه گرامی هستم  .اونایی که نام وبشون را توی وبم نشونی دادم . شمایی که با نظراتتون منو همراهی کرده اید . و شمایی که همین الان به جمع ما پیوستید و دارید مطالب را می خونید ، دعا گوی همه شما هستم.

در روایات بسیاری داریم که اگر شما نسبت به کار نیک برادر مومنت ، غبطه خوردی و دوست داشتی تو هم همراه باشی ، در اعمال آنان شریکی. مگر نه اینکه : الاعمال بالنیات .

اگه دیدید دلتون امام رضایی شد ، شک نکنید که الان توی یکی از صحنها ، کبوتر وجودتان داره پرواز میکنه.

من که همیشه این شعر رو زمزمه می کنم ، شما رو نمیدونم :

بنازم چشم مستت را چه خوش صید دلم کردی 

                                  که کس آهوی وحشی را از این خوشتر نمی گیرد

  

|+| نوشته شده توسط حجة الاسلام محسن کریمی در شنبه بیست و یکم مهر 1386 ساعت 11:40 |

.......انگار خدا داره از غریبی در میاد........
میگن تو میهمونی دو جاست که میزبان خیلی برای میهمانش ، بالا و پایین میزاره

اولی هنگامیه که تازه همو دیدند و کلی همدیگر رو تحویل می گیرند . دومی زمان خداحافظیه که میزبان سعی می کنه میهمانشو ، راضی از خونش بدرقه کنه   ، لذا هر چی بتونه اون دم دمای آخر ریخت و پاش می کنه.

حالا می خوام بگم : یادتونه به همدیگه می گفتیم ، ماه مبارک رمضان  داره نزدیک می شه ، خودمونو باید آماده کنیم .......حالا کم کم داریم به پایان میهمونیمون نزدیک میشیم .

بزاریند اول این حدیث رو که دیروز خوندم و تنم لرزید   را براتون بگم .حضرت می فرمایند:

چه خسران کننده است آن شخصی که ماه رمضان را درک کند و ماه رمضان به اتمام برسد و هنوز مورد مغفرت الهی قرار نگرفته باشد.

البته اینو بگم که این حدیث بیشتر مال اون کسانیه که اهمیتی به این ماه ندادند  و روزه ای نگرفتند  و شب قدرها را قدر ندونستند و ........ولی مایی که با نام اباعبد الله الحسین شروع نمودیم (رجوع کنید به آخرین نوشته ها ) و با نام حضرت زهرا (سلام الله علیها) به قدر راه یافتیم ، امید فضل و رحمت و مغفرت درگاه الهی را انتظار داریم .

خب بیایم سر اصل مطلب . اونم اینه که درسته داره ماه میهمانی تموم میشه و خدا در پایان این ماه یه مجلس جشنی  ترتیب داده که نظیر نداره و خود خدا از تک تک بندگانش تشکر میکنه ولی آیا همش به اینجا ختم می شه؟  

بنده که فکر میکنم خدای مهربان این بهانه ها را انداخت جلوی پای من وشما ، تا اگر ازش دور شدیم ، توی این دنیا زمین گیر شدیم و.... دوباره رومون بشه اونو صداش بزنیم و باهاش صحبت کنیم و انس بگیریم . خیلی ها بودند دور شده بودند وناامید..... ولی دوباره نشستند سر سفره الهی و با خودشون آشتی کردند  ، چرا که در حقیقت با خدای خودشون آشتی نمودند.

عزیزان ، خیلی جالبه . خدا می خواد تو این ماه یه کلاس حرفه و فن راه بیاندازه ، تا اون مطالبی که یه سال خونده بودیم  ولی نتونسته بودیم بهش عمل کنیم ، را بهمون آموزش بده و از این به بعد جدی یه بنده خدایی بشیم . 

با روزه گرفتنم ،بهمون فهموند: که همش دنیا و لذات دنیا نیست که همه چیزمو بخوام فداش کنم بلکه به عکسه. با خوندن دعاها بعده نمازامون  ، بهمون رسوند: که همش خودمون نیستیم که بعد از یه برنامه ریزی نا صحیح  به بن بست دنیا برسیم و افسرده و پکر بشیم ، بلکه یه خدایی هست که باید از او خواست و از او مددجست. با سحرهاش بهمون فهموند : که حقیقت انس و لذت ملاقات یعنی چی؟ اون موقعی که تو خلوت شب قطرات اشک بر گونه هامون غلطید و خودمونو در نزد ملیک مقتدر (عند ملیک مقتدر) حس نمودیم و می خواستیم تا ابد دراین لذت انس بمانیم و پشت پا به هر چه محبتهای سرابی  و عشق های مجازی  است بزنیم .

یه اهل دلی بالای منبر ، به مردم گفت : آی مردم ،۱۲۴هزار پیغمبر اومدند ، گفتند بیایید موحد بشین ، ولی من می خوام بگم: بیاین مشرک بشین . همه تعجب کردند که این داره چی می گه. کفر میگه. پاسخ گفت: نه ، حقیقته. بیایم مشرک بشیم . آخه ما تو کارهای روزمرمون که اصلا به یاد خدا نیستیم . من می گم بیایم یه کم خدا را در زندگیهامون در نظر بگیریم و شریک کنیم.

درسته ، تازه خدا داره از تو غربت کمی در میاد . انگار دعامون داره مستجاب میشه(اللهم رد کل غریب).

تموم حرفم پس از یک ماه میهمانی  اینه که اگر تا به امروز به مهمانی خداوند دعوت بوده ایم ، برای همیشه او را در قلب خویش میهمان کنیم ، چرا که فرموده اند : القلب حرم الله ...قلب حرم خداست و غیر خدا را در این حریم الهی سکونت ندهید و با اقتدا بر مولای خویش اباعبدالله الحسین (علیه السلام) ، خدای مهربان را به ضیافت کربلای خویش دعوت نماییم و هستی خویش را به پایش بریزیم. 

|+| نوشته شده توسط حجة الاسلام محسن کریمی در شنبه چهاردهم مهر 1386 ساعت 16:4 |

توجه ، توجه ، توجه
 با عرض سلام و قبولی طاعات همه شما عزیزان

قرار نیست  هر از گاهی که یه مطلبی به نام بنده در وبهای دیگه منتشر می شه و مضامین آن با محتویات و نظرات وبلاگ بنده مخالفت داره ، بنده بیام و اونو رد بکنم . دیگه این جور مطالب کذب به نام دیگران در فضای مجازی اینترنت  یه امر طبیعی است تا برخی عقده حقارت خویش را این گونه درمان نمایند.

یه ضرب المثل معروفی هست که می گه : شنونده باید عاقل باشه...... 

اولا : از تموم شماهایی که بزرگواری نمودید و با پیام خصوصی ، به بنده اطلاع دادید ممنونم . دوما : خواهشم از همه خوانندگان مطالب این است که یه کمی تامل کنید ،و به این راحتی اظهار نظر نکنید  ، برخی که تعدادشان به ندرت بود به راحتی مطالب را قبول کرده بودند ، که فکر می کنم جزو کسانی باشند که تازه با همین خبر ، با وب بنده آشنا شدند ، ولی این گونه برخورد صحیح نیست .

حالا یه تیکه هایی از این اراجیف خنده آور   را که در وبهای دیگران به نام بنده آمده را توجه نمایید و خود قضاوت نمایید ، واین برای آخرین بار است که این گونه مطالب را رد می کنم ، چرا که خود شنونده باید عاقل باشد .......

(( آستان مبارکه رضوی اقدام به ایجاد مرکزی برای صیغه خواهران باکره ومطلقه نموده است . دفتر اصلی این مرکز در داخل حرم مطهر جنب ورودی اصلی نقاره خانه واقع شده ....)))

(((ادرس دقیق و و سایر جزییات در سا یت اینجانب وجود دارد. ضمنا میتوانید به سایت حاج اقا کریمی سرپرست محترم دفتر و نماینده حاج اقا طبسی در امور صیغه به ادرس http://hajimasalaton.blogfa.com/post- )))

واین هم نظر یه خواننده گرامی:

کامنتی از طرف یکی از دوستان شما به نام سید گرفتم که باعث رنجش خاطر و نگرانیی ام شد
در خباثت مردان همین بس که بخواهند در حرم مطهر امام رضا خانه عفاف راه بیندازند و حرام رو حلال کنند به زعم خودشان و پول سرکشی غریزه جنسی شان را در حرم مطهر آقا بریزند !!! و در شک دار بودن دین شما هم همین بس که پرچمدار طرحی شدید که چند سال پیش به خاطر برخورد مردمی در نطفه خفه شد و خوشبختانه پا گرفت .
به جای اینکه تقوا پیشه کردن رو تبلیغ کنید اینقدر عاجزید که راه حلال رو اونم در جوار مقدسترین وجود خاکی در ایران زمین رو پیشنهاد تبلیغ میکنید ؟
اف بر شما !

حال این شما و قضاوت پیرامون این مطالب مضحک .البته یه خوبی هم داشت که با خیلی ها ،  (البته از نوع اسلامیش آشنا شدیم) آخه مگه نشنیدین که میگن : عدو شود سبب خیر اگر خدا خواهد .

 

|+| نوشته شده توسط حجة الاسلام محسن کریمی در شنبه هفتم مهر 1386 ساعت 17:41 |

لیله القدر یعنی حضرت زهرا (سلام الله علیها)

                                

 همه می خوا ند در رابطه با شب لیله القدر بدونند   .

ولی وقتی تو قرآن می گه :( و ما ادریک ما لیله القدر) . شما شب قدر را نمی شناسید ، دیگه دهن  آدم بسته میشه ، چیزی نمی تونه بگه. می دونید چرا   ؟

چون حقیقت لیله القدر  ، حضرت زهرا ست . درسته تعجب نکنید ، حالا حدیثشو براتون می گم. بزارید اول اینو بگم که اصلا اینکه به حضرت زهرا می گن فاطمه ، را امام صادق (علیه السلام) می فرمایند به این خاطره که: فطم به معنای دوری است .وچون مردم از شناخت و  در ک ایشان عاجزند ، لذا نام فاطمه را بر او گزاردند. ( ارتباط با اینکه شما چه می دانید شب قدر چیست؟)

دو تا مطلب تلگرافی درباره عظمت حضرت زهرا می گم ، نوش جون هر کی فهمید   .

اول اینکه : حضرت زهرا در صلب هیچ کس نبوده ، یعنی همه امامان و پیامبران حتی پیامبر اکرم ، نسل به نسل در صلب افراد قبلی بوده اند تا زمانی که متولد شدند ولی حضرت زهرا از این قضیه مستثناست . یعنی پیامبر اکرم پس از چند شبانه روز دوری از حضرت خدیجه و عبادت کردن ، خداوند متعال میوه ای یا طعامی از بهشت توسط جبرئیل برای پیامبر آوردند و از آن تحفه بهشتی نطفه حضرت زهرا (سلام الله علیها) بسته شد .واین از عظمت آن بزرگوار است.

 دوم : حدیث کسائ را حتما خوانده اید . کمی توجه کنید . عظمت حضرت زهرا نیز در حدیث کسائ مشخص می شود . حضرت زهرا (سلام الله علیها) خود مستقیما دارند این قصه را تعریف می نمایند که پدرم به نزدم آمدند و..... تا آنجایی که می فرمایند : جبرئیل به خدمت خداوند متعال رفت و اذن ورود بر پیامبر را خواست . اینها را خود حضرت زهرا دارند مشاهده می نمایند و خود می شنوند و نقل می کنند، نه اینکه دیگری ویا فرشته ای برایشان نقل بکند و سپس حضرت بیان نمایند.(کمی تامل کنید   ، روشن می شود .)

همه حرفم تو این یه جمله خلاصه  : اگه شب قدرو می خوایم با معرفت درک کنیم و از فیوضاتش بهره ببریم  ، باید شناخت خودمون را از حضرت زهرا تا اونجا که ممکنه بالا ببریم  . چرا که هر چقدر حضرت را بهتر بشناسیم ، شب قدر را بهتر درک کرده ایم . مگه نشنیدی که میگن در شب قدر هیچ چیزی به اندازه کسب علم اهمیت نداره . علم در کلام امام صادق به این معناست : علم ، نوری است که خداوند متعال در قلب هر کس بخواهد قرار می دهد . حضرت فاطمه نورند ، برا همین بهشون می گن زهرا (در خشنده) . یعنی اگه حضرت زهرا در قلبمون جای گرفت ، حقیقتا خدا را شناخته ایم و شب قدرمون را درک کرده ایم  . برا همین هر کتابی ، دعایی ، تفکری که بیشتر ما را با حضرت زهرا آشنا کنه ، در این شب از اهمیت بالایی برخورداره.

واما حدیث امام صادق (علیه السلام) در رابطه با آیه اول سوره قدر:

انا انزلناه فی لیله القدر ، "اللیله" ، فاطمه و "القدر" ، الله . فمن عرف فاطمه حق معرفتها فقد ادرک لیله القدر .

 " لیله " فاطمه و "قدر" الله است . هر کس به درستی فاطمه را بشناسد ، شب قدر را درک کرده است . 

رفقا ، دوستان ، بزرگواران . باید دست تمسک به رشته های خاکی چادر مادرمان (حبل الله المتین) بزنیم و از خود مادر کمک بگیریم ، باشد که ما هم محرم اسرار شویم و به حریم کبریایی رهی پیدا نماییم و حسن ختام کلامم با این سروده تمام می نمایم:

دست من و عنایت و لطف و عطای فاطمه .........              دعای به همدیگر را فراموش نکنیم.

|+| نوشته شده توسط حجة الاسلام محسن کریمی در شنبه هفتم مهر 1386 ساعت 17:41 |