تبليغاتX
حاج آقا مسئلةٌ

با زبان روزه و لبان تشنه می گویم : به فدای لب عطشانت یاحسین
تاريخ: پنجشنبه بیست و دوم شهریور 1386 ساعت :15:11
                                سلام ، ماه میهمانی بزرگ الهی بر همه شما مبارک .

می گفت : فکر نکنید که فقط شما میهمان خدا شده اید . نه ، همه خلایق میهمانند .

 مگه دعاهای ماه رمضون را بادقت نخونده ای . بعد از نمازها هر چی از خدا  در خواست می کنی نه فقط برای خودت نه خونوادت نه مومنین بلکه میگی برای همه می خوام . یعنی صدقه سر مومنین خدا به همه داره تفضل و عنایت میکنه.  اللهم ادخل علی اهل القبور السرور ، اللهم اغن کل فقیر و..... ببینید ابتدای همه اون چیزایی که از خدا میخوایم کلمه کل آورده یعنی همه .شیعه ، مسلمان ، کافر، گبر ، بت پرست.... میگیم خدایا همه گرسنگان ، همه مریضان ، همه فقیران .......

 

درسته ، مهم اینه که من نزد میزبان چه جایگاهی دارم . جزو میهمانان عامش هستم یا خاص . اون به من چه نظری داره . خودمون هم  دیدیم وقتی یه جایی میهمانی میرویم ، همه سر سفره نشسته اند و دارن از خوراکیها تناول  می کنند ولی میزبان با اون میهمانی که خیلی صمیمی تره   جور دیگری برخورد می کنه . جور دیگری تحویلش می گیره . اصلا همه اینا بهونه بوده تا همدیگر رو ببینند.

درسته شاید بگیم ما که گنه کاریم و آبرویی نداریم  چطور می تونیم جزو میهمانان خصوصی و صمیمی میزبان قرار بگیریم . ولی بعضی وقتها دیدید یه نفر که با میزبان خیلی صمیمیه و انس داره ، شخص میزبان به اون کسی هم که همراه این میهمان اومده ( طفیلی) جور دیگری نگاه میکنه و اونو مورد نوازشه خودش قرار می ده .

دوستان ، عزیزان ، بزرگواران ، ممکنه که بنده هم آبرویی نداشته باشم  و جزو میهمانان عام محسوب بشم ولی اگه با اون کسی که خدا خیلی دوسش داره در این میهمانی وارد بشیم ، مسلما جور دیگری مورد لطف و احسان واقع می شویم . آری با بردن نام ابا عبدالله الحسین در هنگام سحر و آغاز نمودن افطارمان با ذکر و یاد حضرت ، محبوب میزبان که همان خدای مهربان است می گردیم. چرا که در حدیثی به ما این گونه یاد داده اند : احب الله من احب حسینا . خدا عشق می ورزه به کسی که به حسینش عشق بورزه.

حال این من و این ماه میهمانی و این خدای مهربان و این عزیز دردانه هستی حسین.

از همین الان توجهم را به حضرت معطوف می دارم و با لبان تشنه ، از صمیم قلبم می گویم :

                                             به فدای لب عطشانت یا حسین. 

چقدر زشته که انسان بخواد تو میهمانی تازه برای نظافت به حمام بره..........
تاريخ: دوشنبه دوازدهم شهریور 1386 ساعت :7:16
بالای منبر نشسته بود . سرشو پایین انداخته بود و داشت تو خودش می سوخت .                         حمد و ثنا را شروع کرد و گفت : رفقا ، دوستان ، بزرگواران چقدر آماده شدید ؟

می گفت : دیدید تا میخوایم به یه مهمونی بریم ، هر چقدر اون میهمونی بزرگتر باشه، خودمونو بیشتر آماده می کنیم . قراره تا چند روزه دیگه به یه مهمونی بزرگ دعوت بشیم.

اصلا چند تا سوال؟

شما تا میرید مهمونی ، کاری می کنید؟؟.یا اینکه میزبان همه چیز را آماده کرده ، ناهار، وسایل استراحت ، نوشیدنی و...... حتی به شما اجازه نمیده کمکش کنید . اصلا می دونید کراهت داره که میهمان در منزل میزبان کار بکنه یعنی خوبیت نداره . از اون طرف هم می گن اگه کسی رو دعوت کردی به مهمونی ، تموم امکانات را براش فراهم کن و از چیزی براش کوتاهی نکن.

حالا وظیفه چیه ؟ من میهمان چیکار باید بکنم ؟

 تا قبل از میهمانی فقط دوتا کار باید انجام داد : یکی اینکه به حمام بریم وخودمونو  از آلودگیها شستشو بدیمو پاک بشیم و دوم لباسهای تمیز بپوشیم و خودمون را معطر بکنیم .

حالا ماه رمضان داره میاد. درسته یه مهمونیه بزرگ . آخه خوابش عبادته ، نفس کشیدنش عبادته ، یه آیه ثواب یه ختم قرآن داره و .......

باید تا قبل از میهمانی این دوتا کار را انجام داده باشیم . ماه رجب (که یادش بخیر )گذشت ، میگفتند زیاد بگید : استغفر الله و اسئله التوبه . آخه کار استغفار مثله حموم میمونه . درسته تموم گرد و غبارهای گناه را از آدم پاک میکنه و یه شستشوی حسابی به جانهای خسته از گناه میده .            ماه شعبان هم که الان آخراش هستیم ، فرمودند: زیاد صلوات بفرستید . آخه کار صلوات اینه که روح انسان رو خوش بو میکنه . شیرین میکنه . خوردنی میکنه .....

حالا آماده اید؟ پاک شدیم از تعلقات به دنیا؟؟ روحمون را معطر کردیم به صلوات بر پیامبر و آلش ؟؟؟.

چقدر زشته که انسان با آلودگی وارد میهمانی بشه . با لباسهای چرکین و چروکیده  اصلا خود آدم خجالت میکشه. ببینید درسته که تو ماه میهمونی هم می بخشند ولی خیلی زشت و خجالت آوره که انسان بخواد اونجا تازه حمام بره و لباسهای چرکشو در بیاره و لباس تمیزها شو بپوشه .....

 امام رضا(علیه السلام) که جان عالمی به فدای یه نظاره اش باد ، در این باره اینگونه می فرمایند:

ای ابا صلت ، اکثر ماه شعبان رفت و این جمعه آخر آن است . پس تلافی کن به آنچه که از این ماه باقی مانده است و بر  تو باد به زیاد دعا کردن و قرآن خواندن و توبه کن به سوی خدا از گناهان خود تا اینکه خالص و پاک وارد ماه مبارک رمضان شوی و........ وفرمودند زیاد این دعا را در آخر ماه شعبان بخوان:

اللهم ان لم تکن غفرت لنا فیما مضی من شعبان فا غفر لنا فیما بقی منه.                                         خدایا اگر هنوز مرا در ایام ماه شعبانی که گذشت نبخشیدی ، ببخش مرا در ایام باقیمانده آن.

دوستان ، عزیزان ، رفقا بیاییم تا فرصت هست کاری از برای خویش انجام دهیم و جوری رفتار کنیم تا در ماه مبارک رمضان، هم خدا از دست ما راضی باشد و هم ما نسبت به حضرتش به مقام رضا برسیم.

                                                                                  دعای به یکدیگر فراموشمان نشود. 

قابل توجه کلیه بزرگواران و دوستان
تاريخ: پنجشنبه یکم شهریور 1386 ساعت :2:21
شخصی با نام بنده و یا نام وبلاگ ، مطالبی موهن نسبت به حضرات اهل بیت (علیهم السلام) را که لایق خودش است در وبهای مختلف آورده،علاوه بر بیزاری از این شخص ، خواهشمندم لغویات این شخص را از ستون نظرات حذف نمایید.

پاسخ این بی ادبی گستاخانه ، نسبت به حریم اهل بیت(علیهم السلام) را به حافظ خیام حرم ،                                   حضرت عباس (سلام الله علیه) حواله می کنیم.

این مطلب را صرف اطلاع شما بزرگواران نوشتم ، خواهشمندم  پست مطلب اصلی این هفته را که در  قسمت زیر آمده است ، مطالعه نمایید و نظرات خویش را بیان نمایید.    دعاگوی شما - کریمی  

نوشته شده توسط حجة الاسلام محسن کریمی | موضوع: | لينک ثابت |
آیا تا حالا شده یه بار که دره خونمون زده شد بگیم........
تاريخ: پنجشنبه یکم شهریور 1386 ساعت :2:0
با سلام خدمت همه شما دوستان و همراهان.ممنون از این همه لطف و بزرگواریتان که در ستون نظرات پست قبلی ابراز نموده بودید.در مشهد دعاگوی همه شما عزیزان بودم .(یادش بخیر)

بسیاری از دوستان میگن چرا زود به زود مطلبت را جدید نمی کنی . بهشون عرض کردم : اولا هفته به هفته که دیر نیست . ثانیا قرار نیست دائم مطلب جدید بخونیم بلکه قرارمون بر اینه که روی یه مطلب فکر کنیم وسپس حرکت کنیم . مگه نشنیدی که رفته بودند خدمت آیت الله بهجت و عرض کرده بودند : آقاجان مطلبی به ما بفرمایید تا به هدفمون که خدا واهل بیته برسیم . ایشون فرموده بودند : به اون چیزایی که بلدید عمل کنید ، می رسید و خودشون دستتون را می گیرند. جدی این یه نکته مهمیه . ما همه چیز را بلدیم پس منتظر چه هستیم.......

صحبتم مطالب بالا نبود ، اما از بس بهمون گیر دادید مطلبی را به اشاره عرض کردم.

توی قم ، نزدیکیهای حرم حضرت معصومه (سلام الله علیها) یه مقبره ای از علمابه نام ابن بابویه است. حدود ۵ یا ۶سال پیش که در قم مشغول تحصیل بودم . پای درس اخلاق حاج آقای تهرانی نشسته بودم.

نزدیکیهای نیمه شعبان بود . مثل یه همچین ایامی . حاج آقای تهرانی معروفه به امام زمونی یعنی خیلی عاشقه . ( اونایی که از نزدیک با ایشون باشن به این مطلب رسیده اند .)

حاج آقا رفت بالای منبر و شروع کرد حمد و ثنای الهی گفتن . ولی این بار معلوم بود خود حاجی هم حال و هوایی دیگه به سر داره. از وقتی شروع کرد ، تا وقتی مجلس تموم شد همه داشتند گریه می کردند . نه، روضه نمی خوند . داشت حرف می زد ولی حرفاش به دل می نشست ، چون از دل بر میومد.

می گفت: رفقا چند سال از عمرمون رفت . یکی ۱۰سال ، دیگری ۲۵ سال .اون یکی۳۰سال و..... دیگه بسمون نیست . نمیخوایم از این عادت زشت ، که بدون حجت خدا داریم زندگی میکنیم دربیایم. چقدر آقا تو زندگیته. تو که ازش دم می زنی تا حالا شده دلت یه دفه برا آقات تنگ بشه و شروع کنی بی اختیار گریه کردن . دیدی یه بچه تو بازار حواسش میره تو اسباب بازیها ، از پدرش جدا می شه یه دفه تا به خود میاد سر به گریه میزاره . هر چی میان آرومش کنن ، میگه بابامو میخوام . یه نفر از روی دلسوزی شکلاتی بهش میده ، پرت میکنه اون طرف ، میگه من بابامو میخوام تو به من شکلات میدی ؟؟؟!!. هیچی جای بابامو نمی گیره.......

 آره درسته ما هم اومدیم تو این دنیا با بابامون (الامام کالاب الشفیق) امام مثل بابای مهربونه . تو بازار دنیا حواسمون رفت توی اسباب بازیها . از بابا مون جدا شدیم......آیا وقته اون نشده ما هم سر حساب بشیم ، ببینیم از بابامون دور شدیم و دل تنگش بشیم و اونو با هیچ چی عوضش نکنیم ....

تو زندگی شخصیمون حضرت کجای زندگی منند؟؟؟ . از امروز صبح تا الان اصلا حضرت در زندگی من تشریف داشتند؟؟.......نه بالاتر میخوام بگم . نمی دونم تا حالا دیدی یه نفر بچه اش گم شده چه حال و هوایی داره. اگه بهش بگن حالا بیا ، یه مقدار بنشین چایی بخور ، میوه ای بخور . میگه چایی بخورم  ، از گلوم پایین نمی ره . آیا تا حالا ما این طوری هوایی حضرت شدیم؟ آیا تا حالا شده یه بار که زنگ خونمون زده شد ، بگیم نکنه آقاست اومده به من یه سر بزنه. آیا تا حالا شده صدای زنگ تلفن که زده شد ، پیش خودمون بگیم شاید حضرتن ، می خوان ازم احوال پرسی کنن .....آره بابا  این حال منتظره نه اینکه ساعت و روز و شب وهفته و ماه و سال بگذره و من ..........

خدایا نزدیک نیمه ماه شعبانیم که می گویند کمتر از شب قدر نیست . چرا که نزول ملائکه در شب قدر(تنزل الملائکه...) به خدمت آن کسی است که ما در آستان میلادش قرار داریم . الها ، کمی از انتظار یعقوب را در قلوب ما جاری بفرما تا در انتظار ظهور یوسف فاطمه ، لحظه ای غفلت ننماییم .

                        یا صاحب الزمان ، امان زلحظه غفلت که شاهدم هستی.  

© This Template Designed By كانون وبلاگ نويسان مذهبي